
طرح نهضت ملی مسکن که در سال ۱۴۰۰ با هدف فعالسازی ظرفیت اراضی دولتی، افزایش عرضه مسکن و تسهیل دسترسی خانوادهها به سرپناه مناسب اجرایی شد، شامل دو الگوی انبوهسازی پیمانکارمحور و ساخت انفرادی-گروهی بود. بر اساس شواهد میدانی، الگوی ساخت انفرادی-گروهی مزایایی از جمله کاهش احتمال سوداگری زمین، ریسک کمتر توقف پروژه و سهلالوصولتر بودن واحدهای مسکونی را به همراه دارد؛ در حالی که بهرهمندی از صرفههای مقیاس میتواند نقطه قوت الگوی انبوهسازی پیمانکارمحور باشد.
بخش مسکن یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد هر کشور است که تغییر و تحول در آن میتواند تاثیرات جدی اقتصادی و اجتماعی را به دنبال داشته باشد. بخش مسکن علاوه بر اینکه سهم قابل توجهی از فعالیتهای اقتصادی دارد، به عنوان سرپناه انسانها محسوب میشود و هر گونه ضعف و آشفتگی در تأمین مسکن میتواند آسیب قابل توجهی به زندگی انسانها بزند. بنابراین سیاستگذاری برای تأمین مسکن مناسب و توسعه سکونتگاهها، توجه سیاستگذاران و کارشناسان در سطوح منطقهای، ملی و بینالمللی را به خود جلب کرده است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.
نهضت ملی مسکن که در سال ۱۴۰۰ با هدف فعالسازی ظرفیت اراضی دولتی، افزایش عرضه مسکن و تسهیل دسترسی خانوارها به سرپناه مناسب کلید خورد شامل دو الگوی انبوهسازی پیمانکارمحور و ساخت انفرادی-گروهی بوده است. این یادداشت قصد دارد به مقایسه ویژگیهای دو الگوی مذکور بپردازد.
انبوهسازی پیمانکارمحور؛ فعالسازی ظرفیت زمین با ساخت متراکم همچنین بخوانید: بانکها رقیب مردم در بازار مسکن شدند
در الگوی انبوهسازی پیمانکارمحور در نهضت ملی مسکن، زمینی که در تملک دولت است، در چارچوب حق بهرهبرداری بلندمدت به پیمانکاران بزرگ واگذار میشود. بنابراین متقاضی ساخت در این الگو، پیمانکار است که بایستی واحدهای مسکونی را بسازد و تحویل دولت دهد تا دولت بتواند آنها را به ثبتنامکنندگان واجد شرایط تخصیص دهد. همچنین بخوانید: واگذاری زمین راهکار مؤثر برای خانهدار کردن مردم است
در این الگو، انتفاع پیمانکار عمدتاً از محل سود پیمانکاری، پوشش هزینههای بالاسری و جبران افزایش هزینهها از طریق تعدیلهای قراردادی حاصل میشود. …












