
به گزارش شهرآرانیوز، دستهدسته گام برمیدارند؛ نجیبانه و بیادعا، یک گوشه جاده را گرفتهاند و به پیش میآیند. از مراغه تا اهواز و از بابلسر تا زاهدان گامبهگام مسیر پیموده، کیلومترها پشت سر گذاشته و بیابان را به خیابان و جنگل را به صحرا دوختهاند تا درنهایت خود را در آغوش امام مهربانیها بیندازند. برخی حتی ۱۲ روز و بیشتر در راه بودهاند. آفتاب، صورتهایشان را سوزانده و زمین، کفشهایشان را فرسوده، اما با هر قدم، عشقشان به شوق زیارت تازهتر شده است. این روایتی از حالوهوای جاده قدیم نیشابور در این روزهاست؛ همان مسیری که سالها گذرگاه تشرف بیشمار دلدادگان سلطان توس بوده و دهه آخر صفر امسال هم عاشقان را به معشوق میرساند.
اینجا ببینید: کد ویدیو دانلود فیلم اصلی راهی که عشق کوتاهش میکند
در سیاهه عظیم این جمع مستان که هرساله در دهه پایانی ماه صفر به مشهدالرضا (ع) مشرف میشوند، زائران پیاده حالوهوای متفاوتی دارند. آنها را میتوان بهسادگی در میان هزارهزار زائر و مجاور تشخیص داد؛ با لباسهای خاکگرفته، چهرههای آفتابسوخته، کفشهای ازهم گسسته و البته چشمان اشکباری که از عمق ارادت و عشق پایانناپذیرشان به اهلبیت (ع) و حضرت شمسالشموس حکایت دارد.
با یکی از زائران پیاده همکلام شدیم. اسمش «رحمانعلی» بود؛ اهل روستای برغمد از توابع شهرستان جوین. بدون لکنت و خیلی راحت گفت ۳۴۰ کیلومتر، پیاده و زیر آفتاب راه آمده است. از خستگی و سختی راهش که پرسیدیم، اول نگاهی به کفشهایش انداخت؛ کفشهایی که تقریباً بهطور کامل از همه دریده شده بود. سپس با صداقت و سادگی روستایی خود پاسخ داد: «خسته که هستم! بله، خیلی خستهام ولی چه اهمیت دارد وقتی دارم زیارت آقا میروم؟» دستی به صورت آفتاب سوختهاش کشید و ادامه داد: «هر قدمی که برمیداریم، انگار یک قدم به آقا نزدیکتر میشویم. با خودم تصور میکنم ضامن آهو در حرمش نشسته و دارد میگوید رحمانعلی بیا! درست است خسته …










