یکی از مشکلات مزمن در اداره اقتصاد، نه کمبود تصمیم، بلکه کوتاه بودن افق بسیاری از تصمیم هاست. در مواجهه با یک مساله، معمولا نخستین پرسش این است که چگونه از شرایط فعلی عبور کنیم؟ چگونه کسری امروز را جبران کنیم، فشار این ماه را کاهش دهیم یا بازار را موقتا کنترل کنیم؟ اما پرسش مهم تری که کمتر در مرکز تصمیم گیری قرار می گیرد این است که اثر همین سیاست، چند ماه و چند سال بعد چه خواهد بود. کشور را نمی توان صرفا با حل مسائل روزمره اداره کرد. هر تصمیم اقتصادی امروز، بر رفتار مردم، بنگاه ها و سرمایه گذاران اثر می گذارد. تصمیمی ممکن است در کوتاه مدت یک مشکل را کاهش دهد، اما همزمان هزینه ای ایجاد کند که چند سال بعد آشکار شود. تفاوت میان مدیریت روزمره و حکمرانی دقیقا در همین نقطه است؛ اولی می پرسد چگونه امروز را پشت سر بگذاریم و دومی باید بپرسد این تصمیم، فردای کشور را به کدام سمت می برد؟ نمونه روشن این …







