
در کشوری که زمانی به منابع سرشار طبیعی و ثروتهای پنهان و آشکارش میبالید، اینک زیر پوست شهرها و در اعماق لایههای خط فقر، بازار تازهای رونق گرفته که نشانهای آشکار از انحطاط قدرت خرید مردم و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازهای زیستی است.
گزارشها پرده از واقعیتی تلخ و تکان دهنده برمیدارد؛ معاملهای که در آن زلفهای بلند و طبیعی به ناچار بریده میشوند تا شاید هزینههای اولیه زنده ماندن، از اجاره خانه گرفته تا سفره خواربار و نسخههای درمان، برای چند هفته تامین شود. بازار خرید و فروش موی طبیعی که سالها تجارتی حاشیهای در سالنهای زیبایی و اکستنشن به شمار میرفت، امروز به پناهگاهی ناامید کننده برای شهروندان کمرخم کرده زیر بار تورم تبدیل شده است.
این پدیده بیش از آن که حاصل مد یا آرایش باشد، آیینه تمام نمای فروپاشی تمکن مالی، سقوط کرامت انسانی و تسلیم شدن در برابر فشارهای ساختاری اقتصاد در برههای از بحران ناپایدار تورمی است.
آخرین سنگر در برابر سقوط اقتصادی
تامین حداقلهای معیشتی که بر اساس قانون و تکالیف حاکمیتی باید از حقوق اولیه و دست یافتنی هر شهروند باشد، امروز به چنان چالش سنگینی مبدل شده که افراد را به سمت نقد کردن موی خود سوق داده است. دادههای رسمی مرکز آمار ایران و گزارشهای بودجه خانوار نشان میدهند که وزن هزینههای مسکن و خوراک به ارقام بیسابقهای در سبد مصرفی خانوارهای ایرانی رسیده است. بر اساس آمارهای منتشرشده، شاخص تورم سالانه اجاره بها در سالهای اخیر مرزهای ۴۰ درصد را رد کرده و سهم مسکن در سبد هزینه خانوارهای شهری را به نزدیک ۵۰ درصد رسانده است. از سوی دیگر، گزارشهای رسمی خط فقر سرانه را به ارقامی رساندهاند که طبق محاسبات، حداقل دستمزد مصوب پرداختی به کارگران و حقوق بگیران تنها پاسخگوی کمتر از نیمی از هزینههای ضروری زندگی یک خانوار سه تا چهار نفره است. در چنین شرایطی که بیش از یکسوم جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق دستپاچه درگیر تامین مایحتاج اولیه هستند، موهای سر که زمانی سمبل زیبایی و مراقبت شخصی بودند، در قالب یک دارایی نقد شونده سریع ارزیابی میشوند. فروشندگان این بازار دیگر تنها با هدف تنوع یا تن دادن به آرایشهای نوین دست به قیچی نمیبرند، بلکه هدف آنان تسویه اجارهبهای معوقه برای جلوگیری از حکم تخلیه، …












