این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
حالا دیگر سفر به آنجایی رسیده که قدمها روی زمین کشیده میشود. صورتها از آفتاب تند عراق گُر گرفته و نفسها میان هرم گرمای مرداد، به دیوارههای خشک گلو میزند و بالا میآید. چفیه ها، خیس و سنگین روی سر میافتد و چند قدم جلوتر خشک و سبک در باد تکان میخورد.
تراکم آدمها در عمودهای ورودی شهر کربلا، شبیه به ترافیک موجها روی شنهای ساحل، روی هم میریزد و جلو میرود. آرام و سنگین و سر به زیر. آفتاب از وسط آسمان روی کوله پشتیهای زوار پایین میافتد و از روی تصاویر کمانه میکند و به آسمان برمی گردد. پشت بیشتر کوله پشتی ها، تصویر آدمهایی است که شاید سال پیش توی همین مسیر قدم برمی داشتند و عکس یادگاری میگرفتند، اما حالا روی شانه بازماندگانشان وسط یک قاب کوچک با یک سنجاق در حرکتاند. …












