
هورالعظیم فقط یک تالاب نیست؛ آخرین بازمانده تالابهای بزرگ بینالنهرین است؛ زیستبومی که هزاران سال با آب دجله، فرات و کرخه جان گرفته و قرنها مأمن پرندگان مهاجر، آبزیان، گاومیشها و هزاران خانواده بومی بوده است. جایی که آب، زندگی را به مرز ایران و عراق آورده بود.اما امروز، تصویر آشنای هور دیگر آبی نیست؛ دود است، خاکستر است و شعلههایی که هر تابستان بخشهای وسیعی از نیزارها را میبلعند.در سالهای اخیر، آتشسوزیهای گسترده بارها بخشهای ایرانی و عراقی هورالعظیم را درگیر کرده است.
وسعت برخی از این حریقها به صدها هکتار میرسد و دود غلیظ ناشی از آن، کیفیت هوا را در شهرهای خوزستان کاهش میدهد، تنفس را برای مردم دشوار میکند و خسارت سنگینی به پوشش گیاهی، جانوران و یکی از ارزشمندترین تالابهای کشور وارد میسازد.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ مگر تالاب نباید خیس باشد؟ پس چرا میسوزد؟
پاسخ را باید در بحران آب جستوجو کرد.وقتی آب عقب مینشیند، نیزارهایی که سالها در آب قرار داشتهاند، خشک میشوند و به تودهای از سوخت طبیعی تبدیل میشوند؛ به گونهای که گرمای شدید تابستان، وزش باد یا حتی یک جرقه کوچک میتواند آتش را در مدت کوتاهی به بخشهای وسیعی از تالاب گسترش دهد.بر اساس آمارهای رسمی، حقآبه زیستمحیطی هورالعظیم سالانه حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون مترمکعب برآورد شده، اما این سهم در سالهای اخیر به طور کامل تأمین نشده است.
همزمان، خشکسالیهای پیدرپی، کاهش بارندگی، افت شدید آورده رودخانه کرخه و کاهش جریان آب در بخش عراقی تالاب، شرایط را هر سال بحرانیتر کردهاند.در سوی دیگر مرز نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. بسیاری از پژوهشگران و فعالان محیطزیست عراقی نیز کاهش شدید آب ورودی به هور را مهمترین عامل افزایش آتشسوزیها میدانند. برخی از آنها معتقدند اگر حقآبه تالاب در هر دو کشور بهطور کامل تأمین شود، احتمال وقوع چنین حریقهای گستردهای به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت.
البته همه آتشها منشأ طبیعی ندارند. برخی کارشناسان از وقوع آتشسوزیهای عمدی، اختلافات محلی میان دامداران، سهلانگاری انسانی و حتی برخی اقدامات امنیتی برای پاکسازی نیزارها سخن گفتهاند؛
در کنار بحران کمآبی، سدسازیهای گسترده در بالادست رودخانههای …








