
آرمان امروز
سجاد عطازاده در یادداشتی در روزنامه آرمان امروز نوشت:
بازدارندگی زمانی معتبر است که سه مؤلفه اساسی به صورت همزمان وجود داشته باشد: نخست، قابلیت؛ یعنی برخورداری از ظرفیت واقعی برای تحمیل هزینههای سنگین بر مهاجم. دوم، اعتبار؛ یعنی باور طرف مقابل به اینکه این ظرفیت در صورت لزوم به کار گرفته خواهد شد. سوم، اراده؛ یعنی اطمینان دشمن از وجود تصمیم سیاسی برای استفاده از این ظرفیت در دفاع از منافع حیاتی. ضعف در هر یک از این سه مؤلفه، بازدارندگی را از یک واقعیت راهبردی به یک تصور ذهنی و شکننده تبدیل میکند و احتمال خطای محاسباتی را افزایش میدهد.
به همین دلیل، بازدارندگی را نباید با برتری نظامی یکسان دانست. تاریخ روابط بینالملل مملو از نمونههایی است که در آنها بازیگران برخوردار از توان نظامیبرتر، به دلیل ناتوانی در ایجاد بازدارندگی معتبر، وارد جنگهایی پرهزینه و فرسایشی شدهاند. در مقابل، دولتهایی نیز وجود داشتهاند که با وجود محدودیتهای نسبی در منابع قدرت، توانستهاند از طریق ایجاد اطمینان نسبت به هزینههای پاسخ متقابل، رفتار رقبا را مهار کنند. آنچه بازدارندگی را مؤثر میسازد، صرفاً حجم تجهیزات یا شمار نیروهای مسلح نیست، بلکه توانایی دولت در شکل دادن به محاسبات راهبردی دشمن است.
از این منظر، بازدارندگی بیش از آنکه بر نابودی دشمن استوار باشد، بر مدیریت عقلانیت او بنا شده است. هدف اصلی بازدارندگی، وادار ساختن رقیب به این نتیجه است که هزینههای اقدام خصمانه از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود. هر اندازه این ادراک عمیقتر باشد، احتمال توسل به زور کاهش مییابد و ثبات راهبردی افزایش پیدا میکند. از همین رو، موفقترین راهبرد بازدارندگی، راهبردی است که هیچگاه به استفاده گسترده از قدرت نظامی منجر نشود؛ زیرا هدف آن پیشگیری از جنگ است، نه پیروزی در جنگ.
تحولات فناورانه نیز ماهیت بازدارندگی را به طور بنیادین دگرگون کرده است. در دوران جنگ سرد، بازدارندگی عمدتاً بر قابلیتهای هستهای و توازن راهبردی میان ابرقدرتها استوار بود؛ اما در قرن بیستویکم، ظهور موشکهای دقیق، سامانههای بدون سرنشین، جنگ سایبری، هوش مصنوعی، عملیات فضایی، جنگ الکترونیک و نبردهای شناختی، مفهوم بازدارندگی را از یک الگوی تکبعدی به یک منظومه چنددامنهای تبدیل کرده …





