
اعتماد
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
شب نهم مرداد ۱۴۰۳، زمانی که صحن علنی مجلس شورای اسلامی پس از پایان مراسم تحلیف مسعود پزشکیان خاموش شد، کمتر کسی تصور میکرد کلمات یادشده در آن سوگندنامه رسمی، به این سرعت در سختترین آزمون عملی تاریخ معاصر ایران محک بخورند. تنها چند ساعت پس از آنکه نهمین رییسجمهور ایران در برابر نمایندگان ملت و مهمانان بینالمللی پیمان وفاداری بست، انفجار در قلب تهران و ترور اسماعیل هنیه، شوکی سهمگین به ارکان امنیتی کشور وارد کرد. آن شب، شب پایان یک تشریفات سیاسی نبود؛ نقطه آغاز رسمی دورانی بود که سایه سنگین جنگ را بر تمام مناسبات اجرایی کشور گستراند.
دولت پزشکیان شاید تنها دولت در تاریخ پس از انقلاب باشد که بیهیچ ماه عسل سیاسی یا فرصتی برای تثبیت ساختارهای مدیریتی خود، درست چند ساعت پس از تحلیف، عملا اداره کشوری درگیر جنگ را تحویل گرفت. وقایع بعدی به سرعت نشان داد که آن ترور ابتدایی، نه یک حادثه مجزا، بلکه سرآغاز فاز تازه و خشنی از تجاوزات مستقیم، تقابلهای نظامی و فشارهای امنیتی همهجانبه علیه تمامیت ارضی ایران بود. کشوری که میبایست تمرکز خود را بر اصلاحات اقتصادی و وفاق داخلی بگذارد، ناگهان در قلب یک مناقشه مستقیم و چندلایه منطقهای قرار گرفت.
از این منظر، مسعود پزشکیان را باید «رییسجمهور جنگ» نامید؛ اما نه به مفهوم رییس دولتی که در پی کشاکشهای نظامی یا جریانسازیهای جنگطلبانه باشد، بلکه به این معنا که او مسوولیت اجرایی کشوری را برعهده گرفت که جنگی ناخواسته و تمامعیار بر آن تحمیل شده بود. مدیریت کشوری که تحت شدیدترین تجاوزات و تحریمها قرار دارد، نیازمند اتخاذ تدابیری بود که پیش از این در هیچ پلتفرم انتخاباتی یا برنامهریزی معمول مدیریتی پیشبینی نشده بود.
اکنون که به نقطه آغاز نیمه دوم عمر این دولت رسیدهایم، مرور دو سال گذشته نشان میدهد که تمام تصمیمات، دیپلماسیها و سیاستهای داخلی تحتالشعاع سنگین همین وضعیت اضطراری رقم خورده است. پزشکیان و کابینهاش طی این دو سال، همزمان با اداره اقتصاد تحت فشار و حفظ ثبات داخلی، بار هدایت اجرایی کشور در یکی از بحرانیترین برهههای نظامی دهههای اخیر را به دوش کشیدهاند.
با این حال، ایستادگی در میان این توفان امنیتی نیازمند …





