قیمت طلا امروز




 سایت آوش / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

اسراییل چگونه آمریکا را به جنگ با ایران کشاند؟

دولت‌های متوالی اسرائیل اغلب با حمایت عناصری در درون تشکیلات امنیتی این رژیم، بارها سعی کرده‌اند مانع تلاش‌ها برای پایان دادن به درگیری‌های منطقه‌ای یا مدیریت تنش‌ها بین ایالات متحده و ایران شوند.
 اسراییل چگونه آمریکا را به جنگ با ایران کشاند؟

اطلاعات

روزنامه اطلاعات در مقاله ای نوشت:

دولت‌های متوالی اسرائیل اغلب با حمایت عناصری در درون تشکیلات امنیتی این رژیم، بارها سعی کرده‌اند مانع تلاش‌ها برای پایان دادن به درگیری‌های منطقه‌ای یا مدیریت تنش‌ها بین ایالات متحده و ایران شوند. با وجود تنوع روش‌های به کار گرفته شده - از عملیات اطلاعاتی و دیپلماسی عمومی گرفته تا لابی‌گری و فشار سیاسی - هدف استراتژیک به طرز چشمگیری ثابت مانده است: حفظ شرایط رویارویی بین واشنگتن و تهران در عین مخالفت با ابتکارات دیپلماتیکی که ممکن است نفوذ اسرائیل را در شکل‌دهی به سیاست ایالات متحده در خاورمیانه کاهش دهد.

طولانی شدن جنگ ایران و عراق

منطق پشت این رویکرد، در طول جنگ ۸ساله ایران و عراق آشکار شد. بسیاری از محققان، ازجمله تریتا پارسی(تحلیلگر ایرانی-سوئدی و بنیان‌گذار مؤسسه کوئینسی) و دیوید مناشری(محقق اسرائیلی در حوزه تاریخ مدرن ایران) استدلال می‌کنند که تفکر استراتژیک اسرائیل در آن زمان، جلوگیری از دستیابی ایران یا عراق به پیروزی قاطع یا پایان دادن به جنگ بود. 

از این منظر، یک درگیری طولانی مدت، رقبای منطقه‌ای را هم از نظر نظامی و هم از نظر اقتصادی تضعیف می‌کند. بر اساس چندین مطالعه، رادیو دولتی اسرائیل نیز به بخشی از مبارزه گسترده‌تر برای نفوذ روانی در جنگ ایران و عراق تبدیل شده بود. برنامه‌های رادیو اسرائیل، زمانی که تصمیم‌گیرندگان ایرانی مردد به نظر می‌رسیدند، بر نقاط ضعف عراق تمرکز داشتند، اما وقتی مردم عراق و عرب به اطمینان خاطر نیاز داشتند، بر عقب‌نشینی‌های ایران تأکید می‌کردند. محققان ارتباطات زمان جنگ می‌گویند این پیام‌ها با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی هر دو طرف، دشوارتر کردن توافق سیاسی و تقویت انگیزه‌ها برای ادامه درگیری بود.

کارشکنی در موضوع گروگان‌ها

به نظر می‌رسید آزادی گروگان‌های غربی در لبنان در سال ۱۹۹۱ فرصتی برای رویکردی سنجیده‌تر به مناقشه موجود در روابط ایالات متحده و ایران فراهم کرده باشد. آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری وقت ایران، همکاری با تلاش‌های میانجیگرانه بین‌المللی را تشویق کرده بود و بسیاری از ناظران انتظار داشتند دولت جورج بوش پدر رئیس جمهور وقت آمریکا، طبق وعده انتخاباتی خود در سال ۱۹۸۹ مبنی بر اینکه «نیت‌های خوب، نیت‌های خوب به بار می‌آورند»،آن را تلافی کند. به گفته «جیاندومنیکو پیکو» میانجی سازمان ملل که بخش عمده‌ای از دیپلماسی گروگان‌گیری را هماهنگ می‌کرد، این فرصت در نهایت محقق نشد. پیکو در کتاب خود با عنوان «مردی بدون سلاح»، فاش می‌کند که مقامات اسرائیلی در چارچوب مذاکرات کارشکنی کردند. 

به گفته او، اسرائیل عمداً مانع آزادی گروگان‌های باقی‌مانده آمریکایی شد و از اجرای ترتیبات توافق‌شده در مورد آزادی اسرای لبنانی و فلسطینی خودداری کرد. پیکو می گوید تل آویو روند مذاکرات را متوقف کرد زیرا منتظر حل و فصل سرنوشت سربازان مفقود اسرائیلی بود. به گفته او، قرار بود این موضوع جدا از چهار دیپلمات مفقود ایرانی و یک خلبان اسرائیلی که همگی نزدیک به یک دهه پیش در لبنان ناپدید شده بودند، بررسی شود. بر اساس اظهارات پیکو، این اختلافات، توانایی واشنگتن برای واکنش مثبت حتی پس از بررسی راه‌های جایگزین برای آزادی آخرین گروگان آمریکایی را مختل کرد. همزمان فشارهای سیاسی داخلی از سوی آیپک(یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده)، ازجمله بحث‌های پیرامون ضمانت وام‌های آمریکابه اسرائیل، انعطاف‌پذیری دیپلماتیک دولت بوش پدر را محدود کرد.

نفوذ اسرائیل در اتهام «محور شرارت»

پس از حملات ۱۱ سپتامبر در آمریکا، ایران و ایالات متحده برای مدت کوتاهی خود را در حال دنبال کردن اهداف مشترک در افغانستان یافتند. برخلاف تصور رایج، ایالات متحده هفته‌های پس از ۱۱ سپتامبر را صرف تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی گسترده برای سرنگونی طالبان نکرد. 

همانطور که جیمز دابینز(دیپلمات فقید آمریکایی) گفته بود: «دقیق‌تر است که بگوییم ایالات متحده به ائتلاف ایجاد شده توسط ایران پیوست که از اواسط دهه ۱۹۹۰ در تلاش برای سرنگونی طالبان بود.» کالین پاول وزیر امور خارجه سابق و دابینز، مشارکت ایران در مذاکرات بن آلمان را در کمک به ایجاد چارچوب سیاسی در افغانستان برای دوران پس از طالبان بسیار مهم توصیف کردند. اما ظرف چند هفته، اسرائیل تغییر چشمگیری را در سیاست واشنگتن شکل داد. در هفته اول ژانویه ۲۰۰۲، اسرائیل رهگیری کشتی موسوم به «کارین ای» را به همراه یک کمپین تبلیغاتی گسترده سازماندهی کرد تا این ایده را ترویج کند که ایران چالش امنیتی بلندمدت اصلی در منطقه است.(اسرائیل کشتی مذکور را با این ادعا که حامل سلاح از ایران برای یاسر عرفات است، وسط دریای مدیترانه توقیف کرد.) «دیوید فروم» نویسنده سخنرانی های بوش پسر که سخنرانی موسوم به «وضعیت کشور» بوش در سال ۲۰۰۲ را تهیه کرد و ایران را در کنار عراق و کره شمالی، «محور شرارت» خواند، بعدها اذعان کرد که تفکر استراتژیک اسرائیل بر چگونگی قرارگرفتن ایران در «محور شرارت» تأثیر گذاشت. در این دوره، به ویژه در اجلاس فوریه ۲۰۰۲ برای آریل شارون نخست وزیر وقت اسرائیل و بوش پسر، مقامات ارشد اسرائیلی به طور علنی و خصوصی استدلال می کردند که ایران و نه عراق، جدی‌ترین تهدید بلندمدت را ایجاد می‌کند. 

بنیامین بن الیعازر وزیر جنگ وقت اسرائیل به صراحت به دولت بوش پسر گفت ایران خطرناک‌تر از عراق است. لارنس ویلکرسون، که به عنوان رئیس دفتر کالین پاول خدمت می‌کرد، تأیید کرد که پیام‌های اسرائیل دائماً به واشنگتن هشدار می‌داد: «عراق دشمن نیست؛ ایران دشمن است.»

پرونده هسته‌ای و توافق برجام

سرنگونی صدام حسین دیکتاتور عراق در سال ۲۰۰۳ موازنه قدرت منطقه را تغییر داد، اما نگرانی‌های اسرائیل در مورد ایران را کاهش نداد. با کاهش احتمال رویارویی نظامی در آینده نزدیک، برنامه هسته‌ای ایران به طور فزاینده‌ای به تمرکز اصلی دیپلماسی و تلاش‌های اطلاعاتی اسرائیل تبدیل شد. از آن زمان، بحث‌ها در مورد فعالیت‌های هسته‌ای ایران تا حد زیادی جایگزین بحث‌های قبلی در مورد امنیت  گسترده‌تر منطقه‌ای شده است. چندین روزنامه‌نگار و مقام اطلاعاتی سابق استدلال کرده‌اند که موساد، انتشار اطلاعات مربوط به تأسیسات غنی‌سازی نطنز ایران از طریق کانال‌های غیرمستقیم به جامعه بین‌المللی را که اجازه می‌داد منبع اصلی مخفی بماند، سازماندهی کرد. «سیمور هرش» روزنامه‌نگار، «اسکات ریتر» بازرس سابق تسلیحاتی سازمان ملل و دیگران فاش کرده‌اند که اسرائیل عمداً اطلاعات طبقه‌بندی‌شده در مورد تأسیسات هسته‌ای نطنز را در سال ۲۰۰۲ به یک گروه تبعیدی ایرانی با نام سازمان مجاهدین خلق – که آن زمان در فهرست سازمان های تروریستی وزارت امور خارجه آمریکا قرار داشت - منتقل کرد. 

هدف اسرائیل از این کار، ایجاد یک وضعیت اضطراری بین‌المللی و مجبور کردن آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به اقدام بود. در سال ۲۰۰۴ سازمان مجاهدین خلق محتویات یک لپ‌تاپ را که ظاهراً حاوی هزاران صفحه اسناد فنی طبقه‌بندی‌شده بود، به سازمان‌های اطلاعاتی غربی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تحویل داد. دولت‌های غربی این اسناد را به عنوان شواهد قطعی مبنی بر انجام تحقیقات مرتبط با تسلیحات توسط ایران تلقی کردند، اما دیگران همچنان متقاعد نشده بودند. محمد البرادعی مدیر کل وقت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بعدها گفت که سوالات اساسی در مورد منشأ این اسناد هرگز به طور کامل حل نشده است.

 به همین ترتیب، چندین روزنامه‌نگار تحقیقی نیز استدلال کردند که زنجیره انتقال این اسناد مبهم مانده است. برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ اگرچه آغاز مهمترین دوره تعامل دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران از سال ۱۹۷۹ بود، اما رهبران اسرائیل این توافق را به عنوان یک عقبگرد برای تلاش‌های امنیتی تل آویو و همچنین مقدمه‌ای برای استراتژی «چرخش به سوی آسیا»ی ایالات متحده می‌دانستند. پس از آن، نتانیاهو یک کارزار غیرمعمول و پر سر و صدا علیه برجام را هم در واشنگتن و هم در سطح بین‌المللی به راه انداخت و تنش‌ها بین واشنگتن و تل‌آویو بر سر احتمال اقدام نظامی علیه ایران را آشکار کرد.

انتخاب ترامپ و خروج از برجام

با انتخاب دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهوری آمریکا، مواضعی که قبلاً خارج از جریان اصلی سیاست خارجی کاخ سفید بود، به مرکز تصمیم‌گیری منتقل شد. در سال ۲۰۱۸ نتانیاهو آنچه را که مقامات اسرائیلی به عنوان گنجینه‌ای از اسناد هسته‌ای دزدیده شده از ایران توصیف کردند، علناً به نمایش گذاشت. این نمایش به عنصری کلیدی در استدلال گسترده‌تر دولت ترامپ برای خروج از برجام تبدیل شد. خروج از توافق هسته‌ای به سرعت به یک کارزار «فشار حداکثری» تبدیل شد که تحریم‌های اقتصادی گسترده را با موضع منطقه‌ای تهاجمی‌تر ترکیب می‌کرد. تا اوایل سال ۲۰۲۰، این رابطه فراتر از فشار اقتصادی رفته بود. حمله آمریکا که منجر به ترور (و شهادت) ژنرال قاسم سلیمانی شد، نشان‌دهنده تشدید تنش‌ها بود و اساساً پویایی بازدارندگی منطقه‌ای را تغییر داد.

 گزارش‌های بعدی نشان داد برخی از مقامات آمریکایی معتقد بودند فشارهای اسرائیل در این مسیر سیاسی تهاجمی‌تر، نقش داشته است. روایات منتشر شده پس از این حمله همچنین اضطراب غالب در دولت آمریکا را در مورد احتمال درگیرشدن در یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر و خارج از کنترل واشنگتن، توصیف می‌کند. چندین مقام بعداً ابراز نگرانی کردند که اقدامات یکجانبه اسرائیل می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که در آن ایالات متحده با فشار سیاسی یا نظامی عظیمی برای مداخله مستقیم مواجه شود.

فروپاشی تفاهم‌نامه ۲۰۲۶

مذاکرات پیرامون تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در اوایل امسال نشان داد که چگونه این پویایی‌های تاریخی همچنان دیپلماسی منطقه‌ای را شکل می‌دهند. اختلافات بر سر این تفاهم‌نامه به سرعت فراتر از خود مذاکرات گسترش یافت و مقامات ارشد در واشنگتن و تهران طرف‌های خارجی را به تلاش برای تضعیف حمایت سیاسی از این توافق متهم کردند. جی. دی. ونس معاون رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه‌ای اظهار داشت: «برخی افراد در داخل اسرائیل وجود دارند و ما بدون شک این را می‌دانیم که در حال دستکاری و تلاش برای تغییر افکار عمومی آمریکا هستند تا جنگ را به طور نامحدود ادامه دهند.» ونس، شبکه‌های مرتبط با دولت اسرائیل را به تأمین مالی چهره‌های سیاسی آمریکایی و به تصویرکشیدن عمدی مذاکرات به معنای «تسلیم» به منظور مسموم کردن آنها از نظر سیاسی متهم کرد. در کنار اینها عملیات رسانه‌ای نیز به بخشی از مبارزه دیپلماتیک علیه ایران تبدیل شده است. حال، پس از بیش از چهار دهه تلاش برای جلوگیری از تبدیل این اختلافات اساسی به خصومت فعال و جنگ تمام‌عیار، می توان به یک نتیجه اجتناب‌ناپذیر رسید: «اگرچه دولت‌های متوالی اسرائیل بارها رویارویی بین ایالات متحده و ایران را به عنوان یک گزینه استراتژیک ترجیحی در نظر گرفته‌اند، اما اگر قرار است ابتکارات دیپلماتیک آینده از سرنوشت بسیاری از تلاش‌های قبلی درس بگیرد، تشخیص و مقابله با دستکاری سیستماتیک اطلاعات، رسانه‌ها و سیاست‌های داخلی در هر دو طرف درگیری ضروری است.»

 



۱۶ ساعت قبل / سایت آوش

جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینه‌های دیگری می‌روند

صفحه اصلی شبکه بی‌بی‌سی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتاب‌دهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانع‌تراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایش‌های نظامی با این کشور خبر داد.»

این دو تیتر بازتاب‌دهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانه‌ای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.

اورشلیم‌پست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یک‌ونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون به‌شدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.

آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان می‌دهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.

حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمی‌گردد

تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی می‌تواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی ببینند. گزارش‌ها چه می‌گویند؟

روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیس‌جمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپس‌گیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایش‌های مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریایی‌های هسته‌ای شده است.»

این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سه‌شنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامه‌ریزی‌شده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاست‌جمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدت‌هاست دنبال می‌کنند.»

لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکم‌تر می‌کند و تقویت توانمندی‌های خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش می‌دهد.»

این اظهارات نشان می‌دهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه می‌تواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.

روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمی‌گردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود می‌داند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمی‌گردد.

آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی

یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتی‌های جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.

ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرن‌ها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بین‌المللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرن‌سازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای در سال‌های بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصه‌ای بود که پیش از آن قدرت‌های استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.

ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرن‌سازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعه‌طلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.

این تصمیم ژاپن پس از سال‌ها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت می‌کرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال می‌کرد.

پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.

پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگ‌های کره و ویتنام انجامید؛ جنگ‌هایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمی‌دانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.

سفر سرنوشت‌ساز به چین

یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسه‌تونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.

این دوره، دوران تنش‌زدایی و دیپلماسی سه‌جانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بین‌المللی پیدا می‌کرد.

چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته می‌شود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانه‌تر عمل می‌کند. چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی می‌توانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟

سردرگمی در سیاست‌های آسیایی آمریکا

آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلاف‌های خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیت‌های دریایی خود به خاورمیانه است.

دولت‌های متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا می‌دانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.

برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم می‌دانند. حتی برخی استدلال می‌کنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینه‌های جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.

سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی می‌توانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز می‌تواند یکی از همین نقاط عطف باشد.


۲ ساعت قبل / سایت برترینها

واکنش شقایق نوروزی به بمباران شبکه برق در جنگ اخیر

برترین‌ها: شقایق نوروزی، بازیگر سابق سینما و فعال ضد جنگ، در واکنش به انتشار گزارشی درباره اصابت بیش از ۲ هزار نقطه از شبکه برق ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه، با انتشار ویدیویی به تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران واکنش نشان داد.

او در این ویدیو با اشاره به تهدیدهایی که این روزها از سوی آمریکا مطرح می‌شود، گفت: «چیزهایی که [آمریکا] همین الان داره با اونها ما رو تهدید می‌کنه، قبلاً انجام داده، ولی به نتیجه نرسیده.»

 




 سخنگوی‌ وزارت دفاع: تولید تجهیزات دفاعی کشور در یک سال گذشته دو برابر شده است
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

سخنگوی‌ وزارت دفاع: تولید تجهیزات دفاعی کشور در یک سال گذشته دو برابر شده است

سخنگوی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با تشریح آخرین وضعیت صنعت دفاعی کشور عنوان کرد: میزان تولید تسلیحات و تجهیزات دفاعی از تیرماه سال گذشته تا تیرماه امسال دو برابر شده و در برخی محصولات راهبردی و اولویت‌های مورد نیاز جنگ، میزان تولید در جریان جنگ بیش از سه برابر افزایش یافته است.

 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند
۲۳ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: ایرانی‌ها خیلی مایل هستند به توافق برسند اما هنوز آماده نیستند

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.

 رونمایی از قیمت تازه تمام شده بنزین
۱ ساعت قبل / سایت تابناک

رونمایی از قیمت تازه تمام شده بنزین

مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، با رد محاسبه قیمت‌های بالاتر برای بنزین گفت: «عددهایی مانند 87 هزار تومان بر اساس یک رابطه غلط دلاری به دست آمده است......

 روایتی جدید از قدرتِ ایرانی
۲ ساعت قبل / سایت الف

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]

 روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم
۲۳ دقیقه قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.