در روزهایی که نام عادل فردوسی پور دوباره به موضوع بحث عمومی تبدیل شد، همدلی معنادار مردم نشان داد، مساله فقط یک مجری، یک رسانه یا بستن یک برنامه ورزشی نیست. آنچه حساسیت آفرید، جایگاه گروهی از شهروندان است که نه در صف مخالفان نظام قرار می گیرند و نه حاضرند صرفا تاییدکننده همه تصمیم ها باشند. این همان طیف خاکستری جامعه است که دوام و تعادل هر نظام سیاسی، بیش از آنکه به دو سر طیف وابسته باشد، به حفظ و اقناع آن وابسته است. قدرت واقعی حکمرانی، در افزایش شمار مخالفان نیست، در حفظ اعتماد آدم های خاکستری است. حفظ سرمایه هایی مانند عادل و هر انسان رسانه دیگری که اعتبار حرفه ای و اعتماد اجتماعی اش فراتر از یک فرد، به یک سرمایه ملی تبدیل شده، دفاع از یک شخص نیست؛ دفاع از سرمایه اجتماعی کشور است، چون افکار عمومی از خلال نحوه رفتار با او، شیوه حکمرانی را ارزیابی می کند و هرگاه بخش مهمی از جامعه احساس …







