
به گزارش شهرآرانیوز؛ ایام پایانی ماه صفر، فرصتی برای تأمل در سه مقطع سرنوشتساز تاریخ اسلام است. اما در این میان، شاید کمتر به صلح امام حسن مجتبی (ع) بهمثابه یک راهبرد قهرمانانه و حیاتی نگریسته شده باشد؛ صلحی که اگر نبود، به تعبیر ائمه معصوم (ع)، شیعه «مندرس» میشد و از میان میرفت.
در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین سیدعباس لاجوردی، محقق و نویسنده، با گشودن این روایت محوری، به بازخوانی صلح مظلومانه و درعینحال سرفرازانه امام حسن مجتبی (ع) میپردازیم. اگر صلح او نبود، شیعه مندرس میشد
بحث را با روایتی تکاندهنده از معصومان (ع) آغاز میکنیم که فرمودهاند: «اگر صلح جد ما امام حسن مجتبی نبود، شیعه از بین میرفت و مندرس میشد.» درباره امامحسین (ع) فراوان گفته شده است که اسلام را با خون خود، احیا و بنیامیه را مضمحل کرد. اما این روایت، نوری تازه بر راهبردی متفاوت میتاباند.
همواره بنیامیهها و معاویههای زمان درپی بازگرداندن دین به جاهلیت بودهاند. در این میدان، کسانی که تحت ولایت امیرالمؤمنین (ع) هستند، حافظ و احیاگر تشیعاند. صلح امام حسن (ع)، نه یک عقبنشینی، که دقیقا همان احیاگری بود؛ همان احیاگری و زمینهسازی که اگر نبود، خون سیدالشهدا (ع) نیز بر زمین میماند و کار ایشان هم به نتیجه نمیرسید. تلقی نادرست از صلح
چرا بیشتر، صلح را مساوی با ذلت میپنداریم؟ تصور رایج این است که هرکه تن به صلح میدهد، ضعیف و مایه خواری مؤمنان است و درمقابل، هرکه به هر قیمتی میایستد و فریاد میزند، مجاهد است. اما واقعیت این است که فریاد بدون زمینه و ریشه، نتیجهای جز به خطر انداختن دوستان، تحریک دشمن و افزودن مشکل برای حجت خدا و مؤمنان ندارد.
تاریخ شیعه، نمونههای این قیامهای بیبنیاد را در دوران امامصادق (ع) به یاد دارد؛ یارانی خالص که حضرت را به قیام فرامیخواندند، اما امام میفرمود: «هنوز زمان ما نرسیده است.» حرکت قوی و ثمربخش، ریشه قوی و موقعیت مناسب میخواهد. درسی از عصر غیبت برای امروز ما
این منطق دقیقا در مورد امام زمان (عج) نیز صدق میکند. برای حرکت جهانی حضرت، دو اصل ضروری است: اول، تغییر تلقی و بینش مردم و دوم، تربیت کادر. اگر امام غایب است، تکلیف ما بیشتر میشود. «أفضلالأعمال انتظارالفرج» به معنای …






