
اطلاعات
دکترسید محمد طبیبیان در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
اقتصاد ایران در مقطع حساس کنونی نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چرا در دولتهای مختلف که بـا سلیقههایی متناقض روی کارآمده بودند، گرههای اقتصادی کشور باز نشد و چگونه میشود این گرهها را باز کرد، به گونهای که موانع زیر ساختی توسعه کشور رفع شود؟!
در پاسخ به این سئوال وبه عنوان نکته نخست باید اذعان داشت، نمیتوان گفت دولتهای مختلف در همه زمینههای اقتصادی ناموفق بودهاند. تا پیش از دولت نهم و دهم، در دورههای مختلف دستاوردهای اقتصادی و زیربنایی قابل توجهی حاصل شد؛ هرچند مشکلات اساسی اقتصاد کشور نیز همچنان باقی ماند.
برای مثال، دولت مهندس موسوی، با وجود آن که همزمان مسئولیت تأمین منابع یکجنگ طولانی و پرهزینه را نیز بر عهده داشت، در زمینه توسعه راههای روستایی، برقرسانی به روستاها، گسترش آموزش عمومی و ارائه برخی خدمات زیربنایی دستاوردهای قابل تقدیری داشت و بخش مهمی از این دستاوردها از طریق نظام دیوانسالاری و تکنوکراسی متعارف کشور حاصل شد. البته در همان دوره اقداماتی نیز تحت عناوینی مانند «بسیج اقتصادی» و اقتصاد انقلابی انجام گرفت که باید جداگانه ارزیابی شود. بهویژه محدود کردن سازوکارهای مبادله داوطلبانه و مداخله گسترده در نظام قیمتها، هزینههای بلندمدتی برای اقتصاد کشور ایجاد کرد.
در دوران دولت های مرحوم هاشمی رفسنجانی هم علاوه بر بازسازی خسارتهای جنگ، سرمایهگذاریهای گستردهای در نیروگاهها، راهها، راهآهن، بنادر، صنایع پتروشیمی، فولاد، مس و دیگر زیرساختهای تولیدی انجام شد. توسعه آموزش عالی نیز در همین دوره شتاب گرفت. بسیاری از این طرحها ماهیت بلندمدت داشتند و آثار و نتایج آنها در دولت بعد، یعنی دولت آقای خاتمی، آشکار شد.
در دولت آقای خاتمی نیز برنامه سوم توسعه با مشارکت سازمان برنامه و کارشناسان اقتصادی تدوین و اجرا شد و به نظر من یکی از منسجمترین برنامههای توسعه پس از انقلاب بود. فراهم شدن زمینه فعالیت بانکهای خصوصی و گسترش بانکداری مدرن نیز از تحولات مهم آن دوره بود؛ هرچند بسیاری از بانکها و مؤسسات مالی بعداً از مسیر اولیه فاصله گرفتند و برخی عملا ماهیتی خصولتی پیدا کردند.
در این میان نباید نقش …
