قیمت طلا امروز




 سایت شهرآرانیوز / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

پیاده روی تا حرم در یک روز گرم شهریور

حالا داریم کم کم به سومین ماه تابستان نزدیک می‌شویم برای ما بچه درس نخوان‌ها شهریور همیشه ماه تجدیدی بود. کل تابستان استرس امتحانات شهریور را داشتیم. نه دلمان به تفریح می‌رفت و نه کار.
 پیاده روی تا حرم در یک روز گرم شهریور

حالا داریم کم کم به سومین ماه تابستان نزدیک می‌شویم برای ما بچه درس نخوان‌ها شهریور همیشه ماه تجدیدی بود. کل تابستان استرس امتحانات شهریور را داشتیم. نه دلمان به تفریح می‌رفت و نه کار.

همش استرس داشتیم که برای شهریور چه کار کنیم. از فکر تقلب گرفته تا نذر و نیاز و از این حرف‌ها برای قبولی و در همه این گزینه‌ها درس خواندن هیچ جایی نداشت. من معتقد بودم اگر می‌خواستم یاد بگیرم کارم به اینجا نمی‌کشید.

هر روز به یک امری متوسل می‌شدم که فکری برای تجدیدی‌های ریزودرشت خود بکنم. فکر نمی‌کردم یک روزی خودم به جایی برسم که بخواهم به دیگران نمره بدهم و حالا چقدر برایم ساده است نمره دادن. چون می‌دانم بچه‌ها هیچ تقصیری ندارند و هرکدامشان در یک زمینه‌ای استعداد دارند. مثلا خود من در ریاضی کلا شوت بودم و الان وقتی می‌بینم یک دانش آموز می‌گوید:

- آقا من عاشق ریاضی هستم.

ساعت‌ها با خودم فکر می‌کنم چطور می‌شود یک بچه عاشق ریاضی شود؟

آن سال هم بعد از کلی فکر در مورد اینکه چه کار کنم که بتوانم امتحانات را با موفقیت پشت سر بگذارم گذشت و، چون به نتیجه نرسیدم به سفارش دوستی نذر کردم اگر قبول شوم از طرقبه پیاده به زیارت امام رضا (ع) بروم.

خدایی وقتی من نذر کردم اصلا رسم نبود کسی از طرقبه پیاده به زیارت امام رضا (ع) برود.

من حالا می‌دانم که صد‌ها سال است بسیاری از علما و آدم‌های خاص پیاده به زیارت ائمه (ع) می‌روند ولی این ماجرای پیاده روی اربعین و شب شهادت امام هشتم (ع) معمول نبود. حالا یک عده‌ای ممکن است بگویند معمول بوده و تو خبر نداشته‌ای. آقا شما راست می‌گویید و من حواسم به این امور نبوده است.

در ادامه حتما بخوانید چهل و هشتم و کودکی های ما

فرق من با بقیه مردم که شب شهادت راه می‌افتند برای زیارت این بود که من توی یک روز گرم شهریوری پیاده به سمت حرم حرکت کردم. آن زمان بولوار وکیل آباد شکل امروزی اش نبود. اصل جاده همین مسیر قطار شهری بود. دو طرف جاده درخت توت بود و دورتادور بیشتر بیابان و من هر چه می‌رفتم به فلکه پارک نمی‌رسیدم. بعد از وکیل آباد نوبت ملک آباد بود. با آن درخت‌های سر به فلک کشیده اش و آن تونل سبز و رؤیایی اش.

غیر از تاول و عرق جوش و خستگی، گرسنه هم شده بودم.

اصلا به فکر توشه راهم نبودم. وقتی غروب از حرم خودم را به میدان شهدا رساندم دیگر نای راه رفتن نداشتم، دیگر تصمیم گرفتم هرگز از این جور نذر‌ها نکنم، چون احساس کردم خیلی دل امام رضا (ع) به حالم سوخت.





 کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس
۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس

مارگارت کوالی در مراسم افتتاحیه فیلم «ستاره‌های سگ» در لندن، با پوششی تمام‌چنل روی فرش قرمز حاضر شد و کفش‌های جنجالی و وایرال این برند را به پا داشت؛ کفش‌هایی که به دلیل طراحی خاصشان، ظاهری شبیه راه رفتن با پای برهنه ایجاد می‌کنند.

 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان
۲۰ ساعت قبل / سایت تابناک

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

استوری نورا هاشمی فرزند مهدی هاشمی و گلاب آدینه، در نکوهش ملیکا پارسادوست، شاکی پرونده پژمان جمشیدی در ساعات اخیر مورد توجه قرار گرفته است.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۷ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۴۴ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.