اقتصادایرانی:
میثم شاهوردی؛ کارشناس ارشد مدیریت و پژوهشگر اقتصاد و سرمایهگذاری؛ محمد رسولی؛ عضو هیات علمی و استادیار دانشکده فنی کاسپین دانشگاه تهران؛ زنجیرههای تأمین صنایع حساس، در شرایط تحریمهای جامع و تهدید «جنگ اقتصادی ترکیبی»، دیگر مسئلهای صرفاً لجستیکی نیستند؛ بخشی از زیرساخت دفاع اقتصادی کشورند. پژوهشی تازه با روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار روی سه سند بالادستی (سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، قانون برنامه هفتم توسعه و گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره اسناد استراتژی توسعه صنعتی) به یافتهای رسیده که آن را «شکاف سیاستی» مینامد.
دو آسیبپذیری ساختاری «تمرکز جغرافیایی» و «تأمین متمرکز شریانهای حیاتی» در هیچیک از این اسناد بهصورت صریح بهعنوان نقطه آسیب شناسایی نشدهاند. پرتکرارترین توصیه، «محلیسازی راهبردی» است و غیرمتمرکزسازی فیزیکی زیرساختها، کمرنگترین. پژوهشگران اسناد را در ۶۵ واحد تحلیل کدگذاری کرده و ۶۷ کد شناسایی کردهاند. تمرکز جغرافیایی در هر سه سند صفر اشاره دارد؛ درحالیکه بر اساس گزارشهای صنعتیِ مورد ارجاع پژوهش، نزدیک به ۸۰ درصد ظرفیت پتروشیمی ایران در عسلویه و ماهشهر متمرکز است.
پژوهش چارچوب بومی «خوداتکایی راهبردی هوشمند» را در چهار بعد پیشنهاد میکند و از دولت میخواهد شاخص تابآوری زنجیره تأمین را برای پتروشیمی، فولاد و دارو سالانه منتشر کند. امنیت دیگر صرفاً نظامی نیست
در ادبیات معاصر مطالعات استراتژیک، امنیت ابعاد اقتصادی، فناورانه و زنجیرهای یافته است. زنجیره تأمین استراتژیک زنجیرهای است که اختلال در آن مستقیماً بر امنیت ملی، دفاع، سلامت عمومی یا اقتصاد کلان اثر میگذارد و حذف یک حلقه میتواند کل سیستم را فرو بریزد. مفهوم «جنگ مالی فرسایشی» که در سال ۲۰۲۵ در نشریه استرالیایی «استراتژیست» مطرح شد، نشان میدهد اختلال زنجیره از مسیر تحریم، مسدودسازی لجستیک یا حمله به تأسیسات زیربنایی میتواند بدون شلیک یک گلوله کشور هدف را از درون تهی کند.
تابآوری، به تعریف کریستوفر و پک (۲۰۰۴)، بازگشت به وضعیت مطلوب پس از شوک است. در تهدید ساختاریافتهای مانند تحریم همهجانبه، «بقاپذیری» تناسب بیشتری دارد: بقا و عملکرد در بحران بلندمدت، با طراحی مجدد بنیادین زنجیره، نه صرفاً بازیابی. …













