آرمان ملی
آرمان ملی در گزارشی نوشت:
مسعود پزشکیان در جلسه هیأت دولت خطاب به پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، جملهای گفت که شاید در نگاه اول تنها یک گلایه شخصی از تلویزیون به نظر برسد، اما در واقع میتواند موضوعی بسیار فراتر از اختلاف میان دولت و صداوسیما را مطرح کند.
او گفت تلویزیون نگاه نمیکند و هر وقت تلویزیون میبیند، اعصابش خراب میشود و آن را خاموش میکند. سپس این پرسش را مطرح کرد که اگر او، به عنوان رئیسجمهور و فردی که برای نظام کار میکند، چنین حسی نسبت به تلویزیون دارد، مردم چه نگاهی به آن دارند؟ این سخن را نباید صرفاً در حد یک شوخی یا گلایه روزمره رئیسجمهور از رسانه ملی تقلیل داد. پزشکیان در واقع یک پرسش مهم درباره نسبت رسانه رسمی با جامعه مطرح کرده است. اگر رسانهای که قرار است صدای حاکمیت و جامعه باشد، حتی برای مسئولان مستقر نیز آزاردهنده شده باشد، مشکل دقیقاً کجاست؟
انعکاس چهره مردم
البته روشن است که صداوسیما در اختیار دولت نیست، اما در این هم تردید نیست که صداوسیما قرار است آیینهای باشد که چهره مردم در آن انعکاس داشته باشد. آیا چنین است؟ آیا برنامههای تحلیلی و سیاسی صداوسیما میتواند انعکاس جامعهای باشد که در آن پزشکیان از مردم رای گرفته و به ریاست جمهوری رسیده است؟ اگر پاسخ مثبت است، در آن صورت باید پرسید چرا پزشکیان از صداوسیما گلایه دارد؟ اگر هم پاسخ منفی است، از صداوسیما باید پرسید چرا این روش را دنبال میکند تا ناخواسته در مقابل بخشی از مردمی قرار بگیرد که به پزشکیان رأی دادهاند؟ نگاهی به واکنش مردم در فضای مجازی کاملا روشن میکند که چه نگاهی نسبت به صداوسیما شکل گرفته است. هرچند باید تاکید کرد که صداوسیما موظف نیست بلندگوی دولت باشد و دولت مستقر، مانند هر نهاد دیگری باید مورد نقد قرار گیرد. حتی میتوان گفت رسانهای که نتواند عملکرد دولت را نقد کند، اساساً وظیفه رسانهای خود را به درستی انجام نمیدهد. با این حال این فقط یک سوی ماجراست و سوی مهمتر همان است که باید روشن شود صداوسیما چقدر به خواست و میل رایدهندگان نزدیک است یا از آن فاصله دارد؟
داوری عادلانه …













