
اربعین امسال، با هیچ سالی قیاسشدنی نیست. گویی تاریخ، دوباره ورق خورده است و ما در نقطهای ایستادهایم که زیارت، حماسه و جهاد درهم تنیدهاند. میلیونها ایرانی و عراقی، پاکستانی و افغانستانی و... که در تشییع چنددهمیلیونی امام شهیدمان در ایران و عراق حماسه آفریدند، اینبار پیکرهای خسته از گرما و سوگ و دلهای سرشار از عشق خود را به جادههای منتهی به کربلا میسپارند، درحالیکه در افق، طوفانی از تهدید و جنگ درحال شکلگیری است. اینجا دیگر فقط راهپیمایی نیست؛ اینجا تمرین عبور از میدان نفس به میدان نبرد است.
رهبر معظم انقلاب در ماههای اخیر بارها بر «حفظ میدان» تأکید کردهاند؛ میدانی که هم جغرافیای مقاومت و هم میدان دلها، میدان ارادهها و میدان ایمان است. ایشان هشدار دادهاند که دشمن بهدنبال فروپاشی از درون است، بهدنبال آنکه ما میدان را خالی کنیم، یا در میدان باشیم، اما حواسمان جای دیگر باشد و در این میان، اربعین بزرگترین تمرین حفظ میدان است. آنکه پای پیاده، کیلومترها راه را زیر آفتاب سوزان طی میکند، درحقیقت دارد به خود، به دشمن و به تاریخ اعلام میکند که میدان را ترک نخواهد کرد. او با هر قدم، یک «آری» دوباره به ندای
«هَل مِن ناصرٍیَنصُرُنی» سرور شهیدان میگوید. اما شیطان همیشه در کمین است و این کمین، گاه در میدان جنگ و گاه در سفرههای رنگین پذیراییهای اربعین، گسترده میشود. یکی از آفتهای بزرگ این حرکت عظیم معنوی که باید باشجاعت از آن سخن گفت، تبدیل شدن بخشی از این سفر به گردشگری مذهبی تجملاتی است. وقتی تمرکز زائر از امامحسین (ع) به کیفیت و کمیت غذاها، اسکانهای لوکس و عکسهای اینستاگرامی معطوف شود، شیطان پیروز شده است؛ او نیازی نداشت تو را از مسیر کربلا منصرف کند، فقط کافی بود در همان مسیر، دلت را از اباعبدالله (ع) منحرف کند و بر شکم و ظاهر متمرکز.
اربعین، مکتب سادهزیستی است. زینب کبری (س) در سختترین شبهای اسارت، غذا را بین کودکان تقسیم کرد، نه آنکه به فکر سهم بیشتر باشد. مگر میشود در راه حسین (ع) قدم برداشت و اسیر پرخوری و شکمبارگی شد؟ موکبها، سنگر خدمتاند نه ویترین چشم وهمچشمی. آن لقمهای ارزش دارد که به اشک و ارادت آغشته باشد، نه آنکه سفره را به رقابت تجملاتی، بدل کند.
ازسوی دیگر، اربعین امسال در سایه جنگی برگزار میشود که …






