قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

پزشکیان: مردم جنگ را احساس نکردند

رئیس جمهور گفت: مردم اصلاً جنگ را احساس نکردند؛ فقط زمانی که جایی را می‌زدند یا تصاویر را از تلویزیون می‌دیدند، متوجه می‌شدند اتفاقی افتاده است. این وضعیت به برکت مدیران، استانداران، فرمانداران و هماهنگی وزیران ما شکل گرفت. چرا مردم قطعی برق را احساس نکردند؟ بسیاری از نقاط مربوط به نیروگاه‌های ما را زدند، اما مردم احساس نکردند مشکلی وجود دارد.
 پزشکیان: مردم جنگ را احساس نکردند

دومین بخش گفت‌وگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور با مردم، بر تشریح نقشه راه دولت برای اصلاحات ساختاری در اقتصاد متمرکز بود؛ اصلاحاتی که از حوزه انرژی و نظام بانکی تا سیاست‌های یارانه‌ای، خصوصی‌سازی، مدیریت بنگاه‌های دولتی و توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل را در بر می‌گیرد.

رئیس‌جمهور در این بخش با اشاره به شرایط دشوار ناشی از تحریم، جنگ و محدودیت‌های اقتصادی، تأکید کرد که دولت اصلاحات را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای آینده کشور می‌داند.

دکتر پزشکیان همچنین با تشریح اقدامات دولت در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، اصلاح نظام پرداخت یارانه‌ها، حذف زمینه‌های رانت و فساد، ادامه اصلاح نظام بانکی و واگذاری واقعی بنگاه‌های اقتصادی، بر نقش همراهی مردم و هماهنگی میان قوا در پیشبرد این برنامه‌ها تأکید کرد و گفت که هدف نهایی دولت، برقراری عدالت، افزایش کارآمدی و عبور پایدار از ناترازی‌های اقتصادی و انرژی است.

بخش دوم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

به موضوع ناترازی اشاره کردید. زمانی که دولت را تحویل گرفتید، کشور با چه وضعیتی مواجه بود؟ به تعبیری، نابسامانی‌ها و ناترازی‌های گسترده‌ای در حوزه برق و سوخت وجود داشت که به تولید کشور آسیب می‌زد؛ صنایع در تابستان با قطعی برق و در زمستان با قطعی گاز روبه‌رو بودند. لطفاً توضیح دهید دولت را با چه شرایطی تحویل گرفتید و برای ادامه مسیر کشور چه راهکاری در نظر دارید؟

دولت را در شرایطی تحویل گرفتیم که توضیح آن مفصل است، اما برآیند وضعیت این بود که در زمستان باید با قطعی برق، آب و گاز مواجه می‌شدیم. مجموع ذخایر انرژی ما یک میلیارد و 200 میلیون لیتر بود و می‌گفتند این ذخایر تا آبان بیشتر دوام نمی‌آورد. پس از آن، دیگر سوختی نداشتیم که نیروگاه‌هایمان را با آن بچرخانیم. کمبود گاز هم داشتیم و بحث این بود که در زمستان، هم برق نخواهیم داشت و هم گرمایش با مشکل مواجه خواهد شد؛ اما با همکاری، همراهی و مدیریت، این اتفاق نیفتاد.

باز هم وقتی از وفاق صحبت می‌کنم، منظورم همین مردم هستند. این مردم بودند که در مصرف برق و گازشان بسیار به ما کمک کردند. ما نیز تلاش کردیم نیروگاه‌هایمان را تقویت کنیم. همین پنل‌های خورشیدی که راه‌اندازی شده‌اند، اکنون نزدیک به هفت هزار مگاوات وارد مدار کرده‌اند. هفت هزار مگاوات، یعنی حدود هفت میلیارد دلار؛ پولی که ما نداریم، اما این ظرفیت وارد مدار شده و در حال توسعه است.

این اقدام، از یک طرف مشکل انرژی ما را حل می‌کند و هر روز نیز در حال گسترش است. با وجود جنگ، درگیری و محاصره‌ای که وجود دارد، قرار بود 30 هزار مگاوات پنل خورشیدی احداث کنیم، اما با مشکلاتی که داشتیم نتوانستیم به هدفی که می‌خواستیم برسیم. البته در قانون برنامه، در مجموع 12 هزار مگاوات برای پنج سال پیش‌بینی شده است؛ اما ما اصلاً به‌دنبال این نیستیم که فقط به همان میزان تعیین‌شده در قانون برسیم. به‌دنبال آن هستیم که تا جایی که ظرفیت و توان داریم، مشکل انرژی خود را از طریق انرژی پاک حل کنیم؛ زیرا اکنون سوختی را که در حقیقت ارزان در اختیار داریم، هدر می‌دهیم، هوا را آلوده می‌کنیم و در نهایت با کمبود نیز مواجه می‌شویم.

امسال، با وجود اینکه نیروگاه‌های ما را زدند و روزانه نزدیک به 230 میلیون مترمکعب گاز ما را زدند، شما قطعی برق بسیار کمی دیدید. امیدوارم از این پس دیگر اصلاً قطعی برق نداشته باشیم. در این گرما، در برخی نقاط قطعی‌هایی وجود داشت؛ اما برنامه‌ریزی کرده‌ایم که به‌هیچ‌وجه برق صنایع و کارگاه‌ها را قطع نکنیم و در حال تلاش هستیم این کار را انجام دهیم.

همه این اقدامات با همراهی، همدلی و جهت‌گیری‌هایی که داشتیم و با مساعدت و همکاری مردم انجام شد و توانستیم مشکل را مدیریت کنیم. برای زمستان نیز، با وجود کمبود روزانه 230 میلیون مترمکعب گاز، در حال طراحی و برنامه‌ریزی هستیم تا به امید خدا مردم در زمستان با مشکل مواجه نشوند.

این کار را به حول و قوه الهی، با کمک مردم، همدلی و همراهی میان قوا و آگاهی‌بخشی لازم به مردم انجام خواهیم داد تا آنان نیز با ما همراه شوند.

یکی دیگر از ابعاد این ناترازی‌ها، حوزه اقتصاد است که آثار آن مستقیماً در معیشت و سفره مردم دیده می‌شود. پیش از این، با مشکلات ناشی از تحریم‌ها مواجه بودیم و اکنون محاصره دریایی نیز به آن اضافه شده و ناترازی‌های اقتصادی را تشدید کرده است. دولت از نظر اقتصادی چه شرایطی را از دولت‌های پیشین به ارث برد و زمانی که شما مسئولیت را تحویل گرفتید، وضعیت اقتصاد کشور چگونه بود؟

ببینید، روند کاملاً مشخص است. آن‌ها انتظار داشتند کشور، به‌دلیل همین فشارهایی که وارد کرده‌اند، سقوط کند. این روند طی سال‌ها اتفاق افتاده و چندان هم به این دولت یا آن دولت مربوط نبوده است. آن‌ها همواره این فشارها را وارد کرده‌اند و اقتصاد ما را روزبه‌روز در محاق قرار داده‌اند و با مشکل مواجه کرده‌اند. اکنون در دولت ما، این فشارها به حداکثر رسیده است و خودشان هم در تحلیل‌هایشان تعجب می‌کنند که چرا ما سقوط نکرده‌ایم.

ما با همراهی کارشناسان، دانشگاهیان، مدیران و فعالان اقتصادی در حال پیگیری مسائل هستیم. جلسات متعددی با استادان اقتصاد، جامعه‌شناسی و ارتباطات دانشگاه‌ها برگزار کرده‌ایم و دانشگاه‌ها وارد میدان شده‌اند. با صنعتگران، اتاق صنعت، اتاق بازرگانی و اصناف نیز جلسات مختلفی داشته‌ایم. خود من بارها جلسه گذاشته‌ام و وزیر محترم نیز چندین بار جلسه برگزار کرده است. با کمک آن‌ها تلاش می‌کنیم موانع را از سر راهشان برداریم و آن‌ها نیز به کمک ما آمده‌اند تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم.

من نمی‌گویم که توانسته‌ایم همه مشکلات را حل کنیم. تحریم یک واقعیت است. وقتی نتوانیم نفت خود را بفروشیم، یعنی ارز کمتری خواهیم داشت؛ نه اینکه اصلاً ارز نداشته باشیم، اما کمتر خواهیم داشت. وقتی ارز کمتری داشته باشیم، طبیعتاً با مشکلاتی روبه‌رو می‌شویم. باید راهی پیدا کنیم که تا جایی که از دستمان برمی‌آید، این مشکلات را کمتر و کمتر کنیم.

این اتفاق خواهد افتاد، اما تحقق سریع آن دشوار است. وقتی این مسیر را بسته‌اند، طبیعتاً ما نیز در حال طراحی راه‌های مختلف با همسایگانمان هستیم. تجارت خود را با آن‌ها گسترش می‌دهیم و دادوستدمان را بیشتر می‌کنیم. چون امکان جابه‌جایی پول را نداریم، طبیعتاً بخشی از مبادلات به‌صورت تهاتری انجام می‌شود.

ارتباط ما با همسایگان بسیار بهتر از گذشته است و کشورهای همسایه همکاری بسیار خوبی با ما دارند. یکی از برنامه‌هایی که در جریان این جنگ، اغتشاشات و تنش‌ها طراحی کرده بودند، ایجاد ناآرامی از شمال‌غرب و جنوب‌شرق بود. می‌گفتند از آن‌سوی مرزها افرادی وارد می‌شوند و در این مناطق اغتشاش ایجاد می‌کنند؛ اما خود کشورهای منطقه اجازه ندادند کسی به‌راحتی از آن‌طرف وارد شود و اغتشاش ایجاد کند.

این موضوع بسیار مهمی است؛ یعنی همسایگان ما اجازه ندادند عده‌ای وارد کشور شوند و باعث اغتشاش شوند. نه‌تنها اجازه چنین کاری را ندادند، بلکه به ما کمک هم کردند. گفتن این مطالب ساده است، اما رسیدن به این وفاق و همدلی میان همسایگان و در داخل کشور، به‌گونه‌ای که همه طرح‌ها و نقشه‌هایی را که آن‌ها کشیده بودند با مشکل مواجه کند، کار ساده‌ای نبوده است.

این وضعیت به برکت همراهی، همدلی و پشتیبانی رهبر معظم انقلاب شهیدمان شکل گرفت که در آن مقطع با قدرت از دولت و سیاست‌ها حمایت می‌کردند. هرجا گرفتار می‌شدیم و مشکلی پیدا می‌کردیم، خدمت ایشان می‌رسیدیم و ایشان با تمام توان پشتیبانی می‌کردند. اگر توانسته‌ایم تا امروز باقی بمانیم، نتیجه همان سیاست‌ها، جهت‌گیری‌ها، همراهی‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری شهیدمان بوده است.

امروز نیز رهبر عزیزمان، با توصیه‌هایی که درباره وحدت و انسجام دارند، کمک می‌کنند تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم.

یکی از اقدامات شما اصلاح نظام بانکی بود که در شروع کار بانکی آینده را که دولت‌های قبلی جرأت نداشتند در موردش اقدام کنند دولت شما با قدرت این کار را انجام داد آیا به دلیل شراطی که الان کشور با آن روبروست این اصلاحات متوقف می‌شود یا ادامه پیدا می‌کند؟

یکی از راه‌های کنترل تورم، اصلاح همین نظام بانکی است. اکنون نیز وزارت اقتصاد برنامه دارد ناترازی‌هایی را که در بانک‌ها وجود دارد، مدیریت کند. همچنین جلوی روندی را می‌گیرد که در آن، بانک‌ها گاهی منابع مالی را صرف خریدها و فعالیت‌های غیرتولیدی می‌کنند. این مسیر ادامه خواهد داشت و برای آن برنامه‌ریزی شده است؛ البته کار ساده‌ای هم نیست.

آن زمانی که نماینده و نایب‌رئیس مجلس بودم، یک صندوق در مشهد دچار مشکل شده بود. هر روز در خیابان‌ها تظاهرات می‌شد، چون نمی‌توانستند پول مردم را پرداخت کنند. نه جمعیت آن‌قدر زیاد بود و نه حجم پول به این اندازه؛ اما در سراسر کشور هر روز اعتراضاتی شکل می‌گرفت. آن زمان، به روشی توانستیم آن مشکل را حل کنیم.

بانک آینده که شاید 10 برابر آن، یا حتی بیشتر، حجم و گستردگی داشت، بسته شد؛ بدون اینکه اعتراضی شکل بگیرد یا نگرانی خاصی در جامعه ایجاد شود. این موضوع نیز با تدبیر و مدیریتی انجام شد که شکل گرفت و البته با هماهنگی قوه قضاییه و مجلس محترم پیش رفت. برادرمان آقای دکتر قالیباف و برادرمان آقای اژه‌ای نیز در این مسیر همراهی کردند و مجموع این هماهنگی‌ها باعث شد بدون تنش از این مرحله عبور کنیم.

یکی دیگر از اقداماتی که دولت شما انجام داد، اصلاح سیاست ارز ترجیحی بود؛ اقدامی که بحث‌های زیادی درباره آن شکل گرفت. آیا دولت از ابتدا برای اجرای این سیاست برنامه داشت یا شرایط و اجبارهای اقتصادی باعث شد به‌ناچار آن را اجرا کنید؟

ما نمی‌دانستیم قرار است جنگ شود. آنچه به آن معتقدیم عدالت است. در کشور، وقتی مثلاً یارانه می‌دهیم، معمولاً دهک‌های بالا بیشتر از دهک‌های پایین از آن مصرف می‌کنند؛ یارانه برق، گاز، آب، انرژی و هر چیز دیگری که بخواهید. درباره یارانه‌ای که برای کالاهای اساسی می‌دادیم نیز همین سؤال مطرح بود که چه کسانی بیشتر از آن استفاده می‌کردند؛ در حالی که باید این یارانه را به کسانی بدهیم که نیازمندترند و بیشتر به آن احتیاج دارند.

قدم اولی که برداشتیم این بود که پولی را که در ابتدای زنجیره کالاهای اساسی پرداخت می‌کردیم، به مصرف‌کننده نهایی بدهیم؛ زیرا در این رفت‌وآمدهای اداری و فرایندهای خرید، وقتی می‌خواستند کالایی بخرند، قیمت را بالاتر اعلام می‌کردند تا دلار بیشتری بگیرند و وقتی می‌خواستند کالا را به خارج صادر کنند، قیمت را پایین‌تر اعلام می‌کردند تا ارز آن را بازنگردانند. بعد هم وقتی کالا وارد بازار می‌شد، همان‌طور که همه می‌دانید، فسادهای مختلفی شکل می‌گرفت؛ کالا را پنهان می‌کردند، در جای دیگری مصرف می‌کردند یا دوباره صادر می‌کردند. چیزی را که مثلاً با قیمت 28 دلار خریده بودند، در بازار با قیمت 100 دلار می‌فروختند و از این قبیل اتفاقات رخ می‌داد.

اما وقتی این ارز را به مصرف‌کننده نهایی دادیم، دیگر در آن مسیر امکان شکل‌گیری تخلف وجود ندارد. هرکس کالا را وارد کند، آن را به بازار می‌آورد و می‌فروشد. ما مابه‌التفاوت ارز را در قالب کالابرگ قرار دادیم. البته اکنون باید مبلغ کالابرگ را افزایش دهیم، چون قیمت‌ها گران‌تر شده است. اصولاً باید بتوانیم میزان کالابرگ را بالا ببریم تا مردم راحت باشند. در حال تلاش هستیم، اما به‌دلیل کمبود ارز و مشکلاتی که داریم، تا حدی با مشکل مواجهیم. با این حال، به امید خدا این مسئله را نیز حل خواهیم کرد.

البته باید کاری کنیم کسانی که به کمک دولت نیاز ندارند و حتی می‌توانند خودشان کمک کنند، سهم کمتری دریافت کنند و آن مقدار به دهک‌های پایین‌تر اضافه شود. اگر بتوانیم از آن‌ها کم کنیم و به این گروه‌ها بیافزاییم، عدالت بیشتری برقرار خواهد شد.

در دنیا و حتی در مباحث علمی نیز دیدگاه‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد. مثلاً در بیمه از همه دو هزار تومان دریافت کنیم. درمان منی که پولدارم و یک میلیون تومان درآمد دارم، با فردی که پول ندارد و 10 هزار تومان درآمد دارد، یکسان در نظر گرفته شود؛ یعنی من یک‌میلیونی یا 10 میلیونی، دو هزار تومان بدهم و کسی که 10 هزار تومان درآمد دارد نیز دو هزار تومان پرداخت کند. این در حقیقت ضدعدالت است.

حتی بدتر از آن، این است که نه‌تنها عادلانه نیست، بلکه فشار بیشتری نیز به فرد کم‌درآمد وارد می‌کند. مثلاً دو هزار تومان یا 20 هزار تومان برای کسی که یک میلیون یا 10 میلیون تومان درآمد دارد، عدد مهمی نیست؛ اما برای فردی با درآمد پایین، همان 20 هزار تومان رقم قابل‌توجهی است. به همین دلیل گفتند پرداخت‌ها باید متناسب شود؛ یعنی از همه، درصدی از حقوقشان دریافت کنیم.

زمانی که وزیر بودیم، قانون را اصلاح کردیم و گفتیم حق بیمه باید متناسب با حقوق افراد دریافت شود. شکل عادلانه‌تر آن این است که نظام را «پروگرسیو» کنند؛ یعنی هرکس درآمد بیشتری دارد، بیشتر بپردازد و هرکس درآمد کمتری دارد، کمتر پرداخت کند. این شیوه به عدالت نزدیک‌تر است. در دنیا نیز همین کار را انجام می‌دهند؛ در آمریکا، انگلستان و آلمان، یعنی کشورهایی که مملکت را با چنین روندی اداره می‌کنند، به همین شکل عمل می‌شود.

ما اکنون فعلاً به‌صورت متناسب، از پولدار و کم‌درآمد درصدی دادیم؛ اما عدالت این است که از کسی که توان مالی بیشتری دارد، مقداری بیشتر بگیریم و به کسی که توان مالی کمتری دارد، پرداخت کنیم. تلاش خواهیم کرد این اتفاق رخ دهد و درباره کالابرگ نیز کاری خواهیم کرد که دست‌کم اجازه ندهیم در معیشت مردم مشکلی به وجود بیاید. اکنون در این زمینه مشکل داریم و در دولت نیز درباره آن بحث می‌کنیم، اما حتماً این کار را انجام خواهیم داد، ان‌شاءالله.

آقای دکتر، همان‌طور که اشاره کردید، یارانه را از ابتدای زنجیره به مصرف‌کننده نهایی منتقل کردید. بر اساس آمارها، پس از این اقدام تقاضا در بازار افزایش یافت و برای تأمین بخشی از نیاز مصرف‌کنندگان نیز مشکلاتی به وجود آمد. این اقدام از نظر عدالت درست بود، اما آیا برای کنترل اختلال‌های ایجادشده در بازار برنامه‌ای دارید؟

اطلاعات من برعکس چیزی است که شما می‌گویید؛ تقاضا کاهش پیدا کرده است. درست است که قدرت مصرف مردم در دهک‌های یک، دو، سه، چهار و پنج افزایش یافته، اما بسیاری از کالاهایی که وارد می‌کردیم، از کشور خارج می‌شد و بعضی از آن‌ها نیز اصلاً وارد نمی‌شد. بسیاری از همسایگان از مناطق مرزی وارد ایران می‌شدند، کالا می‌خریدند و با خود می‌بردند. با یک دلار می‌شد در ایران مقدار زیادی کالای اساسی خرید و خارج کرد. در نتیجه، جلوی همه این موارد گرفته شد و اکنون نیز در حال کنترل آن هستیم.

در حال استخراج داده‌های مصرف نان هستیم که همچنان یارانه دریافت می‌کند. آمارها نشان داده است که مثلاً یک خانواده در یک ماه 18 تن نان مصرف کرده یا خانواده‌ای دیگر هشت تن یا شش تن نان گرفته است. چنین چیزی اصلاً امکان‌پذیر نیست؛ بنابراین این نان به شکل دیگری مصرف می‌شود. اکنون در حال مدیریت این مسئله هستیم تا جلوی روندی را بگیریم که زمینه فساد، رانت، رشوه و قاچاق را فراهم می‌کند.

هرچقدر هم ناظر بگذارید تا جلوی این اتفاقات را بگیرد، نتیجه‌ای نخواهد داشت. 48 سال است که ناظر گذاشته‌ایم؛ چرا نتوانسته‌ایم مشکل را حل کنیم؟ تا زمانی که زمینه فساد وجود دارد، نمی‌توان جلوی فساد را گرفت. وقتی این زمینه‌ها از بین برود، دیگر به‌راحتی فسادی شکل نمی‌گیرد.

وقتی دلار را آزاد کردیم، هرکسی که دلار دولتی می‌گرفت، از یک رانت و امتیاز برخوردار می‌شد. در نتیجه، بر سر اینکه چه کسی این ارز را بگیرد، با یکدیگر دعوا می‌کردند. برای گرفتن یک امضاء رشوه می‌دادند تا آن امتیاز را به دست آورند. ما همه این سازوکارها را به هم زدیم. اکنون دیگر به آن امضاها نیازی نیست؛ فرد می‌تواند به‌راحتی کالا را وارد و در بازار عرضه کند. در نتیجه، هم زمینه فساد اداری در فرآیند امضاها از بین رفته، هم مشکلات گمرکی کاهش یافته و هم بخشی از مسائل بازار خودبه‌خود اصلاح شده است؛ البته این روند هنوز با وجود تحریم‌ها کامل نشده است. وقتی زمینه‌ فساد را از بین بردی دیگر فسادی نمی‌تواند وجود داشته باشد.

در موضوع گردشگری نیز زمانی دو هزار دلار ارز پرداخت می‌شد. افراد می‌رفتند، می‌گشتند و بازمی‌گشتند و سفر برایشان تقریباً رایگان تمام می‌شد؛ چون دلار ما را می‌گرفتند. برای چه باید چنین کاری انجام می‌دادیم؟ در نتیجه، کسانی که داراتر بودند و بیشتر از مقررات و قوانین ما اطلاع داشتند، از این مقررات بهره بیشتری می‌بردند. البته تقصیر آن‌ها هم نبود؛ تقصیر مقرراتی بود که ما وضع کرده بودیم.

اگر من می‌توانستم امتیازی بگیرم و ارزی دریافت کنم که قیمتش با بازار متفاوت بود، خودبه‌خود چندین میلیارد تومان نصیبم می‌شد. باید این زمینه‌ها را از بین می‌بردیم و این اتفاق در این قسمت رخ داده است. در قسمت ‌های دیگر نیز، با وجود همه این مسائل، در حال پیش رفتن هستیم.

خدا کمک کرد، واقعیت این است که اگر این اقدام انجام نمی‌شد و جنگ آغاز می‌شد، قحطی در بازار قطعی بود؛ چون دیگر ارز 28 تومانی نداشتیم که پرداخت کنیم و با ارز آزاد هم کسی کالا وارد نمی‌کرد تا در بازار بفروشد. اکنون همه کالاهایی که مردم می‌خواهند در بازار وجود دارد، اما گران شده است. باید این گرانی را از طریق کالابرگ جبران کنیم و ان‌شاءالله باز هم آن را جبران خواهیم کرد؛ زیرا زمینه این فسادها را از بین برده‌ایم.

یکی از نقدهای مطرح‌شده این بود که با توجه به شرایط اجتماعی، زمان مناسبی برای اجرای این سیاست انتخاب نشده است. آیا این نقد را می‌پذیرید؟ آیا بهتر نبود این اقدام در زمان مناسب‌تری انجام شود؟

47 سال است که می‌خواهیم درست عمل کنیم، اما هر بار می‌گویند اکنون وقتش نیست. هر زمان می‌خواهیم کاری انجام دهیم، می‌گویند فعلاً دست نگه دارید و هر بار هم بهانه‌ای مطرح می‌شود. نتیجه این شده است که روزبه‌روز بیشتر در باتلاق فرو می‌رویم.

ما مجبوریم اصلاحات را انجام دهیم. اگر در حوزه آب، برق، گاز، بنزین و گازوئیل درست عمل نکنیم، مشکلات بیشتر می‌شود. هر بار که می‌خواهیم به این مسائل ورود کنیم، می‌گویند الان دست نزنید، چون اگر دست بزنید صدا بلند می‌شود. خب چه زمانی باید دست بزنیم؟ زمانی که خودمان غرق شدیم، کشور نابود شد و همه ضرر کردند؟

ما از مردم می‌خواهیم به ما کمک کنند. هدف ما اجرای عدالت است و تمام تلاشمان این است که اگر قرار است از بیت‌المال پولی پرداخت شود، این پرداخت بر اساس عدالت و به همه انجام شود.

آقای دکتر، در همین حوزه اصلاحات، یکی از وعده‌های شما به موضوع خودروسازی و واردات خودرو مربوط می‌شد؛ حوزه‌ای که تأثیر مستقیمی بر بازار و زندگی مردم دارد. برنامه دولت شما برای خصوصی‌سازی صنعت خودرو چیست؟

ببینید، این موضوع هم در حال اجراست. ما ایران‌خودرو را واگذار کردیم و به‌دنبال آن، وزیر اقتصاد ما را استیضاح کردند؛ با این استدلال که مثلاً نباید این کار انجام می‌شد. منظورم از مقاومت‌ها همین است؛ هر کاری که می‌خواهید انجام دهید، در برابر آن مقاومتی وجود دارد.

واگذاری سایپا و بخش‌ها و شرکت‌های مختلف دیگر نیز اکنون در برنامه است تا بتوانیم تا جایی که ممکن است آن‌ها را واگذار کنیم. البته واگذاری به معنای خصولتی‌کردن نیست؛ منظور، واگذاری واقعی به بخش خصوصی است تا بتواند دخل‌وخرج خود را تأمین کند. بسیاری از واگذاری‌هایی که تاکنون انجام شده، به حیاط‌خلوت عده‌ای تبدیل شده است.

طبیعتاً اجرای چنین کاری هم به خریداران واقعی نیاز دارد و هم به بازار آزادی که اکنون به شکلی که باید، در کشور ما وجود ندارد. بعضی از مجموعه‌ها را واگذار کردیم، اما به‌دلیل همین فشارها دوباره آن‌ها را بازگرداندند؛ در حالی که نباید بازگردانده می‌شدند. همان بخش‌هایی هم که بازگردانده شدند، اکنون کارآمد عمل نمی‌کنند. این مشکلی است که در نظام تصمیم‌گیری کشور وجود دارد و در برابر هر تصمیمی که در جهت آزادسازی گرفته می‌شود، مقاومت‌هایی شکل می‌گیرد.

از قِبَل هر کدام کارهایی که می‌کنیم یک عده منفعت می‌برند و پول نصیبشان می‌شود. طبیعی است که برخورد با این افراد صدا ایجاد می‌کند. هیچ‌وقت هم نمی‌آیند بگویند شما جلوی کسی را گرفته‌اید که در حال سوءاستفاده بوده است؛ می‌گویند فلانی را که مثلاً حزب‌اللهی بود کنار گذاشتید، فلانی را که متعلق به فلان جناح بود آوردید یا فلانی را که رانت‌خوار بود، به کار گرفتید. یعنی به شکلی با شما صحبت می‌کنند که نگذارند کاری را که باید انجام دهید، انجام دهید. اصل ماجرا این است که آن کار انجام نشود؛ بقیه این حرف‌ها حاشیه است.

راه درست این است که کارخانه‌ها و شرکت‌های ما واقعاً توسط بخش خصوصی مدیریت شوند. ما به مدیر پول می‌دهیم تا برایمان ضرر ایجاد کند و در عین حال فوق‌العاده مدیریت هم می‌گیرد. کدام عقل چنین کاری را می‌پذیرد؟ اما ما این کار را انجام می‌دهیم و هر وقت می‌خواهیم به آن دست بزنیم، ناگهان از چندین‌جا صدا بلند می‌شود که شما مثلاً به شکلی عمل کرده‌اید.

البته در حال تلاش هستیم و امیدواریم با هماهنگی‌ای که میان قوا وجود دارد، این مسئله را نیز حل کنیم؛ چون یکی از مسائل اساسی کشور همین است. چرا باید ضرر بدهیم؟ سازمان تأمین اجتماعی این همه کارخانه و شرکت دارد، اما اکنون قادر نیست هزینه درمان بیمار را پرداخت کند. مگر می‌شود کسی این همه سرمایه و کارخانه داشته باشد و در نهایت فقط سربه‌سر کار کند؟

اکنون یک کارخانه می‌تواند به اندازه بودجه یک کشور درآمد داشته باشد. در سفری که به یکی از کشورها داشتیم، فقط یک کارخانه داروسازی آن‌ها سالانه 50 یا 60 میلیارد دلار درآمد داشت؛ یعنی بیش از درآمد نفتی ما. آن‌وقت ما کارخانه‌ها و شرکت‌های مختلف داریم، اما قادر نیستیم حقوق عده‌ای را درست و به‌موقع پرداخت کنیم.

مشکل، مدیریت ماست. حل این مشکل نیز به همان مفهوم تقوا بازمی‌گردد؛ یعنی باید افراد توانمندتر، داناتر و کارآمدتر را به کار گرفت، نه افراد سیاسی‌تر یا ظاهراً حزب‌اللهی‌تر را. قبلاً می‌گفتند تعهد مهم‌تر است یا تخصص و پاسخ می‌دادند تعهد؛ اما کدام تعهد؟ تعهد واقعی این است که اگر کسی تخصص ندارد، زیر بار آن مسئولیت نرود و بی‌دلیل نگوید من متعهدم، سپس کاری را که بلد نیست بپذیرد.

اکنون ظاهری از تعهد به خود می‌گیریم، اما کاری را که بلد نیستیم بر عهده می‌گیریم، ضرر می‌دهیم و صدایی هم از کسی درنمی‌آید. تغییر این وضعیت کار ساده‌ای نیست؛ همان‌طور که تغییر همین اقداماتی که تاکنون انجام داده‌ایم نیز ساده نبوده است. با این حال، تصور من این است که با وحدت، انسجام و همدلی، ان‌شاءالله بتوانیم این روند را ادامه دهیم.

البته این کارها بسیار دشوار است. تغییر همیشه سخت است؛ آن هم در شرایطی که با تحریم، محاصره و جنگ مواجهیم و در کنار آن، صداهایی نیز به تفرقه، تشنج و اختلاف دامن می‌زنند. مدیریت این وضعیت با کمک خداست و گر نه به این سادگی نیست.

یکی از موضوعات اساسی که همواره بر آن تأکید داشته‌اید و حتی درباره آن جمله‌ای تاریخی بیان کردید، تکمیل کریدورهاست؛ اینکه «کریدورها از نان شب هم واجب‌ترند». یکی از مزیت‌های اصلی ایران نیز قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی مناسبی است که مسیرها و کریدورهای مختلف را به یکدیگر متصل می‌کند. نخست اینکه چرا تکمیل این کریدورها برای شما تا این اندازه اهمیت دارد؟

ببینید، من پزشکم. تمام ساختار بدن انسان زمانی درد نمی‌کشد و درست عمل می‌کند که شریان‌ها به آن خون برسانند. کریدورها نیز شریان‌های جامعه هستند. اگر راه خون‌رسانی به جامعه، تدارکات و بخش‌های مختلف برقرار باشد، جامعه درد پیدا نمی‌کند، بازار با مشکل مواجه نمی‌شود و امنیت نیز مسئله‌دار نخواهد شد. در نتیجه، باید شریان‌هایمان را برقرار کنیم. هرچقدر این شریان‌ها آسان‌تر، سهل‌تر و توانمندتر باشند، بهتر است.

اگر بتوانیم قطار و راه‌های ریلی خود را تقویت کنیم، بسیار بهتر از آن است که فقط اتوبان بسازیم؛ چون در اتوبان باید هزاران تریلی عبور کنند، در حالی که یک قطار می‌تواند همان بار را جابه‌جا کند. در این صورت، هم سوخت کمتری مصرف می‌کنیم، هم جاده‌ها کمتر تخریب می‌شوند و هم می‌توانیم کالاها را با توان بیشتری جابه‌جا کنیم.

اکنون در حال انجام این کار هستیم و با وجود همه مشکلات، کسری‌ها و نارسایی‌هایی که داریم، راه‌آهن چابهار به زاهدان را باید حتماً در هفته دولت افتتاح کنیم. این مسیر به پایان رسیده و فقط مقداری از کارهای مربوط به ریل‌هایی که باید نصب می‌شد، باقی مانده است. چون فولاد ما را زدند، کار با مقداری تأخیر مواجه شد. ان‌شاءالله این مسیر بیش از 600 کیلومتری به پایان رسیده است و شریان اصلی ما محسوب می‌شود. از آنجا نیز در حال اتصال مسیر به سرخس هستیم.

زمین‌های مسیر راه‌آهن رشت ـ آستارا را نیز تملک کرده‌ایم و این کار تمام شده است. زمانی که ما دولت را تحویل گرفتیم، از مسیر 160 کیلومتری فقط 30 کیلومتر آزادسازی شده بود؛ اما اکنون تمام 160 کیلومتر مسیر را آزاد کرده‌ایم. پیمانکار نیز مشخص است و قرار است روس‌ها بیایند و آنجا را احداث کنند.

مسیر تهران ـ چشمه‌ثریا نیز که از تبریز به ترکیه می‌رود، طراحی شده و اکنون در حال نهایی‌کردن پیمانکار آن هستند. یعنی در همه بخش‌ها، به‌شدت روی راه‌آهن کار می‌کنیم. در حوزه مترو نیز فعالیت گسترده‌ای داریم.

برای اتصال مسیرها و شریان‌های میان تهران و شهرهای اطراف، از جمله اسلامشهر، شهر قدس، رباط‌کریم و شهریار، برنامه‌ریزی کرده‌ایم. اگر همه این شهرها با قطار به یکدیگر متصل شوند، دیگر رفتن از اینجا به کرج دو یا سه ساعت طول نمی‌کشد و برای طی یک مسیر 30 کیلومتری، این‌همه هوا آلوده نمی‌شود. می‌توان این مسیر را در عرض 10 دقیقه یا یک ربع طی کرد.

برای این طرح‌ها برنامه‌ریزی و کار کرده‌ایم و مشارکت‌هایی را نیز آغاز کرده‌ایم. ان‌شاءالله در تلاش هستیم این اقدامات به نتیجه برسد. البته می‌دانید که مشکلات اقتصادی و عمرانی ما مسائلی نیستند که در طول سال‌ها حل شده باشند؛ با این حال، می‌خواهیم آن‌ها را ظرف دو یا سه سال حل کنیم. تصور می‌کنم با مشارکت مردم بتوانیم این کار را انجام دهیم. برای مثال، مسیر راه‌آهن میانه ـ اردبیل به پایان رسید؛ یعنی اتصال ریلی آن انجام شد.

آقای رئیس‌جمهور، آیا بخش‌هایی از این کریدورها که تاکنون تکمیل شده‌اند، در جریان جنگ به کشور کمک کردند یا هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که آثار آن‌ها در چنین شرایطی ملموس باشد؟

کریدورها هنوز به‌طور کامل آماده نشده‌اند، اما راه‌های دیگری را باز کرده‌ایم. علت اینکه اکنون، با وجود همه این محاصره‌ها، در بازار کمبودی نمی‌بینید، این است که از مسیرهای مویرگی عمل می‌کنیم.

شریان‌ها مسیرهای آسان‌تر و پرظرفیت‌تری هستند. در مویرگ‌ها، هرچه قطر مسیر بیشتر شود، توان انتقال نیز به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، رگی با قطر دو سانتی‌متر، چند برابر بیشتر از رگی با قطر یک سانتی‌متر خون یا آب منتقل می‌کند؛ یعنی ظرفیت انتقال با افزایش قطر، به توان چهار افزایش پیدا می‌کند.

وقتی راه‌آهن داشته باشیم، توان جابه‌جایی ما بسیار بیشتر می‌شود. حمل‌ونقل دریایی نیز ظرفیتی بسیار بیشتر از قطار دارد؛ همان‌طور که توان قطار بسیار بیشتر از حمل‌ونقل جاده‌ای است و جاده نیز ظرفیت بیشتری از حمل بار به‌صورت کوله‌بری دارد.

یکی دیگر از سیاست‌ها و رویکردهای کلان شما، تفویض اختیار به استان‌ها بود. در جریان جنگ 12روزه شاهد بودیم که جمعیت برخی استان‌ها، به‌دلیل پذیرش مهمانان، تا پنج برابر افزایش یافت؛ با این حال، آن استان‌ها با کمبود و کاستی جدی مواجه نشدند. به نظر شما، سیاست تفویض اختیار تا چه اندازه موفق بود و حدود و دامنه گسترش آن تا کجاست؟

ببینید، من امروز رئیس دولت هستم، اما پیش از ریاست‌جمهوری، حتی برای نمایندگی هم مرا رد کردند. در این جامعه، افراد زیادی مانند من و حتی بهتر از من وجود دارند، اما ما به‌خاطر همین پست‌ها و جایگاه‌ها اجازه نمی‌دهیم خودشان، مهارتشان، علمشان و توانمندی‌شان را نشان دهند.

هرچقدر بتوانیم این اختیارات را واگذار کنیم، افراد بیشتری خواهند توانست در چارچوب برنامه، هدف و مقررات، توانمندی خود را نشان دهند و مشکلات را حل کنند. این‌طور نیست که هر چه من گفتم دیگران باید گوش دهند. هر استانداری می‌تواند یک رئیس‌جمهور باشد و هر فرمانداری نیز می‌تواند همین‌گونه عمل کند.

چطور کشورهای همسایه ما با دو، سه یا چهار میلیون نفر جمعیت، رئیس‌جمهور، وزیر، بانک و همه این ساختارها را دارند، اما در یک کشور با 90 میلیون نفر جمعیت، یک نفر رئیس‌جمهور باید عقل کل باشد و یک نفر هم وزیر و بقیه هیچ؟ اگر بتوانیم پتانسیل‌ها و توانمندی‌های نیروهای موجود در کشور را آزاد کنیم، توان حل مسئله ما چندین هزار برابر می‌شود؛ زیرا کسی که در منطقه حضور دارد، شرایط را بهتر از من می‌بیند و راحت‌تر از من می‌تواند تصمیم بگیرد. فقط باید اختیار بدهیم و بستر را برایش آماده کنیم تا کارش را انجام دهد.

کاری که در رابطه با استانداران انجام دادیم، قدم اول بود و بسیار به ما کمک کرد. در جریان جنگ 12روزه یا جنگ 40 روزه، یک، دو یا سه میلیون نفر فقط به مازندران رفتند. چرا آنجا مشکل نان، بنزین یا کالاهای اساسی به وجود نیامد؟ چون مدیران آنجا با یکدیگر هماهنگ شدند، با این‌طرف و آن‌طرف نشستند و شرایط را مدیریت کردند.

مردم اصلاً جنگ را احساس نکردند؛ فقط زمانی که جایی را می‌زدند یا تصاویر را از تلویزیون می‌دیدند، متوجه می‌شدند اتفاقی افتاده است. این وضعیت به برکت مدیران، استانداران، فرمانداران و هماهنگی وزیران ما شکل گرفت. چرا مردم قطعی برق را احساس نکردند؟ بسیاری از نقاط مربوط به نیروگاه‌های ما را زدند، اما مردم احساس نکردند مشکلی وجود دارد.

اگر قرار بود موضوع ابتدا به دولت بیاید، بعد به کمیسیون برود و دوباره برای تصویب به دولت بازگردد، آن هم در شرایطی که حتی امکان برگزاری جلسه وجود نداشت، کل کشور قفل می‌شد. اختیار دادیم و کشور قفل نشد؛ کارها نیز راحت‌تر انجام گرفت.

در حوزه حمل‌ونقل، کالا، معیشت، انرژی و بنزین همین اتفاق افتاد. تمام مخازن و ذخایر ما را در سه نقطه تهران، یعنی همان محل‌هایی که بنزین ذخیره شده بود، زدند. آیا شما احساس کردید بنزین نداریم؟ چگونه این اتفاق افتاد؟ به‌دلیل همان مدیریتی بود که همه را وارد میدان کرد.

هرچقدر بتوانیم همه را به بازی بگیریم و همه همراهی کنند، قدرت حل مسئله ما بیشتر می‌شود. هرچقدر دیگران را کنار بگذاریم و خودمان تنها بمانیم، به همان اندازه که آن‌ها را حذف می‌کنیم، از قدرت خودمان کاسته‌ایم. این همان فلسفه‌ای است که دنبال می‌کنیم.

همه کسانی که در این کشور زندگی می‌کنند، می‌توانند کارهایی انجام دهند که دیگران نمی‌توانند. آن حدیث که می‌فرماید: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»، یعنی همه مسئول‌اند. هرکس در جایگاه خودش می‌تواند کاری انجام دهد که دیگری نمی‌تواند. فقط کافی است بلند شوند، اختیار پیدا کنند و بدانند که می‌توانند.

اگر مرا در گزینش رد می‌کردند، به خانه‌ام برمی‌گشتم و زندگی خودم را می‌کردم. پزشک بودم و درآمد داشتم؛ در نهایت نیز فقط برای عده‌ای محدود مفید واقع می‌شدم. این روندی که با آن افراد را حذف می‌کنیم، روند درستی نیست. افراد زیادی می‌توانند مشکلات ما را حل کنند، اما ما چشم دیدن آن‌ها را نداشته‌ایم.

اکنون تلاش می‌کنیم اجازه دهیم انسان‌ها بر اساس عملکردشان ارزیابی شوند، نه بر اساس گفته‌هایشان. خداوند روز قیامت می‌فرماید: «الیوم نختم علی افواههم وتکلمنا ایدیهم وتشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون». در قیامت دهان‌های ما را می‌بندند و می‌گویند حالا بگو چه کرده‌ای؟ دیگر این حرف‌ها که نگذاشتند، نشد، جلسه بود یا اوضاع خراب بود، قبول نمی‌کنند.

خداوند همچنین می‌فرماید: «ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک ماواهم جهنم وساءت مصیرا». یعنی وقتی انسان می‌میرد و ملک‌الموت جان او را می‌گیرد، از او می‌پرسند کجا بودی؟ می‌گوید مستضعف بودم. به او می‌گویند مگر زمین خدا وسیع نبود که مهاجرت کنی؟

خداوند از من مسلمان ضعف، ذلت و زبونی را نمی‌پذیرد. نمی‌پرسد نماز می‌خواندی یا نمی‌خواندی؛ می‌پرسد چرا در ضعف و ذلت بودی و چرا نتوانستی بهتر از دیگران شوی؟ اگر بگویی نگذاشتند، پاسخ این است که می‌توانستی بروی. خداوند این توانایی را به همه انسان‌ها داده است.

در وجود همه انسان‌ها این ظرفیت وجود دارد؛ چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم، روح خدا در انسان‌هاست. وقتی انسان می‌تواند خلق کند، یعنی این روح خداست که در خلاقیت، هنر، صنعت، عشق، زیبایی و هر آنچه خداوند در ذات انسان نهاده، خود را نشان می‌دهد. در نتیجه، اگر در جایی نمی‌گذارند کاری انجام دهی، آنجا را رها کن و به جای دیگری برو.

اگر به انسان‌ها اختیار بدهیم و آنان باور کنند که باید بیدار شوند، می‌توانند هر کاری انجام دهند. ما از هیچ‌کس کمتر نیستیم؛ کافی است باور کنیم:

ضربتی باید که جان خفته برخیزد ز خاک

ناله کی بی‌زخمه از تار رباب آید برون

تا ضربه‌ای وارد نشود، صدا درنمی‌آید. انسان نیز تا با مشکل مواجه نشود، بلند نمی‌شود. ضربه‌ای لازم است تا من بیدار شوم. من دیپلم داشتم، به هنرستان رفتم و سپس به خدمت سربازی رفتم. آن ضربه باعث شد ناگهان تغییر کنم و انسان دیگری شوم. همان آدم قبلی بودم، اما پیش از آن فکر می‌کردم نمی‌شود و بعد به این باور رسیدم که می‌شود.

در همان لحظه‌ای که باور کردم می‌شود، «تنزل الملائکه والروح فیها باذن ربهم من کل امر»؛ همه آمدند، خدا و تمام هستی به کمکم آمدند و امروز اینجا نشسته‌ام. من انسان خاصی نیستم. همه ما و همه شما می‌توانید این‌گونه شوید؛ کافی است بیدار شویم.

در نتیجه، دادن اختیار و اجازه‌دادن به انسان‌ها برای اینکه خودشان را نشان دهند، می‌تواند کشور ما را نجات دهد. ما ایرانیان و مردم این کشور، اگر باور کنیم که باید بهترین شویم، به آن دست پیدا می‌کنیم. هرچه را ببینیم، می‌توانیم به دست آوریم؛ اما چیزی را که نبینیم، به دست نخواهیم آورد.

آقای دکتر، یکی از موضوعاتی که شما از استان سیستان‌وبلوچستان آغاز آن را اعلام کردید، نهضت مدرسه‌سازی بود. این پرسش مطرح است که مسعود پزشکیان با کدام نگاه و جهان‌بینی به این موضوع رسید؟ آیا مبنای آن همان گفتمان عدالت، به‌ویژه عدالت آموزشی بود؟ امروز عدالت آموزشی به یکی از پروژه‌های مهم دولت تبدیل شده است؛ تا جایی که استانداران و مسئولان آموزش‌وپرورش می‌گویند یکی از مهم‌ترین محورهای جلسات استانی و حتی جلسات ابتدایی شما، نهضت مدرسه‌سازی و عدالت آموزشی است. برای مردم توضیح می‌دهید که این ایده از کجا شکل گرفت، چگونه به اولویت تبدیل شد و تا امروز به چه مرحله‌ای رسیده است؟

ببینید، به نظر من انسان باارزش‌ترین، غنی‌ترین و گران‌قیمت‌ترین سرمایه هستی است. اینکه معادن، پول، ساختمان و امثال این‌ها را به‌عنوان ارزش می‌بینند، اصلاً قابل مقایسه با انسان نیست؛ چون همه این‌ها ساخته و خلق انسان است. اگر بتوانیم انسان را درست آموزش دهیم، درست تربیت کنیم و مهارت‌های نهفته در درون او را شکوفا کنیم، می‌توانیم جامعه‌ای بسازیم که سرشار از عزت، رونق، عدالت، انسانیت و شرافت باشد. این مسیر نیز از پیش‌دبستانی، دبستان و مدرسه آغاز می‌شود.

اگر امروز در جامعه مشکل داریم، به این دلیل است که نتوانسته‌ایم آنجا درست آموزش دهیم. اگر اکنون افرادی داریم که فارغ‌التحصیل شده‌اند، اما نمی‌توانند مشکل خودشان را حل کنند، به این دلیل است که آنجا یاد گرفته‌اند نمی‌شود مشکل را حل کرد. ما می‌توانیم هر چیزی را آموزش دهیم؛ «از کوزه همان برون تراود که در اوست». اگر این بچه‌ها را امروز درست آموزش دهیم، در آینده هم مشکل خودشان را حل می‌کنند، هم مشکل محله، شهر و جامعه‌شان را.

من حتی درباره فرزندان خودم نیز واقعاً به مدارس اطمینان نداشتم و وقتی آن‌ها را به مدرسه می‌فرستادم، دلگرم نبودم. امروز هم با وجود مدارس مختلفی که ایجاد شده، معتقدم آموزش حق همه مردم است، نه فقط حق پولدارها. آموزش، حق هر انسانی است. اگر ما حاکمیت داریم و می‌خواهیم مملکت را اداره کنیم، باید بستر آموزش مناسب را برای همه مردم کشورمان، همه انسان‌ها، با هر رنگ، نژاد، داشته و دارایی، فراهم کنیم؛ برای سرمایه کشورمان و برای آینده کشورمان.

اگر در خیابان مشکلی وجود دارد، مقصر ما هستیم، نه آن‌ها؛ چون نتوانسته‌ایم این افراد را درست آموزش دهیم و توانمند کنیم. در نتیجه، قدم اول این بود که برای فعالیت آموزشی، فضای مناسب داشته باشیم. ورودی هر سیستمی شامل فضا، منابع، نیروی انسانی، روش‌ها و خدمات است که بعد باید مدیریت شود. ما در همه این موارد نقص داشتیم.

در بسیاری از مناطق کلاس درس نداشتیم و در بعضی جاها دانش‌آموزان در فضاهایی درس می‌خواندند که انسان وقتی آن‌ها را می‌دید، شرمنده می‌شد. تصمیم گرفتیم برای همه، فضای بازی و فضای مناسب آموزش ایجاد کنیم. از طرف دیگر، باید این فضاها را تجهیز کنیم؛ چون وقتی فضا را می‌سازیم، آن فضا به‌تنهایی مرده است و باید آن را زنده کرد. بنابراین، در حال برنامه‌ریزی هستیم که در این فضاها چه امکاناتی قرار دهیم تا بچه‌ها وقتی وارد می‌شوند، بتوانند از آن‌ها برای شکوفاکردن مهارت‌های خود استفاده کنند.

آموزش چهار یا پنج ورودی دارد: دیدن، شنیدن، گفتن، بحث‌کردن، لمس‌کردن و در نهایت ساختن و ایجادکردن. اگر دانش‌آموز فقط بشنود، ما صرفاً بخشی از یک مهارت را منتقل کرده‌ایم. ماندگاری چنین آموزشی، حتی اگر روی آن کار کنیم، حدود 20 درصد است و شاید پس از دو هفته، 50 درصد همان مقدار را نیز از دست بدهد.

در نتیجه، باید فضای ی ایجاد کنیم که دانش‌آموز در آن هم ببیند، هم بشنود، هم گفت‌وگو کند، هم لمس کند و هم بسازد. در حال آماده‌کردن چنین فضایی هستیم. از طرف دیگر، کسی که می‌خواهد این فضا را مدیریت کند، باید مهارت لازم را داشته باشد تا بتواند این توانمندی‌ها را در فراگیر ایجاد کند.

ما علاوه بر اینکه روی فضا کار می‌کنیم، ابزارهای آموزشی مورد نیاز را نیز در این فضاها فراهم می‌کنیم تا دانش‌آموز بتواند از آن‌ها استفاده کند. از طرف دیگر، در حال تغییر نگاه و نگرش نیروی انسانی در جهت توانمندسازی آن‌ها هستیم؛ چون آموزش‌دادن خود یک علم است و باید دانست چگونه آموزش داد.

ارزیابی نیز یک علم است. اینکه من بدون آموزش قبلی ناگهان معلم شوم، ممکن است؛ اما معلمی که من می‌شوم، با معلمی که برای آموزش‌دادن تربیت شده است، زمین تا آسمان تفاوت دارد. در نتیجه، تلاش می‌کنیم این نقاط ضعف و شکاف‌های موجود را پر کنیم و بستری شامل فضای مناسب، تجهیزات، نیروی انسانی و عدالت آموزشی در همه نقاط کشور فراهم کنیم.

نباید این‌گونه باشد که اگر خانواده‌ای پول، سواد و توانمندی داشت، فرزندانش بتوانند رشد کنند، اما فرزندان خانواده‌هایی که این امکانات را ندارند، امکان رشد نداشته باشند.

اگر بخواهیم فقط با پول دولت این کار را انجام دهیم، امکان‌پذیر نیست. 48 سال است که نشده و از این به بعد هم نخواهد شد. اما با مشارکت مردم پیش رفتیم و تاکنون بیش از هفت هزار مدرسه ساخته‌ایم. تقریباً در همین دو سه ماه نیز باید دو یا سه هزار مدرسه دیگر افتتاح شود.

از یک طرف این مدارس را می‌سازیم و از طرف دیگر آن‌ها را به وسایل سمعی و بصری و دیگر تجهیزاتی که در دنیای امروز باید مورد استفاده قرار گیرند، مجهز می‌کنیم. هم‌زمان، با معلمان و مدرسان نیز کار می‌کنیم که چگونه باید آموزش دهند. البته این کار زمان‌بر است، چون تغییر رفتار نیروی انسانی به این سادگی نیست.

در حال طراحی الگوهایی هستیم؛ چیزی شبیه «رول مدلینگ»، یعنی ارائه و نمایش عملی یک نقش و الگوی مناسب. در حال طراحی شیوه اجرای آن هستیم تا ان‌شاءالله بتوانیم این کار را انجام دهیم.

این بحث بسیار مفصل است. اگر بخواهیم فقط درباره آموزش صحبت کنیم، شاید دو یا سه ساعت هم کافی نباشد تا کارهایی را که قرار است انجام دهیم یا اکنون در حال انجام است، توضیح بدهم؛ باز هم ممکن است مطالب زیادی ناگفته بماند.

مهم‌ترین جایی که آینده این مملکت را می‌سازد، آموزش‌وپرورش است و بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که می‌توانیم داشته باشیم، همین آموزش‌وپرورش است. تنش‌ها و ناملایمات اجتماعی نیز از همان‌جا شکل می‌گیرند. اگر انسان از مدرسه یاد بگیرد راستگو و صادق باشد، به طرف مقابل احترام بگذارد و هزاران رفتار درست دیگر را بیاموزد، بسیاری از مسائل جامعه از همان‌جا اصلاح می‌شود. ما در حال تلاش در همین مسیر هستیم.

خیلی‌ها در این مسیر با شما همراه شدند. در کردستان، دو کوچه بالاتر از خانه شینا، نوجوان 18ساله دیگری در سانحه تصادف جان خود را از دست داد. خانواده او نیز در پاسخ به دعوت شما برای مشارکت مردم در نهضت مدرسه‌سازی، همه سرمایه‌شان را برای ساخت یک مدرسه در شهر خود اهدا کردند. این یکی از سخت‌ترین گزارش‌هایی بود که تهیه کردم؛ مصاحبه ما به‌دلیل بغض آن خانواده ناتمام ماند. پدر، مادر و دختر نوجوان این خانواده خانه‌ای نداشتند و مستأجر بودند، اما به گفته همه مسئولان منطقه، تمام دارایی خود را برای تأمین بخشی از هزینه ساخت مدرسه اختصاص داده بودند.

وقتی می‌بینید خانواده‌ای عزیز خود را از دست داده، اما با چنین ایثار و بزرگواری‌ای به دعوت شما پاسخ می‌دهد و در پروژه‌ای مانند مدرسه‌سازی مشارکت می‌کند، چه احساسی پیدا می‌کنید؟

خب، این حس را نمی‌شود به‌راحتی بیان کرد. همین حالا هم که شما تعریف می‌کنید، انسان دگرگون می‌شود. واقعاً سخت است. انسان‌های فداکار و محترمی که پا به میدان می‌گذارند تا آموزش و توانمندسازی در کشور شکل بگیرد و یاد فرزندشان در خاطره‌ها بماند، از خود گذشتی نشان می‌دهند که به این سادگی نیست.

گاهی فردی پول دارد و بخشی از دارایی خود را می‌بخشد، اما این خانواده همه آنچه را داشته، اهدا کرده است. واقعاً نمی‌توان با زبان بیان کرد که این گذشت تا چه اندازه بزرگ است. انسان وقتی چنین فداکاری‌ها، ایثارها و گذشت‌هایی را به یاد می‌آورد، خودبه‌خود بغض می‌کند.

در مقابل چنین انسان‌هایی، آدم خود را مدیون می‌داند؛ مدیون اینکه باید با تمام وجود به این مردم خدمت و کمک کند. باید مسیری را برویم که این مردم، با چنین کرامت و بزرگواری‌ای، به‌خاطر قصور، ناتوانی و منیت ما، در زندگی با سختی مواجه نشوند. ما در حال تلاش هستیم، ان‌شاءالله.

من از این صحنه‌ها بسیار دیده‌ام و کارهایی که مردم انجام داده‌اند، واقعاً استثنایی بوده است. اصولاً اگر صداوسیما، رسانه‌ها و حتی فضای مجازی، این نوع فداکاری‌ها و کارهای جمعی را بازتاب دهند و گسترش دهند و فرهنگ همدلی، همراهی و همکاری را در جامعه شکل دهند، دیگر کسی در جامعه ما گرفتار و بی‌پناه باقی نمی‌ماند.

می‌توان این رفتارها را به‌عنوان یک فرهنگ در جامعه گسترش داد. از نظر اعتقادی نیز گفته شده است: «من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»؛ کسی که صبح کند و به فکر امور مسلمانان نباشد، مسلمان نیست.

همچنین آمده است: «ومن سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم»؛ یعنی اگر کسی صدای انسانی را بشنود که مسلمانان را به یاری می‌طلبد و به داد او نرسد، مسلمان نیست.

خداوکیلی ما این‌گونه عمل نکرده‌ایم. در نتیجه، مردم نسبت به ما نگاه دیگری پیدا کرده‌اند و به شکل دیگری به ما نگاه می‌کنند. اگر مردم اسلام واقعی را می‌دیدند و اگر من مدیر، اسلام واقعی را اجرا می‌کردم، بسیار بعید بود که انسان‌ها از چنین موجوداتی که در حقیقتا تمام وجودشان در جهت حل مشکل مردم است عقده‌ای به دل می‌گرفتند. مشکل اسلام نیست مشکل مسلمانی ماست.

 

نهضت مدرسه‌سازی که شما در زمستان 1403 آغاز کردید، بال کمی این پروژه است و مشخصاً مردم به دعوت شما پاسخ مثبت دادند و آمارهایی که خودتان در جلسه مطرح کردید، آمارهای خوبی بود، درباره بال کیفی عدالت آموزشی چه برنامه‌هایی دارید، افق پیش روی‌تان 2 سال آینده چیست و فکر می‌کنید چقدر قابل تحقق است، شروع این موضوع؟

آنچه من فکر می‌کنم این است که اگر بهترین روش آموزشی در دنیا وجود دارد، باید آن را در کشورمان مستقر کنیم. در نتیجه، نقطه‌ای وجود ندارد که بگوییم به آن رسیده‌ایم؛ بلکه باید همیشه تلاش کنیم آموزش را بهتر و بهتر کنیم.

همان‌طور که خدمت شما گفتم، آموزش فقط شنیدن نیست. در کلاس معمولاً معلم صحبت می‌کند و دانش‌آموز می‌شنود، اما دیدن، بحث دیگری است. مثلاً وقتی ما در پزشکی آناتومی استخوان، مغز و دیگر اعضای بدن را می‌خواندیم، توضیح می‌دادند که استخوان یا لوله چگونه است، قسمت فوقانی و تحتانی آن کجاست و ما باید همه این‌ها را در ذهنمان تجسم می‌کردیم. اما وقتی مغز، استخوان یا قلب را به ما نشان می‌دادند و می‌گفتند این قسمت بالا و آن قسمت پایین است، بسیار راحت‌تر متوجه می‌شدیم. حتی با دیدن عکس نیز بهتر از صرفاً شنیدن مطلب را درک می‌کردیم.

در نتیجه، کاری که باید انجام دهیم این است که تا جایی که می‌توانیم، روند آموزشی را بر پایه دیدن، شنیدن، لمس‌کردن، بحث‌کردن و اجراکردن گسترش دهیم و توانمندی خود را بیشتر کنیم. این راه، پایان‌ناپذیر است و تغییر رفتار مداوم و هرروزه را می‌طلبد.

از نظر اعتقادی نیز گفته شده است: «من استوی یوماه فهو مغبون»؛ هرکس دو روزش با یکدیگر برابر باشد، زیان‌کار است. یعنی من معلم هر روز می‌توانم بهتر آموزش بدهم، من پزشک هر روز می‌توانم بیمارم را بهتر معاینه و درمان کنم، تاجر می‌تواند تجارتش را بهتر انجام دهد و صنعتگر نیز می‌تواند کارش را بهتر کند.

باید این نگاه در ما به وجود بیاید که می‌توانیم بهتر شویم. در نتیجه، هر لحظه می‌توان یک قدم به جلو برداشت. اگر این نگاه را در فراگیران و دانش‌آموزان ایجاد کنیم، دنیای دیگری خواهیم ساخت.

البته ایجاد چنین نگاهی ساده نیست. تغییر رفتار، تغییر دهه‌است. ما این مسیر را آغاز کرده‌ایم و بسیار هم کار می‌کنیم، اما این کار بسیار سخت‌تر از ساختن یک ساختمان است. درباره ساختمان می‌توانیم بگوییم هفت هزار مدرسه ساخته‌ایم، اما تغییر نگاه، رفتار و مهارت یک انسان، مسئله  زمان‌بر است.



۹ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

پزشکیان آب پاکی را روی دست منتقدان ریخت / بنزین ۱۳۰ هزار تومانی و فروش ۱۵۰۰ تومانی؛ رئیس جمهور چه گفت؟ / جزئیات مهم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛ مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، صبح امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ در سی‌ویکمین مجمع عمومی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، درباره وضعیت قیمت بنزین و فشار مالی دولت صحبت کرد و گفت: «چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟»

پزشکیان در واکنش به انتقادها درباره بنزین گفت:

جدا از بحث محدودیت‌های مالی و محاصره دریایی دشمن که کار صادرات و واردات ما را با مشکل مواجه کرده است، چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی بخرد و بعد آن را ۱۵۰۰ تومان بفروشد و در ادامه برای افزایش اعتبار کالابرگ، رفع تعهدات مالی گندم‌کاران، بیمه‌ها، معیشت کارگران، بازنشستگان و کارمندان با محدودیت مواجه شویم؟

 

«برای من قابل قبول نیست که در این کشور مسئول باشم اما عده‌ای در هزینه معیشت، سلامت و درمان خود مشکل داشته باشند.»

<!– پ

–>


۱۰ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

پزشکیان: کسانی که دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند ایرانی نیستند

رئیس جمهور پزشکیان اظهار داشت: کسانی که در آن سوی مرزها نشسته‌اند و دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند که انسان از شنیدن آن شرم می‌کند، آن‌ها ایرانی نیستند.

وی افزود: اما کسانی که با تمام وجود چند ماه در خیابان‌ها ماندند و نقشه دشمنان را خنثی کردند، شایسته قدردانی هستند.

رئیس جمهور خاطرنشان کرد: همچنین کسانی که نیامدند اما با دشمن هم همکاری نکردند، شایسته قدردانی هستند. امیدوارم بتوانیم این وحدت را روزبه‌روز در کشور تقویت کنیم و متحد شویم.

پزشکیان گفت: دولت در تلاش است مشکلات را حل کند؛ در این مدت، به رغم همه مشکلات، دستاوردهای زیادی هم داشتیم که به آنها پرداخته نشد. منکر کمبودها و کاستی‌ها هم نیستیم، اما تلاش داریم با وفاق، کشور را پیش ببریم.


۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پزشکیان پرچمدار رفاه ملی است؛ بدون وفاق نمی‌توان کشور را اداره کرد/ پزشکیان در پایان دوره، کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت

ایران آنلاین:

دکتر سید رضا صالحی‌امیری در گفت‌وگویی با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهور با تشریح عملکرد و برنامه‌های وزارت میراث فرهنگی، از ایجاد مشوق‌های جدید برای سرمایه‌گذاری، فعال بودن حدود 3800 پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از 50 همت، برنامه جذب دو میلیون گردشگر و درآمد 6 میلیارد یورویی تا سال 1407، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است؛

سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، گردشگری را مقوله‌ای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر می‌کنند که جذابیت کافی داشته باشد؛ این جذابیت می‌تواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد.

او با اشاره به وضعیت زیرساخت‌های گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفت‌های خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایده‌آل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویت‌های جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود 23 هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و 500 هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌ها با سرعت بیشتری دنبال شود.

 

سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور در حال اجراست

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه این گفت‌وگو اظهار کرد: یکی از اولویت‌های جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بوده‌ایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایه‌گذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساخت‌هاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کرده‌ایم.

وی همچنین افزود: در حال حاضر حدود سه هزار و هشتصد پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که 100 درصد این پروژه‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزه‌ای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاست‌گذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.

صالحی‌امیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاست‌گذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.

به گفته او، در شرایط فعلی برای حدود سه هزار و هشتصد پروژه فعال گردشگری، حدود هزار و سیصد همت سرمایه‌گذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند.

 

پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به سیاست‌های دولت برای ایجاد مشوق‌های سرمایه‌گذاری در صنعت گردشگری گفت: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوق‌های لازم برای سرمایه‌گذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در40 سال گذشته سابقه نداشته، ایجاد پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.

صالحی‌امیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداری‌ها عنوان کرد و گفت: در گفت‌وگو با شهرداری‌ها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساخت‌های گردشگری، تا 80 درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمع‌های ترکیبی است؛ به این معنا که در یک بنا می‌توان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا می‌تواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.

وی سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتل‌ها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابه‌جا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود 200 قلم کالای مورد نیاز هتل‌ها، سرمایه‌گذار می‌تواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.

صالحی‌امیری همچنین به معافیت‌ها و حمایت‌های دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و به‌عنوان خدماتی محاسبه می‌شوند و هزینه‌ای که فعالان پرداخت می‌کنند، در مقایسه با هزینه‌های معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.

وی در ادامه تأکید کرد: مجموعه این مشوق‌ها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری مواجه شود و مجموعه‌ای از هتل‌ها، دهکده‌ها و شهرک‌های گردشگری در حال ساخت باشد.

 

افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از 50 همت

وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفت‌وگو با معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتل‌های متعددی وجود دارند که به مرحله 70، 80 یا 90 درصد پیشرفت رسیده‌اند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند؛ در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.

او افزود: در سال 1403 حدود 2.5 همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال 1404 حدود 40 همت تسهیلات تخصیص یافت و هدف‌گذاری امسال، بیش از 50 همت، معادل 50 هزار میلیارد تومان، برای زیرساخت‌های گردشگری است.

صالحی‌امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنج‌ساله‌ای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کرده‌ایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال 1407، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایه‌گذاری و با چه حمایت‌هایی باید به نتیجه برسد.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهره‌برداری از پروژه‌ها مشخص شده و یک طراحی و اولویت‌بندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است.

 

آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت نخست جذب گردشگر

وزیر میراث فرهنگی درباره اولویت‌بندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است؛ حوزه‌ای که ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است. در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارند که در موضوع گردشگری به‌شدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای اعزام گردشگر به ایران دارند. با وزیر گردشگری مصر مفصل گفت‌وگو کرده‌ایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشته‌ایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند.

وی افزود: چین و روسیه نیز در اولویت چهارم قرار گرفته‌اند. امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینی‌ها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نه‌تنها توصیه‌ای برای سفر به ایران نمی‌کنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال می‌کنند.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این موضوع نگران‌کننده است و از رئیس‌جمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کرده‌ایم در گفت‌وگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند. روس‌ها نیز به سواحل جنوبی ایران علاقه زیادی دارند. روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور می‌فرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقه‌ای بر آن تأثیر گذاشت.

صالحی‌امیری گفت: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند.

 

ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیتی بزرگ برای گردشگری ایران

وزیر میراث فرهنگی یکی دیگر از برنامه‌های مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایه‌گذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا به‌شدت کاهش یافته است.

او افزود: بین 7 تا 9 میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می‌کنند و شورای‌عالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز به‌عنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایران‌شناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار می‌کنیم.

صالحی‌امیری گفت: هماهنگی دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کرده‌ایم، هرچند جنگ در این مرحله تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود. ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقش‌ونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.

وزیر میراث فرهنگی در ادامه افزود: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و می‌توانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که می‌توانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست.

صالحی‌امیری با اشاره به تأکید رئیس‌جمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رئیس‌جمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز به‌صورت مستمر این پیام را منتقل می‌کنیم.

وی همچنین تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیین‌کننده است. ما اعتماد کرده‌ایم و آنها نیز باید اعتماد کنند؛ اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانواده‌های خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانواده‌های ایرانی برای دیدار با خانواده‌های خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحث‌های جدی است که به آنها پرداخته‌ایم.

صالحی‌امیری گفت: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینه‌های نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. 40 سال زمان کافی بود که پیام‌ها را منتقل کنیم و پیام‌های آنها را بشنویم. امروز باید حاشیه‌ها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانواده‌های خود بروند. هر نقطه‌ای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.

وزیر میراث فرهنگی گفت: این مسئله به اعتماد بازمی‌گردد و ما بر همین موضوع تمرکز کرده‌ایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامه‌های خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.

 

گردشگری؛ یک ظرفیت بزرگ اقتصادی

صالحی‌امیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران به‌طور میانگین هزار و 270 دلار هزینه می‌کند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر می‌شود و در مقابل ارز وارد کشور می‌شود، اما در گردشگری، هزینه‌های مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام می‌شود و ارز وارد اقتصاد داخلی می‌شود.

وی گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم کشور عنوان کرد و گفت: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران می‌آیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستان‌ها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یک‌سوم تا یک‌پنجم منطقه و حدود یک‌دهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.

او همچنین اظهار امیدواری کرد: هدف‌گذاری ما در برنامه تا سال 1407، جذب دو میلیون گردشگر با درآمد 6 میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است.

 

گردشگری؛ مسیر دیپلماسی فرهنگی ایران

وزیر میراث فرهنگی گردشگری را علاوه بر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمی‌توان به‌تنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.

صالحی‌امیری در ادامه افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم؛ نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، به‌گونه‌ای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهمان‌نوازی می‌پذیرد. قدم‌های بزرگی در این مسیر برداشته‌ایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم.

 

ایران؛ سرزمین ناشناخته‌ای با یک میلیون اثر تاریخی

وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسل‌های قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسل‌های خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق می‌ورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفته‌ایم، اما در آن را بسته‌ایم و دیگران را از آن محروم کرده‌ایم.

وی با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از 10 قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران 27 اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون 58 اثر را به‌صورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کرده‌ایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی می‌کنند. دانشگاه‌ها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز می‌کند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانسته‌ایم ظرفیت‌های خود را معرفی کنیم.

او گفت: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشته‌ام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری می‌کنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون می‌آید.

وی ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگ‌ترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکرده‌ایم.

 

صیانت از میراث؛ امانتی برای نسل‌های آینده

صالحی‌امیری درباره برنامه‌های دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود 43 هزار اثری که تاکنون ثبت کرده‌ایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال می‌کنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگ‌ترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیون‌ها سال قبل از ما وجود داشته و میلیون‌ها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.

وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم.

صنایع دستی؛ اقتصاد خانواده و دیپلماسی فرهنگی

صالحی‌امیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیت‌های مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و 800 میلیارد دلار است.

وی هدف‌گذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال 1407 را 500 میلیون یورو عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه حدود 100 میلیون یورو، ایجاد 100 هزار شغل و رشد 8 درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنج‌ساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتم‌کاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام می‌دهد، هنرمند است.

او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی گفت: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان می‌توانند در گوشه‌ای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات می‌توان تولید کرد.

صالحی‌امیری هویت‌محور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگی‌های مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافت‌های داری، نمدها، قالیچه‌ها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی می‌کنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه می‌کند، اشتغال خانواده را تأمین می‌کند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.

وی با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود 670 هزار هنرمند در قالب 34 هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

صالحی‌امیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و گفت: ما فقط یک شیء صادر نمی‌کنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر می‌کنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.

وی شعار این حوزه را «هر روستا یک بوم‌گردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما می‌توانیم یکی از قطب‌های گردشگری غذا در دنیا باشیم.

 

بازارچه‌های صنایع دستی برای حذف واسطه‌ها

وزیر میراث فرهنگی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدف‌گذاری کرده‌ایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت می‌فروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه می‌کند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.

بنا به اعلام صالحی‌امیری، اکنون در اکثر شهرهای کشور، بازارچه‌های صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز ما بر 10 کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد. هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکه‌های بین‌المللی مانند آمازون و سایر شبکه‌ها بازاریابی بین‌المللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی به‌درستی تقویت شود، این حوزه می‌تواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانواده‌ها باشد.

 

امنیت؛ حلقه سوم گردشگری

صالحی‌امیری در ادامه این گفت‌وگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران می‌شود، ناامنی تولید می‌شود و گردشگر به آن کشور سفر نمی‌کند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید می‌کند.

وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود 23 هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و 600 هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود 800 موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتل‌های ما در نوروز به حدود 9 درصد رسید که بسیار نگران‌کننده و خسارت‌بار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر 50 درصد می‌رسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر به‌صرفه نیست.

او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگ‌ترین ظرفیت‌های گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین 149 اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌ها و بناهای تاریخی وارد شد. رئیس‌جمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسه‌ای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم؛ از جمله استمهال مالیات، بیمه، چک‌ها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود.

 

پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق

وزیر میراث فرهنگی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رئیس‌جمهور گفت: صادقانه عرض می‌کنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمع‌آوری رأی انتخاب نکردند. من به‌عنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشته‌ام، شهادت می‌دهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهج‌البلاغه این مسیر را انتخاب کردند.

او گفت: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد.

وزیر میراث فرهنگی با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجام‌شکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رئیس‌جمهور یک ملت در خیابان توهین می‌کنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهین‌آمیز نسبت به مقامات کشور به کار می‌برند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمی‌توان کشور را اداره کرد.

صالحی‌امیری افزود: کسانی که در زمین دشمن‌بازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت می‌کنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار می‌دهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت می‌کند.

او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرح‌شده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجه‌ای دارد؟

وزیر میراث فرهنگی ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح می‌کنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینه‌هایی را به نظام تحمیل می‌کند و امروز خسارت آنها را می‌بینیم. «ده‌ها بار گفته‌ام که تا امروز پزشکیان پرچم‌دار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.»

انتهای پیام/




 قالیباف: ایران در امور داخلی عراق دخالت نمی‌کند
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

قالیباف: ایران در امور داخلی عراق دخالت نمی‌کند

نشست هم‌اندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی با دکتر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، روز گذشته (پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در سفار...

 بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت
۷ ساعت قبل / سایت عصرایران

بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت

ردصلاحیت ها نباید باعث شود که افراد از خدمت کردن منع شوند / کشور بدون همه ایرانیان نمی‌تواند از این بحران عبور کند

 سخنگوی وزارت دفاع: تولید تسلیحات دفاعی دو برابر شد
۷ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

سخنگوی وزارت دفاع: تولید تسلیحات دفاعی دو برابر شد

سخنگوی وزارت دفاع از دوبرابر شدن تولید تسلیحات دفاعی در یک سال گذشته خبر داد و گفت: راه مقابله با قدرت‌های بیگانه‌ای که می‌خواهند استقلال کشور را مورد تهاجم...

 معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.
۸ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

معاون وزیر دفاع: دشمن نتوانست حتی یک شهر موشکی ایران را شناسایی کند.

امیر سرتیپ شهرام گفت: هدف‌گیری مراکز دفاعی، روند تولید تجهیزات نظامی کشور را متوقف نکرد.

 آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی
۸ ساعت قبل / سایت جماران

آیین یادبود مرحوم علامه محمدرضا حکیمی

به گزارش جماران، آیین‌ یادبود و بزرگداشت مرحوم علامه محمدرضا حکیمی برگزار شد.

 ببینید| ابلاغ پیام مقام معظم رهبری به مردم عراق در سفر هیات پارلمانی ایران
۹ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| ابلاغ پیام مقام معظم رهبری به مردم عراق در سفر هیات پارلمانی ایران

قالیباف رئیس مجلس پس از سفر سه روزه به عراق گفت: مراسمی در شهر کربلا شب جمعه مصادف با چهلمین روز مراسم تدفین پیکر رهبر شهید برگزار شد، در این جلسه که مسئولان و مردم حضور داشتند هم با مردم صحبت کردیم و پیام ملت ایران و در رأس آن، پیام مقام معظم رهبری و تشکر بیت امام شهید و رهبر عزیزمان را به مردم عزیز عراق و مسئولان این کشور ابلاغ کردیم.