مقابله و رهگیری با موشکهای بالستیک ایرانی این روزها به یکی از اصلیترین چالشهای نیروهای نظامی ایالات متحده در پایگاههای خود در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. به گزارش همشهری آنلاین، از سوی دیگر معضل کاهش ذخایر موشکهای رهگیر را نیز باید امری جدی و مهم تلقی کرد. مسئله اصلی در ناتوانی سامانههای پدافندی آمریکا در تقابل با موشکهای ایرانی را میتوان در ۳واژه ساده بیان کرد: «سرعت، مانور و تعداد». وقتی این ۳عامل با تنوع موشکها و حملات ترکیبی همراه شوند، حتی شبکههای پیشرفتهای مانند تاد و پاتریوت با مسئله بسیار پیچیدهتری روبهرو میشوند. اینجا ۶دلیل فنی را در این خصوص آوردهایم.
۱ مانورپذیری بیشتر کلاهکها در مرحله نهایی
نسلهای قدیمیتر عمدتاً مسیر بالستیک قابلپیشبینیتری داشتند. برخی موشکهای جدید ایران از کلاهکهای مانورپذیر استفاده میکنند؛ برای نمونه «فتاح-۱» را بیشتر یک موشک با قابلیت مانور در فاز پایانی میداند تا یک سلاح هایپرسونیک کلاسیک. هرچه هدف پس از ورود مجدد بتواند مسیر خود را تغییر دهد، محاسبه نقطه برخورد و تعیین راهحل رهگیری دشوارتر میشود.
۲ سرعت بسیار زیاد و کوتاهشدن زمان تصمیمگیری
موشک بالستیک در بخشهایی از پرواز با سرعت چندین برابر صوت حرکت میکند. در نتیجه زنجیره: کشف، تشخیص، محاسبه مسیر، تصمیم و در نهایت شلیک موشک رهگیر باید در مدت بسیار کوتاهی انجام شود. ترکیب سرعت بالا با مانورپذیری، یکی از چالشهای اصلی سامانههای دفاع موشکی محسوب میشود.
۳ شلیک تعداد زیادی موشک در یک بازه کوتاه
یکی از مهمترین چالشها دیگر فقط کیفیت یک موشک نیست، بلکه تعداد اهداف همزمان است. برای نمونه، در حمله یکم اکتبر۲۰۲۴ ایران بیش از ۱۸۰موشک بالستیک شلیک کرد. چنین موجهایی ظرفیت رادارها، شبکه فرماندهی و بهخصوص موجودی موشکهای رهگیر را تحت فشار قرار میدهند.
۴ تنوع زیاد خانوادههای موشکی ایران …













