
در نگارگری ایرانی، مسجد فقط یک بنا نیست؛ گاهی صحنه یک روایت، گاهی نشانهای از جهان معنوی و گاهی عنصری برای شکلدادن به فضای تصویر است. از نسخههای نفیس دوره تیموری و صفوی تا نگارههای مذهبی و ادبی، معماری مسجد با گنبد، مناره، محراب و کاشیکاریهای رنگارنگ، بخشی از زبان تصویری هنرمندان ایرانی شده است. بررسی این نگارهها نشان میدهد که مسجد چگونه از یک فضای معماری به عنصری روایی و نمادین در هنر ایرانی تبدیل شده است. به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، «مسجد» در فرهنگ و هنر اسلامی جایگاهی فراتر از یک مکان عبادت دارد. این بنا در طول تاریخ، یکی از مهمترین نشانههای هویت دینی، معماری و فرهنگی جوامع اسلامی بوده و ویژگیهای بصری آن، از گنبد و مناره گرفته تا محراب، ایوان و تزئینات کاشیکاری، بارها در آثار هنری بازتاب یافته است.
بنابر روایت شبستان، در «نگارگری ایرانی» نیز مسجد و عناصر وابسته به آن حضوری قابل توجه دارند. نگارگران، بسته به موضوع اثر و سنت هنری دوره خود، مسجد را گاه بهعنوان محل وقوع یک رویداد مذهبی یا ادبی و گاه بهعنوان بخشی از فضای شهری و معماری تصویر کردهاند. در این میان، اهمیت مسجد تنها به حضور ظاهری آن در قاب محدود نمیشود؛ معماری بنا، نحوه قرار گرفتن شخصیتها در برابر آن، استفاده از رنگها و تزئینات و حتی جایگاه محراب میتواند حامل مفاهیم نمادین باشد.
از این منظر، بررسی مسجد در نگارگری ایرانی فرصتی است برای مطالعه همزمان هنر، معماری، مذهب و فرهنگ تصویری ایران؛ بررسیای که میتواند نشان دهد نگارگران چگونه یک بنای مذهبی را از یک عنصر معماری به بخشی از روایت و معنای اثر تبدیل کردهاند.
۱. «لیلی و مجنون در مکتب» — خمسه نظامی
هنرمند/مکتب: جعفر بایسنقری، مکتب هرات
…












