
موضوع بنزین در ایران دیگر فقط یک بحث قیمتی نیست، بلکه به نقطهای رسیده که هم به بودجه عمومی فشار میآورد، هم به زندگی روزمره مردم، هم به اعتبار تصمیمگیری دولت. اسماعیل سقاب اصفهانی درباره آینده بنزین در حساب ایکس خود یک نظرسنجی برگزار کرده است که در ظاهر یک پرسش ساده از افکار عمومی است، اما در عمل نشانهای از ورود سیاست سوخت به مرحله تصمیمگیری سخت و پرهزینه است؛ مرحلهای که دیگر با مسکنهای کوتاهمدت نمیتوان از آن عبور کرد. او در واقع اعتراف میکند که دولت با یک انتخاب ساده روبهرو نیست، بلکه باید میان سه مسیر دشوار یکی را برگزیند. با فرض درست بودن برآورد کسری روزانه ۱۵ میلیون لیتر، کشور با یک مسئله صرفا قیمتی روبهرو نیست، بلکه با بحران حکمرانی مصرف، توزیع و عدالت مواجه است.
در این میان، مهمترین نکته این است که عدد کسری روزانه بنزین هنوز محل مناقشه است. برخی گزارشها از کسری ۱۵ میلیون لیتری در روز سخن میگویند، اما برخی منابع کارشناسی آن را اغراقآمیز دانسته و کسری را در حدود ۴ تا ۵ میلیون لیتر برآورد میکنند. همین اختلاف نشان میدهد که قبل از هر تصمیمی، دولت باید تکلیف دادهها را روشن کند، زیرا بدون آمار دقیق، هر سیاستی میتواند به خطاهای پرهزینه منتهی شود.
صورت مساله بنزینی
بنزین در ایران سالها با یک ساختار دوگانه پیش میرود: از یکسو قیمت یارانهای و سهمیهای و از سوی دیگر مصرفی که پیوسته بالا رفته است. در برخی روایتها، مصرف روزانه بنزین به حدود ۱۳۷ میلیون لیتر رسیده و ظرفیت تامین داخلی و واردات، فقط بخشی از این نیاز را پوشش میدهد. نتیجه روشن است، اگر مصرف مهار نشود، دولت ناچار میشود یا هزینه بیشتری برای واردات بپردازد یا سراغ اصلاح قیمت و سهمیهبندی برود. اما این اصلاح هر شکلی که داشته باشد، باید این اصل را رعایت کند که فشار آن نباید به شکل کور و نامتوازن روی خانوارها فرود بیاید. بنزین در ایران فقط سوخت خودرو نیست؛ روی کرایه حملونقل، قیمت کالاها، هزینه تولید، معیشت کارگران و حتی الگوی رفتوآمد شهری اثر میگذارد. به همین دلیل هر نسخهای برای بنزین باید از نظر اقتصادی قابل دفاع و از نظر اجتماعی هم قابل تحمل باشد.
گزینه صف و خاموشی
اولین گزینه نظرسنجی سقاب اصفهانی، …






