
آرمان امروز
دکتر مهدی یونسی رستمی در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
هیچ تمدنی، نخست با ویرانی شهرهایش سقوط نکرده است؛ سقوط هر تمدن، از ویرانی واژههایش آغاز شده است
پیش از آنکه دیوارهای یک سرزمین فرو بریزد، گاه حرمتهایش فرو میریزد؛ پیش از آنکه دشمنی از مرزها عبور کند، ابتذال از مرزهای اخلاق عبور میکند؛ و پیش از آنکه ملتی چیزی از خاک خود ببازد، ممکن است چیزی از نجابت گفتوگو و شکوه فرهنگ خویش را از دست بدهد.
واژه، فقط واژه نیست؛ شناسنامه فرهنگ یک ملت است.
آن روز که دشنام جای دلیل مینشیند، تحقیر جامه نقد میپوشد و هیاهو بر مسند اندیشه تکیه میزند، پیش از آنکه کسی شکست خورده باشد، اخلاق شکست خورده است. هیچ عقیدهای با ناسزا مقدستر نمیشود، هیچ حقیقتی با شکستن حرمت انسانها قامت نمیکشد و هیچ مردی با کوچککردن دیگری، بزرگ نمیشود.
دکتر مسعود پزشکیان را نقد کنید؛ سخت، صریح و بیملاحظه. از او سؤال کنید، دولتش را به محک بگذارید و برای تصمیمهایش پاسخ بخواهید. این حق مردم است و تکلیف قدرت .
اما میان نقد و هتک حرمت، مرزی است به باریکی یک واژه و به سنگینی شرافت یک ملت .
رئیسجمهور فقط صاحب یک منصب نیست؛ بر شانه رأی مردمی ایستاده است که با همه رنجها و گلایههایشان انتخاب کردهاند. آنجا که نقد پایان مییابد و تحقیر آغاز میشود، دیگر تنها حرمت یک شخص شکسته نمیشود؛ حرمت رأی مردم جریحهدار میشود.
من اما برای دفاع از یک کرسی قلم به دست نگرفتهام. دولتها میآیند و میروند و قدرت، هر اندازه بلند، سرانجام از شانه آدمیان فرود میآید.
سخن من از چیزی است که با رفتن قدرت نمیرود: شرافت.
سکوت همیشه نشانه نجابت نیست؛ گاهی در بزنگاههای تاریخ، سکوت یعنی تنها گذاشتن حقیقت در میانه میدان.
و من نیامدهام حقیقت را تنها بگذارم. آمدهام سخنم را به محکمهای بسپارم که نه از فریاد میهراسد، نه فریب قدرت میخورد و نه در برابر غوغا سر فرود میآورد:
محکمه تاریخ .
برای داوری منصفانه، تنها نباید به نام مردان نگریست؛ باید روزگاری را نیز دید که بر شانههای آنان گذشته است.
دولت مسعود پزشکیان، دولت روزهای آرام …
