ویکتور هوگو در سال 1862 شاهکاری به نام بینوایان را به وجود آورد تا به جهانیان نشان بدهد اکسیرها می توانند انسان های زنگار گرفته را هم به طلا مبدل کنند. اکسیر را در فرهنگ واژگان به اصلاح گر و ماده ای که می تواند ماهیت اجسام را تغییر بدهد معنا کرده اند، اما باید دانست اکسیرها همیشه ماده نیستند و گاهی روان های پالایش یافته نیز می توانند عملکردی تغییر دهنده داشته باشند، منتها گاهی فرآیند تغییر در بستر آرام و آسان به پیش نمی رود و سختی هایی لازم است تا زمینه زایشی را مهیا کنند. شخصیت اصلی در رمان بینوایان مجرمی است از زندان آزاد شده به نام ژان والژان که به علت دزدیدن یک قرص نان به حبس با اعمال شاقه محکوم شده بود و پس از تحمل 19 سال زندان، راهی جامعه می شود و سختی های تحمل شده باعث می شود تا با اکسیری روحانی مواجه شود و زایشی صورت بگیرد که نتیجه آن شکوفایی زندگی خود و دیگران باشد. این …







