تیم ملی والیبال زیر ۱۷ سال ایران با شکست فرانسه در فینال رقابتهای قهرمانی جهان، یک قهرمانی ارزشمند و تاریخی را به ویترین والیبال ایران اضافه کرد؛ تیمی که هفت پیروزی متوالی به دست آورد و در آخرین گام، با نتیجه ۳ بر یک از سد فرانسه گذشت تا نشان بدهد استعدادهای والیبال ایران هنوز میتوانند در بالاترین سطح جهان حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشند.
این موفقیت را باید جدی گرفت. خیلی جدی. اما درست در اوج این شادی، یک سؤال قدیمی دوباره خودش را نشان میدهد؛ سؤالی که شاید از خود قهرمانی مهمتر باشد.
با این همه قهرمانی در ردههای پایه، چرا هنوز نتوانستهایم یک مسیر مطمئن و کمنوسان از نوجوانی تا تیم ملی بزرگسالان بسازیم؟
این نخستین نسل مستعد والیبال ایران نیست که جهان را غافلگیر میکند. سالهاست نوجوانان و جوانان ایرانی در آسیا و جهان روی سکو میروند، مدال میگیرند و آیندهای روشن را نوید میدهند. اما چند سال بعد، وقتی قرار است همان استعدادها پیراهن تیم ملی بزرگسالان را بپوشند، بخشی از آن درخشش دیگر دیده نمیشود.
آیا ما در کشف استعداد مشکل داریم یا در ساختن قهرمان؟ به نظر میرسد پاسخ، بیشتر دومی است.
قهرمانی در رده زیر ۱۷ سال هم اتفاق بزرگی است، اما هیچ تضمینی برای موفقیت در رده بزرگسالان نیست. فاصله میان این دو، همان جایی است که بسیاری از استعدادها یا متوقف میشوند یا آرامآرام از مدار قهرمانی خارج میشوند.
یک بازیکن ۱۶ یا ۱۷ ساله برای تبدیل شدن به ستاره تیم ملی، فقط به تمرین و استعداد نیاز ندارد. باید سالها درست بازی کند، در مسابقات باکیفیت قرار بگیرد، از نظر جسمانی و روانی رشد کند، مربیان مناسب بالای سرش باشند و مهمتر از همه، مسیر حرفهای شدنش گم نشود.
…













