
پشت اعداد سرد و بیروح مرکز آمار ایران، واقعیتی پر از رنج روانشناختی رخنه کرده است.دادههای رسمی بهار ۱۴۰۵ از نابودی ناگهانی ۴۵۰ هزار شغل حکایت دارند؛ اما شوک اصلی در لایههای عمیقتر پنهان است، جایی که در کوتاهمدت، ۶۳۰ هزار شغل صنعتی به عنوان ستونهای ثبات معیشتی جامعه فرو ریختهاند.سقوط سهم صنعت از بازار کار به ۳۱ درصد، صرفا یک جابه جایی سرمایه نیست؛ بلکه تبدیل کارخانهها و کارگاهها به سولههای خاموش، به معنای قطع پیوند صدها هزار نفر با هویت اجتماعیشان است.در همین حال، جهش ۱.۸ واحد درصدی نرخ بیکاری رسمی و ثبت رقم ۹.۱ درصد، در کنار صعود بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال به نرخ تکان دهنده ۲۳.۴ درصد، سقف آرزوهای نسل جوان را آوار کرده است.
کاهش نرخ مشارکت اقتصادی به ۴۰.۷ درصد، نشانهای آشکار از یک اپیدمی اجتماعی است.«سندرم ناامیدی متقاضیان» و این یعنی بخش بزرگی از نیروی کار، به ویژه زنان که با پدیده محرومیت مضاعف و مردانهتر شدن اشتغال روبهرو شدهاند، …












