
ششم ژوئن ۱۹۴۴، بیش از ۱۵۰ هزار نیروی متفقین از دریا و آسمان راهی سواحل نرماندی شدند و عملیاتی که با نام «D-Day» در تاریخ ماند را آغاز کردند. بیش از هشت دهه بعد، وزیر خزانهداری آمریکا همین نام را از میدان جنگ جهانی دوم قرض گرفته؛ این بار نه برای حمله به یک ساحل، بلکه برای آغاز مرحله تازهای از جنگ اقتصادی علیه یک کشور.
اسکات بسنت روز دوشنبه دوم مرداد ماه از آغاز عملیاتی با نام «Operation Economic Outcast» یا «عملیات طرد اقتصادی» علیه ایران خبر داد؛ عملیاتی که دولت آمریکا آن را «Economic D-Day» نامیده است.
بسنت حتی خودش مستقیماً به نرماندی اشاره کرد و گفت همانطور که D-Day آغاز عملیاتی برای عقب راندن دشمن از مواضعش بود، واشنگتن اکنون «تهاجمی اقتصادی» علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز میکند.
اما این بار خبری از سرباز، ناوچههای حامل نیرو و ساحل نیست و سلاحهای عملیات تازه، بانک، دلار، نفت، کشتی، طلا، رمزارز، فناوری و از همه مهمتر «تحریم ثانویه» هستند. هدف اعلامی نیز بزرگ است و گفته میشود قطع شریانهای اقتصادی ایران تا رسیدن تهران به چیزی که بسنت «انزوای کامل جهانی» مینامد.
اما ایران سالهاست تحت صدها تحریم آمریکا قرار دارد. بانکهای بزرگش تحریماند، صنعت نفت با محدودیت روبهرو است و بخش بزرگی از ارتباط آن با نظام مالی بینالمللی از سالها قبل قطع شده و پس سؤال اصلی اینجاست که کشوری که همین حالا تحریم است، چگونه میتوان دوباره تحریم کرد؟ احتمالا این بار پاسخ را باید بیرون از مرزهای ایران جستوجو کرد. طرح بسنت فقط درباره تحریم بیشتر شرکتها و مقامهای ایرانی نیست؛ بخش مهمتر عملیات قرار است متوجه کسانی شود که هنوز حاضرند با ایران معامله کنند.
در همین حال وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده دولتهای دیگر برای تعطیل کردن فعالیتهای مرتبط با ایران که واشنگتن شناسایی کرده، مهلت مشخص دریافت خواهند کرد و اگر این کشورها یا شرکتهای فعال در آنها اقدامی نکنند، آمریکا تهدید کرده از اختیارات وزارت خزانهداری علیه آنها استفاده خواهد کرد. این همان جایی است که «تحریم ثانویه» وارد ماجرا میشود.
فرض کنیم یک شرکت در چین یا کشور دیگری با ایران معامله میکند. پس این شرکت آمریکایی نیست و قاعدتاً تابع قوانین داخلی آمریکا …












