
اقتصادایرانی: سیاست آمریکا «تداوم تک هژمونیماندن در جهان» و سیاست اسرائیل «قدرت اول بودن در منطقه خاورمیانه» در کنار «پاکسازی تهدید سرزمینی با اولویت همسایگی» است. هدف آمریکا بر «مهار چین و روسیه» و هدف اسرائیل در گام نخست بر «مهار ایران و ترکیه» و در مرحله بعدی «عربستان، مصر و پاکستان» متمرکز است. باید این اصل مسلم را پذیرفت که جنگ ویرانگر است و جنگ با ابرقدرت اقتصادی و نظامی بسی ویرانگرتر. هرگونه رهایی و خلاص شدن از آغاز جنگ یا تداوم جنگ با ابرقدرت نیازمند هوشمندی و درایت است. درگیری میان قدرتهای بزرگ آمریکا و چین طی سالهای پیشرو اجتنابناپذیر است و به دلیل بدهی سنگین و کسریهای بودجه بالا آمریکا، درصورت عدم مهار چین، امکان تداوم سلطه تک هژمونی برای آمریکا مقدور نخواهد بود. در این راستا تسلط بر انرژی و تراشه (پیشتازی در هوش مصنوعی) به عنوان محورهای قدرت و ثروت (دو مولفه هژمونی از بین شش مولفه داده و اطلاعات و موتور جستجو، فضا، اقیانوس، ارز جهانروا و هژمونی مالی، تراشه و هوش مصنوعی، انرژی) در قرن ۲۱ ام، ایجاب میکند امریکا بر بخشهای کلیدی نفتخیز جهان مسلط گردد. لشکرکشی امریکا به ونزوئلا و ایران در همین راستا است. در صورت تسلط کامل امریکا بر انرژی خاورمیانه و ایران، اهرم فشار بر چین و نیز روسیه (بسته شدن دسترسی به آبهای جنوبی) تکمیل خواهد شد. به دلیل پروژه کلان ترامپ مبنی بر مهار چین، هدف ترامپ ایجاد تغییرات اساسی در ایران و مبدل ساختن کشور به عنوان «کشور دوست، مستعمره، همراستا شدن ایران با سیاستهای آمریکا برای اهرم فشار به اقتصاد چین و روسیه طی دهه پیشرو» در قالب اصطلاح معروف « ایران باید به کشور نرمال تبدیل شود» است و متاسفانه برای این سناریوی بدبینانه، منافع امریکا و رژیم صهیونیستی نیز در یک جهت هستند. به هیچ عنوان آمریکا (ترامپ) بدون یک برد بزرگ، حاضر نخواهد شد ایران را رها و ترک کند. درغیراینصورت ابهت امریکا در جهان بعنوان تک هژمون فروخواهد پاشید و زیر سئوال خواهد رفت. در حال حاضر که امکان فروپاشی و تسلیم ایران بواسطه جنگ کوتاهمدت منتفی شده است، راهبرد کلان و جایگزین برای ترامپ، پیادهسازی «نقشه بازی بزرگ» علیه اقتصاد ایران با هدف تحمیل نااطمینانی، بیثباتی و پیشبینی ناپذیری اقتصادی است. بهترین ابزار از …












