
در شرایطی که بخش بزرگی از نهادههای دامی ایران از مسیرهای دریایی و بنادر جنوبی تأمین میشود، یک ظرفیت یک میلیونتنی در مرز اینچهبرون میتواند بخشی از بار واردات خوراک دام را به ریل منتقل کند اما نبود برنامه منظم حمل، هزینههای لجستیکی و ضعف هماهنگی تجاری باعث شده این ظرفیت بالقوه هنوز به یک مسیر پایدار برای امنیت غذایی تبدیل نشود.
در اقتصاد ایران، امنیت غذایی فقط به میزان تولید گندم، ذرت یا گوشت محدود نمیشود؛ گاهی یک واگن قطار، یک مسیر مرزی یا حتی چند ساعت تأخیر در تخلیه یک محموله میتواند مستقیماً بر قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت و لبنیات اثر بگذارد. این واقعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بخش قابل توجهی از خوراک مورد نیاز صنعت دام و طیور کشور از خارج تأمین میشود و هر اختلال در مسیرهای وارداتی، هزینه تولید را بالا میبرد.
در چنین شرایطی، ایستگاه ریلی اینچهبرون در شمال ایران میتواند یکی از حلقههای کمتر دیدهشده زنجیره تأمین نهادههای دامی باشد؛ ظرفیتی که به گفته کارشناسان امنیت غذایی، زیرساخت لازم برای پذیرش نهادهها را در اختیار دارد اما بخشی از آن در حال حاضر عملیاتی نیست. به گفته این کارشناسان، ظرفیت موجود در این ایستگاهها حدود یک میلیون تن است؛ رقمی که اگرچه در مقایسه با کل واردات نهاده کشور بسیار بزرگ نیست اما میتواند در زمان اختلال در مسیرهای اصلی واردات، نقش یک مسیر پشتیبان و راهبردی را ایفا کند.
اهمیت این ظرفیت زمانی روشنتر میشود که اندازه بازار نهادههای ایران را در نظر بگیریم. بر اساس آمارهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶، ایران سالانه حدود ۲۳ میلیون تن کالای اساسی کشاورزی وارد میکند و بیش از ۱۷ میلیون تن از این رقم مربوط به نهادههای دامی از جمله ذرت، جو، کنجاله و دانههای روغنی سویاست.
به بیان دیگر، حتی اگر همه ظرفیت یک میلیونتنی اینچهبرون فعال شود، این مسیر نمیتواند جایگزین شبکه اصلی واردات کشور باشد اما میتواند معادل حدود ۶ درصد از حجم سالانه نهادههای وارداتی را پوشش دهد. همین سهم برای یک مسیر جایگزین در شرایط حساس قابل توجه است، بهخصوص اگر ظرفیت مذکور به شکل مستمر و نه مقطعی مورد استفاده قرار گیرد.
مسئله فقط ریل نیست؛ مشکل از «اقتصاد مسیر» آغاز میشود همچنین بخوانید: وابستگی 80 درصدی واردات غلات به بنادر …






