
به گزارش سایت طلا، دادههای جدید نشان میدهند که ما با یک «مازاد عرضه تاریخی» روبرو هستیم، اما این مازاد برخلاف انتظار، به معنای بهبود وضعیت معیشتی مستاجران یا تسهیل روند خانهدار شدن نیست؛ بلکه دقیقاً نقطه مقابل آن، یعنی تشدید «فقر اجارهنشینی» رخ داده است.
شکاف میان واحد مسکونی و خانوار
بر اساس تحلیل شاخصهای رصدخانه بازار مسکن، وضعیت فعلی را میتوان در سه لایه تعریف کرد:
تراکم خانوار: برای نخستین بار از سال ۱۳۶۵، شاخص تراکم خانوار در هر واحد مسکونی به عدد ۱ رسیده است؛ این یعنی شکاف عددی بین تعداد خانوارها و واحدهای تحت سکونت به حداقل رسیده است.
مازاد عرضه (کیک مسکن): برخلاف وضعیت گذشته، اکنون تعداد کل واحدها (شامل خانههای تحت سکونت، خانههای دوم و خانههای خالی) حدود ۲۰ درصد بیشتر از تعداد کل خانوارهاست. این رقم از نظر آماری یک «مازاد تاریخی» محسوب میشود.
شکاف فقر: با وجود این مازاد ۲۰ درصدی، نرخ فقر اجارهنشینی در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۳۹۰، ۲.۳ برابر شده است. این یعنی «کیک مسکن» بزرگتر شده، اما سهم مستاجر از این کیک به شدت کوچکتر شده است.
چرا عرضه زیاد، فقر را کاهش نداد؟
تحلیل دادهها نشان میدهد که مشکل از «کمبود مسکن» نیست، بلکه از «عدم انطباق عرضه با توان خرید» است. دلایل اصلی این شکست سیاستگذاری عبارتند از:
الف) شکست مدلهای دولتی (مسکنمهر و مسکنملی): مداخله گسترده دولت در ۱.۵ دهه اخیر، با وجود حجم بالای تولید، با رویکردی اشتباه همراه بود. تمرکز بر «دولتیسازی» پروژهها، هزینههای نهایی را به دلیل ناکارآمدیهای ساختاری بالا برد. در نتیجه، عرضه زیاد شد اما چون همگام با رشد درآمدها و توان مالی جامعه نبود، تقاضای واقعی نتوانست این عرضه را جذب کند.
ب) غفلت از متغیرهای اقتصادی کلان: …












