بحث بر سر جایگزینی حق طلاق با مهریه یا همزمانی اعطای حقوق برابر با محدودسازی ابزارهای مالی زنان، این روزها بیش از هر زمان دیگری در محافل حقوقی، اجتماعی و رسانهای مطرح شده است. هدف اصلی موافقان برابرخواهی حقوقی، ایجاد زیست جهانی مبتنی بر شراکت برابر و امنیت متقابل میان زن و مرد در زندگی مشترک است؛ اما در مقابل، خوانشی سنتی و محافظه کارانه مدام هشدار میدهد که اعطای حق طلاق به زن، کیان و بقای نهاد خانواده را در معرض فروپاشی قرار میدهد.
این گروه از منتقدان، با تکیه بر این فرضیه که تصمیمگیریهای زنان غلبهای احساسی و هیجانی دارد، بر این باورند که اختیار انحصاری طلاق باید همچنان در اختیار مرد باقی بماند. از نگاه آنان، مهریه نیز تنها باید در حدی تعیین شود که در توان مالی مرد باشد تا زن نتواند از آن بهعنوان یک ابزار فشار یا قدرت استفاده کند. برونداد چنین دیدگاهی، سلب کامل اختیارات قانونی زن مستقل پس از ورود به پیمان زناشویی و سپردن تمام ابزارهای حیاتی به مرد است.
پشتوانههای قانونی حق طلاق مردان و دشواریهای قضایی زنان …













