در چنین وضعی، وفاداری به حقیقت فقط یک فضیلت حرفه ای نیست، بلکه نوعی ایستادگی اخلاقی است. این وضعیت، برای من، بی شباهت به تجربه همنشینی ام با سرطان نیست. بیماری سخت نیز انسان را در موقعیتی از عدم تعین و بی قراری قرار می دهد؛ زمان را دگرگون می کند، بدن را از بداهت می اندازد و آدمی را وامی دارد که معنای امید، دوام و تاب آوری را از نو بفهمد. از این حیث، روزنامه نگار و همنشین سرطان، هر دو، در وضعیتی تعلیقی به سر می برند؛ یکی در برابر خبر و رخداد نامعین و ناتمام و دیگری در برابر درمان مبهم و نامعلوم و در هر دو حال، آنچه آدمی را پابرجا نگه می دارد، تنها توان فردی نیست، بلکه شبکه ای از مراقبت اخلاقی، همدلی انسانی، معناداری معرفتی و اعتماد اجتماعی است.
3) از همین جا مفهوم اخلاق مراقبت برای من در فهم روزنامه نگاری اهمیت پیدا می کند. اگر روزنامه نگاری را تنها به انتقال اطلاعات فروبکاهیم، بخش …







