
شرق
روزنامه شرق گفتگوئی را با دیاکو حسینی منتشر کرده است:
مهلت ۶۰روزه تعیینشده برای عبور از تفاهم اولیه میان تهران و واشینگتن سپری شد، اما نه از شدت تنش کاسته و نه افق روشنی از توافق پدیدار شده است. اکنون، بیش از هر زمان، «عدم قطعیت» بر مناسبات سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی سایه افکنده و فاصله میان جنگ و صلح همچنان در نوسانی شکننده باقی مانده است. در این بین نگرانی اصلی، صرفا تداوم تنش نیست؛ مسئله مهمتر به تغییر ماهیت آن به سوی «فرسایش» بازمیگردد. اگر منازعه از یک رویارویی محدود و مقطعی به جنگی طولانیمدت بدل شود، الگویی نزدیک به تجربه جنگ روسیه و اوکراین میتواند شکل بگیرد که در آن پایان جنگ نه در میدان نظامی، بلکه در فرسودگی تدریجی ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و راهبردی جستوجو میشود. مدتهاست مسکو و کییف در مرحلهای از «جنگ تابآوری» قرار گرفتهاند که در آن محاسبه اصلی نه صرفا بر تغییر موازنه در میدان نبرد، بلکه بر این فرض استوار است که کدامیک زودتر در برابر فرسایش مستمر ظرفیتهای نظامی، اقتصادی و اجتماعی، آستانه تابآوری خود را از دست خواهد داد. به نظر میرسد اکنون نشانههایی از این مدل رفتاری در جنگ آمریکا علیه ایران بروز و ظهور یافته است. البته قیاس تهران با کییف نیازمند احتیاط است؛ زیرا شرایط ژئوپلیتیکی، عمق راهبردی و مناسبات منطقهای دو کشور یکسان نیست. با این حال، یک تفاوت بنیادین میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد؛ اینکه ایران در صورت طولانیشدن منازعه، نمیتواند بر پشتیبانی گسترده و پایدار یک ائتلاف اقتصادی و نظامی مشابه آنچه اوکراین دریافت کرد، حساب قطعی باز کند. از این منظر، فرسایشیشدن جنگ میتواند از یک سناریوی صرفا امنیتی فراتر رفته و به بستری برای شکلگیری ابربحرانهای مرکب بدل شود که در پیوندی متقابل با فشارهای اقتصادی، دشواریهای معیشتی و فرسایش ظرفیتهای اجتماعی، دامنه و عمق منازعه را به مراتب پیچیدهتر خواهند کرد. از این منظر تداوم نااطمینانی، فشار بر منابع، اختلال در تصمیمگیری و فرسایش سرمایه اجتماعی، مجموعهای از ابرچالشها را انباشته میکند و هشدار اصلی همینجاست که «در جنگ فرسایشی، زمان بیطرف نیست؛ هرچه منازعه طولانیتر شود، هزینه حفظ وضع موجود نیز سنگینتر خواهد شد». پیرو این نکته و برای فهم دقیقتر مختصات …






