تحولات همزمان خاورمیانه نشان می دهد که منطقه غرب آسیا در حال ورود به مرحله ای است نو؛ مرحله ای که در آن، منطق جنگ مستقیم و فشار حداکثری به تدریج جای خود را به ترکیبی پیچیده تر از چانه زنی ژئوپلیتیک، فشار اقتصادی، جنگ روایت ها، دیپلماسی بحران و تلاش برای بازسازی نظم امنیتی منطقه می دهد. این تحول به معنای پایان منازعه نیست، بلکه نشانه شکل جدیدی است از منازعه. اگر در مرحله پیشین، قدرت نظامی ابزار اصلی تحمیل اراده بود، اینک توانایی تبدیل دستاوردهای نظامی به اهرم سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک اهمیت یافته است. سخنان مسعود پزشکیان درباره ضرورت پایان یافتن جنگ در یک مقطع مناسب، آن هم در شرایطی که ایران خود را در موقعیت عزت و قدرت می بیند، در این چارچوب قابل تحلیل است. اهمیت این موضع تنها در دعوت به پایان جنگ نیست، بلکه در تغییر معیار سنجش پیروزی نهفته است: پیروزی نظامی زمانی معنا پیدا می کند که …













