
محمد چند روز است که با پای آسیبدیده میان مطب پزشک، مرکز تصویربرداری و بیمارستان رفتوآمد میکند. جواب عکسها و آزمایشها روشن است؛ پایش باید جراحی شود. پزشک را هم انتخاب کرده و خانواده در حال آماده کردن هزینههای بیمارستان هستند. تصور محمد این است که باقی ماجرا دستکم از نظر مالی روشن است؛ بیمارستان هزینهاش را میگیرد، بیمه بخشی را میپردازد و جراح هم بر اساس تعرفه مصوب دستمزدش را دریافت میکند اما درست همینجا یک قیمت تازه از راه میرسد؛ قیمتی که روی هیچ قبض و تعرفهای نوشته نشده است. به محمد گفته میشود برای این که همین پزشک جراحی را انجام دهد، باید مبلغ دیگری جداگانه پرداخت کند؛ پولی خارج از هزینه بیمارستان و تعرفه رسمی. مقصد پول هم لزوماً حساب خود پزشک نیست. ممکن است شماره حساب فرد دیگری در اختیار خانواده قرار بگیرد. محمد میتواند نپردازد؛ دستکم روی کاغذ. اما در عمل پای آسیبدیده، درد، نگرانی از عقب افتادن جراحی و اعتمادی که به پزشک پیدا کرده، قدرت انتخاب او را محدود کرده است. خانواده سرانجام پول را جور میکنند؛ چون در آن لحظه مهمترین مسئله برایشان تمام شدن درد و انجام جراحی است، نه جنگیدن با یک تخلف.
محمد اما موقعیتی که در آن قرار گرفته، سالهاست در گزارشهای رسانهای، پروندههای تعزیراتی و اظهارات مسئولان نظام سلامت تکرار میشود؛ پدیدهای قدیمی که مردم آن را با یک نام ساده میشناسند: «زیرمیزی».
زیرمیزی دیگر زیر میز نیست
دریافت خارج از تعرفه سالهاست یکی از زخمهای باز نظام سلامت ایران است؛ بازاری غیررسمی در کنار بازار رسمی درمان که در آن یک خدمت پزشکی میتواند دو قیمت داشته باشد؛ یک قیمت روی کاغذ و قیمت دیگری که بیمار خارج از سازوکار رسمی پرداخت میکند.
شیوه دریافت این پول نیز تغییر کرده و اگر زمانی تصور عمومی از زیرمیزی، پاکت پول نقدی بود که دور از چشم دیگران میان بیمار و پزشک ردوبدل میشد، حالا روایتها از روشهای دیگری حکایت دارند؛ واریز به حساب منشی یا شخص ثالث، مطالبه سکه و ارز و حتی طلا.
چنان که ایرج خسرونیا، عضو پیشین هیأتمدیره نظام پزشکی تهران، در گفتوگویی درباره تجربه دوران حضور خود در هیأت نظارت سازمان نظام پزشکی گفته بود در بسیاری از موارد پول به حساب فردی غیر از پزشک، از جمله منشی یا بستگان …






