
این مطلب تحلیلی بر ضرورت حفظ داراییهای مولد و حرکت صندوق ذخیره فرهنگیان به سمت مدیریت حرفهای و ارزشآفرینی است.
یادداشت مهمان- منصور مجاوری، عضو صندوق ذخیره فرهنگیان: صندوق ذخیره فرهنگیان از سال ۱۳۷۴ با هدف ایجاد پشتوانهای اقتصادی برای فرهنگیان کشور شکل گرفته است. سرمایه این مجموعه حاصل مشارکت و آورده میلیونها نفر از جامعه فرهنگیان کشور است. ازاینرو، صندوق را نباید صرفاً یک بنگاه اقتصادی یا مجموعهای از شرکتهای تجاری تلقی کرد؛ بلکه باید آن را سرمایهای بیننسلی و متعلق به اعضای فرهنگی آن دانست که مأموریت اصلی آن، حفظ، صیانت، رشد و افزایش ارزش سرمایه اعضا و ایجاد منافع پایدار برای آنان است.
بر همین اساس، هرگونه تصمیم درباره ساختار، شرکتها، داراییها، ادغام، انحلال، واگذاری یا فروش شرکتهای تابعه باید با رویکردی کاملاً اقتصادی، تخصصی، آیندهنگر، شفاف و مبتنی بر منافع بلندمدت صاحبان اصلی صندوق اتخاذ شود.
در سالهای اخیر، متأسفانه به دلیل ضعف شناخت کافی از الزامات بنگاهداری اقتصادی، تولیدی، صنعتی و بازرگانی، موضوعاتی همچون کوچکسازی، کاهش تعداد شرکتها، ادغام شرکتها، واگذاری برخی فعالیتها، فروش داراییها و خروج از برخی حوزههای اقتصادی بهعنوان راهکار اصلاح ساختار مطرح شده است.
اصل اصلاح ساختار، در صورت وجود ناکارآمدی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما پرسش اساسی این است:
آیا کوچکتر شدن صندوق الزاماً به معنای کارآمدتر شدن آن است؟
پاسخ این گزارش روشن است:کوچکسازی بهخودیخود یک استراتژی اقتصادی نیست؛ بلکه صرفاً یک ابزار مدیریتی است.
اگر کوچکسازی بدون تحلیل دقیق زنجیره ارزش، مزیت رقابتی، ظرفیت تولید، بازار، بازده سرمایه، ظرفیت توسعه، فناوری، ریسک و آینده کسبوکار انجام شود، ممکن است به جای اصلاح ساختار، موجب از دست رفتن داراییهای راهبردی و کاهش قدرت اقتصادی صندوق شود.
بنابراین، آنچه بیش از کاهش تعداد شرکتها ضرورت دارد، اصلاح کیفیت مدیریت، تخصصیسازی ساختار مدیریتی و استقرار مدیران تراز اول اقتصادی و حرفهای در سطوح ارشد و عملیاتی صندوق است.
۱. مسئله اصلی؛ اشتباه گرفتن «کوچکسازی»با «بهرهوری» در مدیریت بنگاههای بزرگ اقتصادی، هدف اصلی نباید صرفاً …






