قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

چالش‌های آمریکا در هرمز

آمریکا چهار دهه پیش و در جریان جنگ ایران و عراق، با اسکورت نفتکش‌ها توانست مسیر خلیج فارس را باز نگه دارد، اما تکرار آن نسخه در هرمز امروز بسیار پرهزینه‌تر است
 چالش‌های آمریکا در هرمز

شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

آمریکا چهار دهه پیش و در جریان جنگ ایران و عراق، با اسکورت نفتکش‌ها توانست مسیر خلیج فارس را باز نگه دارد، اما تکرار آن نسخه در هرمز امروز بسیار پرهزینه‌تر است؛ شش تفاوت، از موقعیت ایران در این آبراهه تا چالش‌های ناوگان آمریکا، معادله را کاملا تغییر داده‌اند. چرا آمریکا برای باز نگه‌داشتن تنگه هرمز دوباره سراغ همان روشی نمی‌رود که حدود ۴۰ سال پیش در «جنگ نفتکش‌ها» آزموده بود؟ جیمز هولمز در تحلیلی برای نشنال‌اینترست، پاسخ را نه در یک عامل، بلکه در شش تغییر بزرگ می‌بیند؛ تغییرهایی که از سیاست و راهبرد شروع می‌شوند و به تعداد کشتی‌ها، مین‌روبی، محدودیت‌های صنعت کشتی‌سازی و حتی فرهنگ سازمانی نیروی دریایی آمریکا می‌رسند.

در دهه ۱۹۸۰، جنگ ایران و عراق به خلیج فارس کشیده شد. دو طرف زیرساخت‌های نفتی و نفتکش‌ها را هدف می‌گرفتند و کشتی‌های کویتی نیز در معرض حملات ایران قرار گرفتند. دولت رونالد ریگان رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، برای حفاظت از آنها، نفتکش‌های کویتی را تحت پرچم آمریکا ثبت کرد تا نیروی دریایی بتواند از نظر حقوقی اسکورتشان کند. مأموریتی که «ارنست ویل» نام گرفت، این ابتکار در نهایت جواب داد؛ هرچند نه سریع و نه بدون هزینه. هولمز یادآوری می‌کند که قدرت دریایی ذاتا کند عمل می‌کند. جولیان کوربت، نظریه‌پرداز کلاسیک جنگ دریایی، معتقد بود حتی محاصره نیز بیش از آنکه ضربه‌ای فوری باشد، با فرسایش تدریجی و در بلندمدت نتیجه می‌دهد. دریا معمولا امکان پیروزی را فراهم می‌کند، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده آن نیست. امروز آمریکا راه متفاوتی انتخاب کرده است. کشتی‌های جنگی این کشور عمدتا بیرون خلیج فارس، در خلیج عمان و دریای عرب مستقر شده‌اند و از فاصله دور بنادر ایران را زیر فشار قرار می‌دهند؛ هم‌زمان هواپیماهای نیروی دریایی و نیروی هوایی اهداف ایران را مورد حمله قرار می‌دهند تا تهدید علیه کشتی‌رانی در هرمز کاهش یابد. جیمز هولمز که صاحب کرسی «جی.سی. وایلی» در راهبرد دریایی در کالج جنگ نیروی دریایی آمریکا و پژوهشگر ممتاز مرکز کرولاک در دانشگاه تفنگ‌داران دریایی است، معتقد است مقایسه وضعیت و شرایط امروز با دهه ۱۹۸۰ بیش از آنکه نسخه‌ای برای اقدام بدهد، نقاط ضعف فعلی نیروی دریایی آمریکا را آشکار می‌کند.

دلیل اول: این بار آمریکا با ایران در جنگ است

در عملیات ارنست ویل، آمریکا یکی از طرف‌های اصلی جنگ ایران و عراق نبود. نقش نیروی دریایی آمریکا در برابر حملات ایران به کشتی‌های تجاری، عمدتا دفاعی بود. تهران هم دلیل چندانی نداشت تا با حمله به شناورهای آمریکایی، دشمن قدرتمند تازه‌ای را وارد جنگی کند که خود درگیر آن بود. امروز وضعیت کاملا متفاوت است. آمریکا مستقیما در جنگ حضور دارد و همراه اسرائیل علیه ایران عملیات تهاجمی انجام می‌دهد. هولمز برای توضیح رفتار تهران از مفهوم «زمین مرگ» سان تزو استفاده می‌کند؛ موقعیتی که یک طرف احساس می‌کند شکست می‌تواند به معنای نابودی کاملش باشد و بنابراین همه منابع خود را برای بقا به میدان می‌آورد. از این منظر، نفتکش اسکورت‌شده توسط ناو آمریکایی دیگر یک کشتی تجاری بی‌طرف نیست. در نگاه ایران اما می‌تواند بخشی از ماشین جنگی طرف مقابل باشد. همین تفاوت، خطر حمله به این‌گونه کاروان‌ها را نسبت به دهه ۱۹۸۰ به شکل اساسی بالا می‌برد.

دلیل دوم: ایران برای هرمز آماده‌تر است

ایران امروز از نظر نظامی همان کشور پایان جنگ ایران و عراق نیست. نیروهای مسلح ایران طی دهه‌های گذشته آمریکا را به‌عنوان مهم‌ترین دشمن احتمالی مطالعه کرده‌اند؛ کشوری که از جنگ خلیج فارس تا عراق و افغانستان، سال‌ها در دو سوی مرزهای ایران حضور نظامی گسترده داشت.

ایران نیز بر همین اساس توان خود را تغییر داد. ایران زرادخانه بزرگی از موشک‌ها ایجاد کرد، با گسترش فناوری پهپادی این سلاح را به بخش مهمی از راهبرد خود تبدیل کرد، تأسیسات نظامی و شهرهای موشکی را در مناطق کوهستانی مستحکم و تقریبا غیرقابل نفوذ ساخت و مهمات را به پناهگاه‌های زیرزمینی منتقل کرد. ساختار فرماندهی نیز تا حدی غیرمتمرکز شده و اختیار شلیک به فرماندهان محلی واگذار شده است؛ تغییری که اثر حملات برای قطع رأس فرماندهی را کاهش می‌دهد. مهم‌تر اینکه ایران برای ایجاد اختلال در هرمز مجبور نیست تعداد زیادی نفتکش را غرق کند. چند حمله موفق یا حتی چند تهدید معتبر کافی است تا مالکان کشتی و شرکت‌های بیمه درباره عبور از تنگه هرمز تجدیدنظر کنند. هولمز بر همین نقطه دست می‌گذارد: بازدارندگی در ذهن شکل می‌گیرد. اگر ریسک از نظر تجاری غیرقابل‌ قبول شود، کشتی‌ها خودشان کنار می‌کشند.

دلیل سوم: خاطره استارک هنوز زنده است

فرماندهان ارشد فعلی آمریکا جنگ نفتکش‌های دهه ۱۹۸۰ را فقط در کتاب‌های تاریخی ندیده‌اند. بسیاری از آنها آن روزها افسران جوان بودند و خاطره حوادثی را دارند که نشان داد آب‌های خلیج فارس تا چه اندازه می‌تواند برای یک ناو جنگی خطرناک باشد. سال ۱۹۸۷ یک جنگنده عراقی به اشتباه ناوچه «یواس‌اس استارک» را هدف قرار داد و ۳۷ ملوان آمریکایی کشته شدند. یک سال بعد ناوچه «ساموئل بی. رابرتس» با مین دریایی برخورد کرد و تا آستانه غرق‌شدن رفت. در همان سال، رزم‌ناو «وینسنس» نیز در جریان درگیری با نیروهای ایرانی، یک هواپیمای مسافربری ایرباس را که احتمالا در موقعیت پوششی قرار داشت، به اشتباه سرنگون کرد و ۲۹۰ نفر کشته شدند. حادثه‌ای که پیامدهای سیاسی و انسانی آن دهه‌ها باقی ماند. هولمز معتقد است عملیات اسکورت امروز می‌تواند حتی از ارنست ویل خطرناک‌تر باشد. ورود ناوشکن‌های آرلی برک به آبراهی باریک، در نزدیکی ساحل ایران و در معرض مین، موشک و پهپاد، تصمیمی نیست که فرماندهان بدون محاسبه بسیار سخت ریسک آن، بگیرند.

دلیل چهارم: آمریکا کشتی زیادی برای از‌دست‌دادن ندارد

شاید ملموس‌ترین تفاوت، تعداد کشتی‌ها باشد. نیروی دریایی آمریکا امروز حدود ۲۹۳ شناور رزمی دارد؛ در حالی که ناوگان آمریکا در سال‌های پایانی جنگ سرد به حدود ۶۰۰ کشتی نزدیک شده بود. در جنگ، تعداد فقط یک عدد نیست. وقتی ناوگان بزرگ باشد، ازدست‌دادن یک کشتی درصد کوچک‌تری از کل قدرت رزمی را حذف می‌کند. فرمانده نیز آزادی بیشتری برای خطرکردن دارد. اما هر شناور ازدست‌رفته در ناوگان کوچک‌تر، سهم بیشتری از توان عملیاتی را از بین می‌برد. اکنون بیش از ۲۰ کشتی آمریکایی در عملیات محاصره سواحل ایران نقش دارند. همین تعداد در ناوگان ۶۰۰ فروندی دوران ریگان سهمی بسیار کوچک‌تر محسوب می‌شد. مشکل دیگر، ترکیب ناوگان است.

 نیروی دریایی امروز آمریکا به کشتی‌های بزرگ، پیچیده و بسیار گران مانند ناوهای هواپیمابر اتمی و ناوشکن‌های آرلی برک متکی است. ناوگان دهه ۱۹۸۰ تعداد قابل توجهی شناور کوچک‌تر، به‌ویژه ناوچه‌های موشک‌انداز داشت که حضورشان در آبراه محدود خلیج فارس آسان‌تر و ریسک از دست‌ دادن‌شان از نظر راهبردی کمتر بود. تلاش آمریکا برای جایگزینی این شناورها هم چندان موفق نبوده است. برنامه کشتی رزمی ساحلی ناامیدکننده از آب درآمد و پروژه ناوچه جدید نیز با مشکلاتی روبه‌رو شد که نیروی دریایی را وادار به بازنگری دوباره کرد. نتیجه ساده است: برای اسکورت نفتکش‌ها، آمریکا امروز ممکن است ناچار شود دارایی‌های گران‌تر و مهم‌تری را وارد محیطی کند که آزادی مانور در آن کم و امکان ضربه‌خوردن بالاست.

دلیل پنجم: مین‌ها؛ نقطه کور ناوگان

هولمز پنجمین ضعف را در حوزه‌ای می‌بیند که کمتر از ناو هواپیمابر و موشک توجه می‌گیرد: مین. نیروی دریایی آمریکا طی دهه‌های گذشته در برخی توانایی‌های تخصصی، از جمله کشف و پاک‌سازی مین‌های دریایی، بیش از پیش به متحدان ناتو و ژاپن متکی شده است. در عملیات طوفان صحرا نیز مین‌روب‌های متحدان نقش مهمی در بازکردن مسیر ناوگان داشتند. اما در شرایط فعلی، متحدان ناتو تمایل چندانی برای حضور رزمی مستقیم در هرمز نشان نداده‌اند. آمریکا ممکن است مجبور شود تقریبا به‌تنهایی با مین‌گذاری ایران مقابله کند؛ درست زمانی که واحدهای تخصصی مین‌روبی خود را بازنشسته کرده و فناوری‌های جایگزین نیز هنوز به بلوغ کامل عملیاتی نرسیده‌اند. پشت این مشکل، ضعف بزرگ‌تری قرار دارد: صنعت کشتی‌سازی. یک ناوگان قدرتمند فقط به کشتی نیاز ندارد؛ باید بتواند کشتی آسیب‌دیده را سریع تعمیر کند و برای کشتی ازدست‌رفته جایگزین در نظر بگیرد.هولمز می‌نویسد صنعت کشتی‌سازی آمریکا نسبت به دهه ۱۹۸۰ فرسوده‌تر شده و کارخانه‌های کشتی‌سازی حتی در زمان صلح برای تعمیر، نگهداری و بازسازی شناورها با تأخیر روبه‌رو هستند. در یک جنگ واقعی، کشتی‌‌ای که به‌شدت آسیب ببیند، ممکن است عملا برای باقی مدت جنگ از میدان خارج شود.

دلیل ششم: تقریبا هیچ‌کس کاروان دریایی را دوست ندارد

آخرین مانع، نه موشک است و نه مین؛ فرهنگ سازمانی است. عملیات اسکورت کاروان از دیرباز میان تقریبا همه بازیگران محبوبیت کمی داشته است. نیروهای دریایی بزرگ ترجیح می‌دهند برای نبردهای بزرگ دریایی آموزش ببینند؛ مأموریتی که آن را کار اصلی خود می‌دانند. شرکت‌های کشتی‌رانی نیز کاروان را عامل کندشدن سفر و افزایش هزینه می‌بینند. شرکت‌های بیمه هم طبیعتا از محیطی که احتمال خسارت در آن بالاست استقبال نمی‌کنند. هولمز اسکورت کاروان را از این نظر به عملیات ضدشورش تشبیه می‌کند: ضروری است، اما جذاب نیست. ارتش‌ها معمولا آن را انحراف از مأموریت اصلی تلقی می‌کنند و در نتیجه، در هر جنگ بزرگ مجبور می‌شوند اهمیت آن را دوباره کشف کنند. وقتی این بی‌میلی با مین‌گذاری، پهپاد، موشک‌های ساحلی، کمبود شناورهای کوچک و ضعف تعمیر و کشتی‌سازی جمع شود، احتیاط واشینگتن در فرستادن ناوگان به آب‌های محدود تنگه هرمز دیگر چندان عجیب به نظر نمی‌رسد. هولمز معتقد است که «جنگ نفتکش‌ها» سابقه‌ای نیست که آمریکا بتواند نسخه آن را مستقیما در سال ۲۰۲۶ اجرا کند. ارزش آن تجربه درست در تفاوت‌هایی است که آشکار می‌کند. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا آمریکا از نظر فنی می‌تواند نفتکش‌ها را اسکورت کند. قطعا می‌تواند، اما پرسش این است که با چه هزینه، با چه میزان خطر و برای چه مدت. از نگاه هولمز، هرمز امروز آزمونی فراتر از تقابل آمریکا و ایران است؛ آزمونی برای اندازه ناوگان، ترکیب نیرو، توان مین‌روبی، پدافند در برابر پهپادها، صنعت کشتی‌سازی و میزان تحمل ریسک در واشینگتن. جنگ نفتکش‌های دهه ۱۹۸۰ راه‌حل آماده نیست؛ آینه‌ای است که نشان می‌دهد نیروی دریایی آمریکا به عنوان ابرقدرت نظامی جهان تا چه حد سهل‌انگاری و کوتاهی کرده و طی چهار دهه چه چیزهایی را از دست داده و امروز برای بازکردن همان آبراه باید چه بهایی بپردازد.

 



۱۵ ساعت قبل / سایت آوش

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینه‌های دیگری می‌روند

صفحه اصلی شبکه بی‌بی‌سی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتاب‌دهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانع‌تراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور خبر داد.»

این دو تیتر بازتاب‌دهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانه‌ای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.

اورشلیم‌پست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یک‌ونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون به‌شدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.

آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان می‌دهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.

حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمی‌گردد

تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی ببینند. گزارش‌ها چه می‌گویند؟

روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیس‌جمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپس‌گیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایش‌های مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای شده است.»

این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سه‌شنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامه‌ریزی‌شده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاست‌جمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدت‌هاست دنبال می‌کنند.»

لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکم‌تر می‌کند و تقویت توانمندی‌های خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش می‌دهد.»

این اظهارات نشان می‌دهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه می‌تواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.

روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمی‌گردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود می‌داند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمی‌گردد.

آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی

یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتی‌های جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.

ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرن‌ها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بین‌المللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرن‌سازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در سال‌های بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصه‌ای بود که پیش از آن قدرت‌های استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.

ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرن‌سازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعه‌طلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.

این تصمیم ژاپن پس از سال‌ها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت می‌کرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال می‌کرد.

پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.

پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگ‌های کره و ویتنام انجامید؛ جنگ‌هایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمی‌دانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.

سفر سرنوشت‌ساز به چین

یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسه‌تونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.

این دوره، دوران تنش‌زدایی و دیپلماسی سه‌جانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بین‌المللی پیدا می‌کرد.

چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته می‌شود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانه‌تر عمل می‌کند. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی می‌توانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟

سردرگمی در سیاست‌های آسیایی آمریکا

آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلاف‌های خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیت‌های دریایی خود به خاورمیانه است.

دولت‌های متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا می‌دانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.

برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم می‌دانند. حتی برخی استدلال می‌کنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینه‌های جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.

سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی می‌توانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز می‌تواند یکی از همین نقاط عطف باشد.




 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ
۲۶ دقیقه قبل / سایت جماران

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

به گزارش جماران، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، که طولانی ترین دوران تصدی این سمت را در تاریخ تجربه کرده، در آستانه یکی از

 چت‌جی‌پی‌تی دیگر می‌تواند پیغام بفرستد
۴۰ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چت‌جی‌پی‌تی دیگر می‌تواند پیغام بفرستد

دنیای اقتصاد: چت‌جی‌پی‌تی اکنون می‌تواند با افزونه جدید Apple Messages برای شما پیامک ارسال کند. اگر تا به حال می‌خواستید تمام مکالمات دیجیتالی خود با اوپن‌آی را به اشتراک بگذارید، خبر خوبی برای شما داریم: آزمایشگاه هوش مصنوعی به‌تازگی افزونه Apple Messages را برای چت‌جی‌پی‌تی راه‌اندازی کرده است که به کاربران علاقه‌مند اجازه می‌دهد صندوق ورودی پیام‌های خود را به این چت‌بات متصل کنند. اوپن‌ای‌آی استدلال می‌کند که مزایای انجام این کار بی‌شمار است. کاربران می‌توانند از این افزونه برای مرتب‌سازی، تجزیه و تحلیل یا ویرایش پیام‌های خود مستقیما از چت‌جی‌پی‌تی استفاده کنند. این افزونه همچنین با کدِکس و ChatGPT Work کار می‌کند، بنابراین کاربران می‌توانند از آن به صورت حرفه‌ای، نه فقط شخصی، استفاده کنند.

 قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد
۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

قیمت لوازم یدکی موتورسیکلت تا ۳۰۰ درصد گران شد

هزینه تولید موتورسیکلت در سال جاری مسیر صعودی گرفته و فشار هزینه از مواد اولیه تا نیروی کار و انرژی، تولیدکنندگان را با چالش جدی روبه‌رو کرده، حال پریس اصلی این است که قیمت قطعات موتورسیکلت در یک سال گذشته چند درصد افزایش داشته است؟

 سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۴۰ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: خروج | ورود | حقیقی | سردمداران

 محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند
۴۷ دقیقه قبل / روزنامه آرمان امروز

محمدرضا ظفرقندی: اگر هر مسیری جز یادداشت تفاهم طی شود، خسارت زیادی برای کشور ایجاد می‌کند

آرمان امروز : وزیر بهداشت گفت: اکنون موضوع مهم، پساجنگ است. حرکت در مسیر گذشته همان نتایج گذشته را رقم می‌زند؛ باید تغییرات جدی صورت گیرد و آن اتفاقات افتاده جبران شود. اگر فردی مثل آقای خاتمی بیانیه می‌دهد و صحبت می‌کند، باید قدر آن را دانست و به آن توجه شود. این افراد سرمایه‌های [ ]