
حمد و سپاس او را سزد که پیامبر به مهر فرستاد. قرآن کریم در سوره ضحی بعد از بیان ملاطفت و تکریم خداوند نسبت به پیامبر اکرم صلوات اللهعلیه، به بیان رحمت رحیمیه حضرت حق به پیامبر میپردازد و میفرماید: “اَلم یَجدکَ یتیماً فَآوی* وَ وَجَدَکَ ضالَّاً فَهدی* وَ وَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَیٰ”۱
از لطائف دلنشین این آیات سخن خداوند در باره حبیب خود و دردانه هستی باشد که: اولاً خداوند خود را مربی و کافل آن حضرت معرفی میکند با آنکه یتیم عبدالله بعد از دست دادن پدر و مادرش، تحت تکفل و سرپرستی حضرت عبدالمطلب و حضرت ابوطالب درآمد ولی در واقع این دست خداوند بود که او را کفالت و سرپرستی کرد و مأوی و پناهش شد.لذا بعد از آن سوگند “به ضحی و لیل” – سوگند به آیات ، در اصل سوگند به خود است، چون آیه بازنمای صاحب نشان باشد.- از رحمت مستمر و بلاانقطاع خویش نسبت به حضرت میگوید که “مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَیٰ”۲ که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم قرار نداده است وبیمهری نورزیده است” بلکه همواره و بیانقطاع مستغرق در مهر حضرتش بوده است.
ثانیاً، از ظرایف دیگر آن باشد که فرمود، اگرچه پیامبر از کودکی و در همه عمر تا بعثت هیچگاه بندگی غیر او نکرد اما مقامنبوت و علم و کتاب را نداشت و خداوند به لطف خویش به او عنایت کرد و در اوج نشاند و دانایی، کتاب و ردای نبوت بدو بخشید، چنانکه فرمود:”وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَاکُنْتَ تَدْرِی مَاالْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ”۳ همان گونه روحی را [چون قرآن] از امر خود به تو وحی کردیم. تو [پیش از این] نمی دانستی کتاب و ایمان چیست؟”
ثالثاً، فرمود، حال که چنین نعمت، لطف و عنایتخاصی به تو کردیم، تو هم که مظهر اسم اعظم رحیم خداوندی، به شکرانه این نعمت چنین باش و یتیم را به رحمتخویش پذیرا باش و او را کفالت و کفایت کن و از خود مران و مرنجان.”فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ”۴
راابعاً، فرمود: “وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَاتَنْهَرْ”۵ پس سائلان را نیز به مهر آرامشان ساز و به خشونت و کلام درشت ساکتشان مساز!
ظرافت در آن باشد که فرمود: “فلاتنهر”،چنانکه درحق والدینی که در فرتوتی و پیری نیاز به مراقبت دارند، فرمود، با آنان به درشتی سخن نگویید و روی …








