
چتباتهای هوش مصنوعی به گزینهای همیشهدردسترس برای گفتوگو درباره اضطراب، افسردگی و مشکلات شخصی تبدیل شدهاند؛ اما متخصصان هشدار میدهند پاسخهای همدلانه این ابزارها لزوماً درمانگر نیستند و در برخی اختلالها یا موقعیتهای بحرانی حتی میتوانند به تشدید مشکل منجر شوند. همشهری آنلاین – آرش نهاوندی: در سالهای اخیر، چتباتهای هوش مصنوعی به یکی از در دسترسترین ابزارها برای گفتوگو درباره مسائل شخصی و روانی تبدیل شدهاند؛ ابزارهایی که شبانهروزی در دسترساند، هزینهای برای گفتوگو دریافت نمیکنند و میتوانند ساعتها به اضطرابها، اختلافات خانوادگی، شکستهای عاطفی و نگرانیهای روزمره کاربران گوش دهند.
همین دسترسی آسان باعث شده برخی افراد، بهویژه در شرایطی که امکان پرداخت هزینه جلسات رواندرمانی را ندارند، به جای مراجعه به روانشناس با یک چتبات درباره مشکلات خود صحبت کنند. اما یک پرسش مهم همچنان پابرجاست: آیا پاسخهای همدلانه و ظاهراً دقیق هوش مصنوعی میتواند جای رابطه درمانی میان روانشناس و بیمار را بگیرد؟ آیا میتوان رنجهای روانی انسان را به ابزاری سپرد که حجم عظیمی از اطلاعات را در اختیار دارد، اما لزوماً درکی انسانی از پیچیدگیهای فرد مقابل، تاریخچه زندگی و نشانههای رفتاری او ندارد؟ دکتر مریم سلمانیان، متخصص روانشناسی بالینی در برنامه پارک وی همشهری به نکات جالبی در این باره اشاره کرده که در ادامه میخوانید. این رابطه، درمانی نیست
سلمانیان معتقد است هوش مصنوعی میتواند پاسخهایی همدلانه ارائه دهد و حتی در برقراری ارتباط با کاربر موفق باشد، اما این ارتباط را نباید با «رابطه درمانی» اشتباه گرفت: هوش مصنوعی میتواند پاسخ همدلانه بدهد و با افراد ارتباط برقرار کند، اما نمیتواند رابطه درمانی ایجاد کند.
به گفته این روانشناس، یک رواندرمانگر هنگام کار با بیمار تنها به محتوای کلام او توجه نمیکند، بلکه تاریخچه روابط خانوادگی و اجتماعی، شرایط فردی، زمینه فرهنگی، تغییرات رفتاری و هیجانی و حتی رفتارهای غیرکلامی او را در طول جلسات در نظر میگیرد و این اطلاعات را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
او ادامه میدهد: چتباتهایی که ما با آنها در ارتباط هستیم، همدلی را شبیهسازی میکنند، اما هنوز به مرحله یک رابطه انسانی واقعی نرسیدهاند. از سوی دیگر …












