
سالها بود که مربیان ایرانی از بیاعتمادی مدیران باشگاهها گلایه داشتند. هر بار که نیمکت یکی از تیمهای بزرگ خالی میشد، نگاهها قبل از هر گزینه داخلی، به سمت مربیان خارجی میرفت؛ حتی مربیانی که نه شناختی از فوتبال ایران داشتند و نه کارنامهای بهتر از گزینههای داخلی. بارها شنیدیم که مربیان ایرانی میگفتند اگر همان امکانات، همان حمایت و همان فرصت در اختیار آنها قرار بگیرد، میتوانند نتایجی به مراتب بهتر از بسیاری از مربیان خارجی به دست آورند.
امروز اما دیگر خبری از آن گلایهها نیست. تمام نیمکتهای لیگ برتر در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته است؛ از تیمهای مدعی قهرمانی گرفته تا تیمهای میانه جدول و تازهواردان لیگ. حالا دیگر هیچکس نمیتواند بگوید فرصت نداشته یا مدیران به او اعتماد نکردهاند. این همان فرصتی است که سالها برایش مطالبه میشد و امروز روی میز فوتبال ایران قرار گرفته است.
اما همین فرصت بزرگ، یک آزمون بزرگتر هم هست. اگر تا دیروز مقایسه میان مربیان ایرانی و خارجی بود، امروز قضاوت تنها بر اساس عملکرد مربیان داخلی انجام خواهد شد. از این لحظه به بعد دیگر بهانهای وجود ندارد. کیفیت تمرینات، سبک بازی تیمها، مدیریت رختکن، نتیجهگیری، استفاده از بازیکنان جوان و حتی میزان پیشرفت فنی لیگ، همگی به پای مربیان ایرانی نوشته خواهد شد.
این فصل تنها رقابت برای کسب جام نیست؛ رقابتی برای اثبات یک ادعاست. ادعایی که سالها از زبان مربیان داخلی شنیده شد؛ اینکه اگر فرصت برابر داشته باشند، میتوانند فوتبال ایران را با اتکا به دانش و تجربه خود اداره کنند. حالا زمان آن رسیده که این ادعا در زمین مسابقه ثابت شود، نه پشت تریبونهای خبری.
البته موفقیت مربیان ایرانی فقط با قهرمانی سنجیده نمیشود. شاید مهمتر از جام، کیفیت فوتبالی باشد که ارائه میکنند. آیا لیگ امسال شاهد فوتبال تهاجمیتر و مدرنتر خواهد بود؟ آیا تیمها صاحب هویت تاکتیکی مشخص میشوند؟ آیا جوانان بیشتری فرصت بازی پیدا میکنند؟ آیا مربیان ایرانی میتوانند از دل لیگ، نسل تازهای از بازیکنان را به فوتبال ایران معرفی کنند؟ پاسخ این پرسشها، آینده نیمکتهای فوتبال ایران را مشخص خواهد کرد.
از سوی دیگر، فشار روی نیمکت تیمهای بزرگ بیش از همیشه خواهد بود. هواداران …






