
امسال هم شد، امسال هم پایم روی خاک نجف به زمین آمد و شدم زائر اربعین. چه حکایتی است که هر سال آمدهام و این رویداد برایم تکرار میشود و تکراری نه، رسیدم، رفتم پیش سیدعلی رفیقم که در بازار نجف ساعت فروشی دارد، باتری ساعتم را عوض کردم و یک چای مهمانم کرد. از احوالات ایران بعد از جنگ پرسید.
گفتم: امام حسین (ع) کمکمان کرد و داریم از این واقعه بیرون میآییم. گفت: نمیدانید در عراق چقدر بعد از شهادت سید شهید رهبر مجاهد، ایران و ایرانی عزیزتر شد.
سیدعلی کاری کرد کارستان که تا قیام قیامت، ایرانی باعزت و اقتدار زندگی خواهد کرد. سید میگفت خیلی از صاحب ملکها و صاحبان زمین و ساختمان که هر سال ملکشان را به ایرانیها بابت برقراری موکب اجاره میدادند امسال به خاطر این شاهکار ایران در جنگ و به حرمت خون رهبر شهید پول اجاره را نگرفتهاند و بهره برداری را به ایرانیهای امام حسینی هدیه دادهاند.
امسال توی طریق پرچم سرخ خیلی میبینی، هیچ خستگی و گرمایی نمیتواند این خشم مقدس انتقام را از چهرهها پنهان کند و عموما موکبها عکس رهبر شهیدمان …






