قیمت طلا امروز




 سایت شهرآرانیوز / ۱۵ ساعت قبل

شیرین، مثل یک دیدار آشنا

چشمان مرد خیره مانده بود به هیچ جا. انگار که نمی‌دانست کجا را باید نگاه کند، چه کسی را باید بجوید. گنگ و مردد، حیران و سرگشته. چشمان مرد، راهی بی انتها کشیده بود.
 شیرین، مثل یک دیدار آشنا
چشمان مرد خیره مانده بود به هیچ جا. انگار که نمی‌دانست کجا را باید نگاه کند، چه کسی را باید بجوید. گنگ و مردد، حیران و سرگشته. چشمان مرد، راهی بی انتها کشیده بود. در قهوه خانه که لولاهایش انگار سال‌ها بود روغنی به خود ندیده بودند، با صدایی غمگین باز می‌شد، آدم‌هایی می‌آمدند و آدم‌هایی می‌رفتند. صدای استکان‌های چای بود که به هم می‌خورد و صدای قهو ه چی بود که با صدای بلند، شاگردش را صدا می‌کرد، اما حواس مرد در این محدوده نبود. انگشتانش خشک شده بود دور استکانی که چای نیم خورده آن، داغی اش را از یاد برده بود.

- آقاجان شما حواستا کجایه؟ چایی تا یخ کرده ها، یکی دگه بیارُم؟

مرد یکهو به خودش آمد. برای چند لحظه به چشمان شاگرد قهو ه چی نگاه کرد. استکان سرد چایش را توی نعلبکی گذاشت و سرش را تکان داد. یک استکان چای داغ و پررنگ دیگر، روی میز نشست. این استکان را بدون اینکه به چایش فرصت سرد شدن بدهد، بدون قند سرکشید. دهانش سوخت.

طعم تلخ و گس چای، طعم غم‌های فروخورده مرد بود. طعم بیماری دخترش، طعم هزینه‌های سنگین بیمارستان، طعم بی پولی و غریبی و غربت و تنهایی، طعم نداشتن یک آشنا در این شهر شلوغ، طعم بغض گره خورده در گلو.

نگاه مرد دوباره افتاد توی پیاده رو، آدم‌ها بدون توقف می‌رفتند و می‌آمدند. هیچ کسی از حال کسی دیگر، باخبر نبود. انگار نگاه حیران مرد که در این هیاهوی مستمر به دنبال آشنایی می‌گشت، در شلوغی شهر گم شده بود.

از جایش بلند شد و صندلی اش را عقب کشید. باید می‌رفت، اما به کجا؟ نمی‌دانست. مردد مانده بود. صدای اذان بلند شد، چشمان مرد، ریسمان صدا را گرفتند و راهی شدند تا پشت شیشه‌های قهوه خانه، مسیر را رفتند تا انتهای خیابان و رسیدند به گلدسته‌های طلا. نگاهش همانجا آرام گرفت و ایستاد. انگار آشنایی را یافته بود. به این طرف میز آمد و پول چای را روی پیشخوان گذاشت. صاحب قهوه خانه پول را قبول نکرد.

- ایدفه ر مهمون ماین، برن زیارت بعدش در خدمتتا هستم.

در ادامه حتما بخوانید پناه امن همیشگی

سایه‌ای از لبخند روی لب‌های مرد نشست. آدم‌ها از پشت سرش می‌آمدند و می‌رفتند، اما حواس او، اینجا نبود. چند لحظه بعد، مرد در صحنی خلوت، رو به ایوان طلا ایستاده بود. حالا، اینجا دلش آرام گرفته بود. آشنای او، مهربان‌ترین آشنا بود. یک حبه قند از جیب کتش برداشت و بر دهان گذاشت. دهانش شیرین شد. به شیرینی دیدار یک آشنا در یک شهر غریب. به شیرینی مهربانی یک امام مهربان. به شیرینی آرامشی عمیق در دل تمام مصائب.

عکس: حسین میرکمالی



 هیوا سیفی‌زاده، خواننده‌ی زن به چهارسال حبس محکوم شد

هیوا سیفی‌زاده، خواننده‌ی زن به چهارسال حبس محکوم شد

هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است.

 افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

آرمان امروز : محاکمه قتل توپاک شکور، اسطوره موسیقی هیپ‌هاپ سرانجام سه دهه پس از مرگ این خواننده در یک تیراندازی در هنگام حرکت در لاس‌وگاس آغاز شد و دوین دیویس به طراحی این قتل متهم شده است. دادستان و وکیل مدافع دیویس، اظهارات آغازین خود را ارائه کردند. به گزارش سی‌بی‌اس نیوز، بینو پالال، معاون [ ]

 نگرانی مجید مظفری از بیکاری هنرمندان

نگرانی مجید مظفری از بیکاری هنرمندان

آیین اهدای گواهی‌نامه درجه‌یک هنری به مجید مظفری، بازیگر سینما و تلویزیون در سازمان سینمایی برگزار شد و این بازیگر از بیکاری هنرمندان گلایه کرد. در این مراسم محمدرضا شریفی‌نیا، بازیگر سینما، گفت: وقتی اسم مجید مظفری می‌آید، من یاد طلافروشان می‌افتم. او در آثاری بازی کرده که واقعا مانند طلا هستند، به‌خصوص همکاری‌هایش با بهرام بیضایی. مجید مظفری در تئاتر هم طلافروشی کرده و آثار ارزشمندی در کارنامه دارد که «کالیگولا» از جمله آنهاست. او افزود: مجید مظفری از یک جوان خوش‌تیپ و کاردرست از پیش از انقلاب تا امروز بازی کرده و همچنان توانسته است خودش را حفظ کند. این یک نکته بسیار مهم در زندگی این هنرمند است.

 ماجرای جوانی که پای چوبه دار نی نواخت و بخشیده شد | ببینید

ماجرای جوانی که پای چوبه دار نی نواخت و بخشیده شد | ببینید

بخشی از گفتگوی محبوبه رمضانی خواهری که قاتل برادرش را با شنیدن صدای یک نی بخشید.

 کارگردان مطرح انگلیسی درگذشت

کارگردان مطرح انگلیسی درگذشت

جان اروین، کارگردان بریتانیایی فیلم «تپه هامبورگر»، و«داستان ارواح» در سن ۸۶ سالگی درگذشت.

 محمدرضا حکیمی؛ آن‌گونه که زیست، آن‌گونه که خواست/ ساخت «خانه‌ علامه حکیمی» مورد تایید نیست

محمدرضا حکیمی؛ آن‌گونه که زیست، آن‌گونه که خواست/ ساخت «خانه‌ علامه حکیمی» مورد تایید نیست

حجت الاسلام محمد حکیمی برادر استاد محمدرضا حکیمی در یادداشتی به مناسبت پنجمین سال درگذشت ایشان، ضمن مروری بر اندیشه‌های محمدرضا حکیمی به ویژه در زمینه عدالت و مبارزه با فقر در اندیشه قرآنی و اهل بیت و با تاکید بر دوری سیاست و اقتصاد در این روزها با آنچه باید باشد و مظلومیت انسان محروم و بی‌پناه در جامعه امروز ایران، اعلام کرد هرگونه انتساب ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی» و هرگونه اقدام، ثبت، بهره‌برداری فرهنگی یا تبلیغی بر پایهٔ چنین انتسابی، بدون رضایت صاحبان حق و برخلاف وصیت و ترتیبات مقرر از سوی آن عزیز از دست رفته، فاقد رضایت شرعی ماست و در فرض تصرف در حقوق اشخاص یا مخالفت با وصیت معتبر، نمی‌توان آن را به نام تکریم آن مرحوم توجیه کرد.

 «تاکسی‌سواری» سروش صحت سریال شد/ محمد نادری در کمدی جدید اطیابی

«تاکسی‌سواری» سروش صحت سریال شد/ محمد نادری در کمدی جدید اطیابی

سریال «تاکسی‌» که برگرفته از کتاب «تاکسی‌سواری» سروش صحت است این روزها به کارگردانی حسن نوری در حال تولید است. همچنین مسعود اطیابی این روزها تازه‌ترین تجربه تلویزیونی خود را با «نسخه آزمایشی» رقم می‌زند؛ مجموعه‌ای که در ژانر کمدی مقابل دوربین رفته است.

 چنگیز شیخلی درگذشت

چنگیز شیخلی درگذشت

چنگیز شیخلی از پیشگامان اکتشاف غارهای ایران و غارنوردی، در ۹۹ سالگی درگذشت.