
با فرارسیدن روزهای پایانی ماه صفر و سالروز شهادت مضجع شریف رضوی، مشهد مقدس کانون تپش دلهای بیقراری میشود که از دور و نزدیک خود را به بارگاه شمسالشموس علیه السلام رساندهاند. زیارت در فرهنگ ایرانی، تنها یک سفر یا مناسک مذهبی ساده نیست؛ زیارت یک زیستجهانِ کامل، آمیخته با بو، رنگ، عطرِ اسپند و البتّه تصویر است.
در این میان، هیچ ابزاری مانندعکس نتوانسته است شهدِ شیرین و حلاوت این عبادت عاشقانه را در حافظه جمعی ما ابدی کند. از قابهای چوبیِ قدیمی روی دیوارهای کاهگلی خانههای پدربزرگها تا «سلفی»های آنی نسل دهه هشتادیها در جوار ضریح، عکاسی زیارتی همواره راوی صادقِ پیوند میان هنر، آیین و ارادت مردمی بوده است.
قابهای ماندگار؛ روایتگران صادقِ سبک زندگی دیروز
مرور خاطرات در قاب عکسهای قدیمی، یادآور دنیای صمیمانهای است که در آن، عکس زیارتی ارزشمندترین دارایی معنوی یک خانواده در بازگشت از سفر به شمار میرفت. عطر حضور در حرم، هیجان بازگشت، و در این میان، صدای کودک یا نوجوانی با لهجه شیرین خراسانی که زائران را به مغازهای ساده با ویترینی رنگارنگ فرامیخواند: «عکس یادگاری با حرم… آماده در چند دقیقه!»
پردههای نقاشیشده به سبک قهوهخانهای از ضریح، گنبد و گلدسته، یا تصویر آهوی پناهآورده به امام رضاعلیه السلام ، پیشزمینه عکسهایی میشدند که زائر با بهترین لباس خود در مقابل آن میایستاد. این تصاویرِ ساده، پس از چاپ، بر دیوار خانه نقش میبستند یا در نخستین صفحههای آلبوم خانوادگی جای میگرفتند؛ سندی رسمی از سفر عشق که هر بار نگریستن به آن، دلها را دوباره روانه مشهد میکرد. این عکسها محرم رازهای نسلی بودند که غصههایشان را در صحن و سرا جا میگذاشتند و شادی و سبکبالیشان را در قابهای ماندگار و پشتنویسیهای عاشقانه و صادقانه ثبت میکردند.
از «آقا رضا عکاسباشی» تا دوربینهای هوشمند جیبی
تاریخ ورود عکاسی به ایران نشان میدهد که این هنر در ابتدا فناوری شاهانهای بود که در انحصار دربار و طبقات مرفه قرار داشت. اما با انقلاب مشروطه و خروج عکاسان استودیویی به خیابانها، این انحصار درهم شکست. در میان تمام گونههای عکاسی عامه، «عکاسی زیارتی» (یا حرمبارگاهی) مردمیترین شاخهای بود که ابتدا در مشهد و سپس در قم متولد شد.
شاید …












