
اطلاعات
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
چشم انداز غرب آسیا پس از جنگ های تحمیلی دوم و سوم علیه ایران تغییر کرده است و تردیدی نیست که این آغاز تحولات بسیار گسترده تری در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا است. شاید اگر ایالات متحده متجاوز و عهدشکن، درکی از مفاهیمی مثل آتشبس، تفاهم نامه، مذاکره، حاکمیت ملی و دفاع مشروع داشت و سیاستمدارانش منطقی بودند، اتفاقات در مسیر بهتری پیش می رفت. آنها با جنگ نابخردانه ای که بر ایران تحمیل کردند نه تنها به اهداف خود نرسیدند، بلکه نظم سیاسی ـ اقتصادی غرب آسیا را به ضرر خود و کشورهای اروپایی تغییر دادند. بسته شدن تنگه هرمز و بحران اقتصادی جهانی، ناشی از محاسبات غلط آنها است.
مداخلات در غرب آسیا
حضور غربی ها در غرب آسیا طی سال های مختلف یکسان نبوده است. ایالات متحده و همپیمانان اروپایی اش از زمان جنگ سرد تاکنون چه از طریق سیاست و چه با حملات نظامی سعی در جهت دهی به سرنوشت کشورهای منطقه به منظور دست یابی به منافع خود داشته اند؛ منافعی که طبق فرمایشات رهبر شهید، آیت الله خامنهای بطور خودسرانه در غرب آسیا برای خود تعریف کرده اند و در صورت نرسیدن به این منافع، تجاوز و تحریم را حق طبیعی خود برای رسیدن به آنچه به ناحق متعلق به خود می پندارند، می دانند.
از جمله مداخلات آمریکا و اروپا در منطقه می توان به تلاش برای برقراری صلح بین رژیم صهیونیستی و اردن، عادی سازی روابط بین اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس و بر هم زدن توافق هسته ای ایران در سال ۲۰۲۵ اشاره کرد.
البته تهاجمات نظامی آنها را نیز نباید از قلم انداخت؛ تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳، مداخله نظامی در لیبی در سال ۲۰۱۱، حمایت از شورشیان مخالف بشار اسد در سوریه و گروه ستیزه جو و افراطی داعش در عراق و سوریه، حمله هوایی ائتلاف عربستان و کشورهای منطقه به یمن با حمایت آمریکا و جنگ های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه علیه ایران. اگر ایالات متحده در دهه های اخیر از میزان مداخلاتش در غرب آسیا کاسته به این خاطر بوده است که با ارزیابی شرایط، مصلحت و منفعت خود را در این دیده که در رقابت روزافزونش با چین، چیزی از دست ندهد. جو بایدن به خودش می بالید که دولتش توانایی مقاومت در برابر باتلاق غرب آسیا را دارد؛ باتلاقی که سلف هایش باراک اوباما و دونالد ترامپ در تلاششان برای چرخش به سوی …












