قیمت طلا امروز




 روزنامه همدلی / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

مغلطه‌شناسی در تحلیل پیوندهای اجتماعی - همدلی

فرهاد امام‌جمعه پژوهشگر اجتماعی نظر به یادداشت و مقاله بنده در هفته‌های گذشته گذشته تحت عنوان: پیوندهای اجتماعی، قوام و تقویت در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۲ در همین روزنامه- با عنایت به درک برخی فضاهای تبلیغاتی فراعقلانی و پروپاگاندی غیرواقع گرا، لازم است از منظری دیگر به چالش‌های بنیادی نهفته در راه قوام و دوام پیوندها [ ]
 مغلطه‌شناسی در تحلیل پیوندهای اجتماعی - همدلی
فرهاد امام‌جمعه پژوهشگر اجتماعی

  نظر به یادداشت و مقاله بنده در هفته‌های گذشته گذشته تحت عنوان: “پیوندهای اجتماعی، قوام و تقویت” در تاریخ ۱۴۰۵/۴/۲ در همین روزنامه- با عنایت به درک برخی فضاهای تبلیغاتی فراعقلانی و پروپاگاندی غیرواقع گرا، لازم است از منظری دیگر به چالش‌های بنیادی نهفته در راه قوام و دوام پیوندها و همبستگی اجتماعی پرداخته شود. هر چند که به این چالش‌ها تمرکز کرده و در صدد کاهش و حذف آنها برآییم بدون شک، نقش و تاثیر به سزایی در میدان قوام و دوام پیوندهای اجتماعی جامعه ایران ایفاء خواهیم کرد. از جمله این چالش‌ها‌ عبارتند از :

1– بحران بینش روش شناسی: اکثر مردم عادت دارند(خواسته ناخواسته) که جزء را به کل تعمیم و تسرّی بدهند – حال آن که در کل جامعه( شهر، کوی و محله‌ها و خیابان‌ها و..) جریان‌ها و مسائل واقعی رهگذر است که هیچ ارتباطی و نشانی با جزء یک گروه یا به عبارت بهتر یک جمع و جماعت مقطعی ندارد. کف میدان شهر آن است که زبان گویا و حال جاری مردم شهر و جامعه در همه جا و همه صحنه‌ها و پویش‌های کنش و واکنش در احساس رضایت عمومی و تامین نیازها و تعادل در تعاملات ارتباطی باشد. به تعبیر گورویچ : گزارش واقعی و عینی آن است که دلالت بر بازتاب “واقعیت تام اجتماعی ” باشد. بنابراین از کل، باید نمودها و پدیدارهای گوناگون و انبوه را در لایه ها و اقشار و نواحی متفاوت جامعه برداشت کرد. سپس برآوردی تقریبی از یک روند و جریان را در باره فلان موضوع یا مساله مانند همنوایی اجتماعی و یا رنجش عمومی و.. را نشان داده و مورد تحلیل و بحث قرار داد- نه آن که وقتی ببینیم در یک نقطه یا چند میدانی از شهر “گل کاری” شده، قضاوت نماییم همه شهر و جامعه پر از گل و ریحان مصفا شده است! در حالی که واقعیت اینگونه نیست. ۲– مغلطه دیگری که راه رسیدن به پیوندهای مستحکم و ثابت اجتماعی را دچار تزلزل و بحران و حتی انسداد می کند اغماض و کتمان “مسائل اجتماعی ” اساسی است که به انحاء مختلف و بسیار آشکار و جدی گریبان جامعه را فراگرفته و بر ساحت احساس تعلق(پیوند)، و هویت اجتماعی مردم اثر گذاشته است. وقتی جامعه ای به شدّت از مسائلی چون: فقر – بیکاری – اعتیاد – سرگردانی قشر جوان در کوی و برزن شهرها – طلاق – کودکان و زنان بی سرپرست- انواع تعارضات و خشونت های خانوادگی و…، و مشکل پرآسیب گونه‌های دردناکی از” فساد اجتماعی” رنج می‌برد، سونامی این مسائل درمانده و بهم پیچیده همواره بر حریم قوام و دوام پیوندهای اجتماعی جامعه و شهرها ضربه و صدمه‌های جبران ناپذیر می‌زند. ای کاش و بسی جای امید است آن اقشاری که مدعی اعتقاد به ارزش‌ها و باورهای مذهبی و معنوی هستند قدری با حقیقت دین(توحید افعالی و صفاتی و..)، هم‌زبان و همدل می‌شدند و توان شان را متمرکز و بسیج واقعی و صالح می‌کردند برای کاهش و تعدیل خسران‌ها و مسائل اجتماعی بیان شده. تا جامعه ایران به سمت تعادل، آرامش و ثبات و رشد واقعی تمایل پیدا کند. دل سوزان راستین جامعه قاعدتا اگر مایل به خودآگاهی مومنانه هستند باید مراقب ” مهندسی فقیرسازی” جامعه باشند. زیرا با گسترش بی‌رویه و متعارف این پروژه می‌بینیم بسیاری از مردم به علّت تحمل درد فقر و ترس از فقر، تن به همه نوع مذلّت و خواری می‌دهند؛ و به جای این که بازیگر زندگی خویش در انجام وظایف نقش خود باشند بی‌اختیار تبدیل به بازیچه شدگی و آلت دست اغراض و منویّات نامشروع اغیار و بیگانگان می‌شوند. 3- مغلطه دیگری که در راه رسیدن به پیوندهای مستحکم و ثابت اجتماعی را دچار بحران و انسداد می کند اغماض و کتمان برخی “مسائل فرهنگی” بنیادی است که به انحاء مختلف و بسیار جدی در حال تاثیرگزاری است. مسائل فرهنگی با مسائل اجتماعی اگرچه درهم تنیده‌اند ولی از هم متفاوتند. مساله اجتماعی بر ساحت انسجام و پایداری پیوندهای اجتماعی صدمه و لطمه وارد می‌کند؛ ولی مساله فرهنگی بر ساحت زبان و حس (روحیه) مشترک اعضاء یک جامعه ( خانواده، سازمان و اداره، مدرسه و دانشگاه، شهر و روستا و..) ضربه‌های متلاشی کننده‌ای وارد می‌کند. به نحوی که می‌بینیم بسیاری از اشخاص: زبان هم را نمی‌فهمند، و یا نسبت به هم بیگانه و بی‌تفاوت‌اند، با هم‌اند ولی تنها هستند، نسبت به هم احساس مسئولیت نه تنها نمی‌کنند بلکه دست شان برسد برای آزار و به حاشیه راندن یکدیگر طرف و تقلاء می‌کنند، و در برابر هم به صورت‌های مختلف، رجزخوانی و خط و نشان خشونت بار می‌کشند. از منظر رفتارشناسی تحلیلی و ژرفانگر هیچگاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمی‌کند. این انسان آزاردیده است که آزار می‌رساند. زخم‌خورده‌ها علاقه عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند، آن‌ها از عزت‌نفس پایینی برخوردارند، میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس دیگران دارند و تو( انسان) هیچ‌گاه کنار آن‌ها بزرگ نمی‌شوی، فقط تحقیر می‌شوی؛ چون یک فرد ناسالم، هرچیز در اطرافش را بیمار می‌کند(کارل،گوستاو،یونگ ). با این وصف در چنین جامعه‌ای، بدیهی است که احساس اعتماد و همبستگی در چنین جامعه‌ای به شدت سقوط می‌کند. یکی از عرصه‌های امید اجتماعی که قشر باورمندان دینی علاوه بر تظاهرات صوری و خیابانی در هیات‌ها و جریان برنامه‌های شان قدری فروتنی، صداقت و پارسایی واقعی را برای بازشناسی و حل مسائل جدّی فرهنگی، مشورت تخصصی داشته و با دانش افزایی شان به نحو هماهنگی بدانچه اعتقاد می‌ورزند عمل کنند؛ و راه وحدت و معرفت به آیات و نشانه‌های روشن و پر خبر خداوند را پیشه می‌کردند تا از تاثیر ویرانگر مسائل فرهنگی-اجتماعی دان قرار که در بالا اشاره شد، بکاهند. بهترین جهاد اکبر و با برکت آن است که مردم بیاموزند و تمرین کنند به جای زبان بر چسب، تهدید و ایجاد ترس و نگرانی، زبان وحدت و دلگرمی را احیاء کنند تا بسیاری از افراد و لایه‌های جامعه به سمت و سویشان به پیوندند؛ و ما شاهد قوام و دوام پیوندهای اجتماعی مستحکم و رو به رشد و توسعه آن باشیم. ۴- مغلطه غفلت از نهادها و سازمان‌های اجتماعی: گردش حیات یک جامعه مانند اعضاء و جوارح بدن به توسط بازوها و نیروهای قابل و توانایی است که می‌توانند با اقبال، توانگری و آگاهی لازم به انجام وظایف خود در عرصه سازمان‌ها و نهادهای مهمی چون خانواده، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، دین، هنر و فرهنگ عمومی، سازمان‌های مسئول تامین رفاه و امنیت اجتماعی، سازمان‌های متولی نیازهای زیرساختی مانند آب، برق، گاز، مخابرات(تلفن و اینترنت)، و فروشگاه‌های تهیه و توزیع ارزاق، نان و باقی خوراکی‌ها و میوه‌ها و.. بپردازند. حال اگر جوّ غالب یک جامعه و شهری ایجاد موج و موج سواری برای یکسری فعالیت‌های سیاسی توسط جماعت‌های نمایشی و.. باشد بدیهی است که تمرکز و توجه به عملکرد سالم و صالح دیگر سازمان‌ها و نهادهای اجتماعی، علمی و فرهنگی تقلیل یافته و تنزل پیدا می‌کند. به همین دلیل می‌بینیم که توجه کارشناسی و راسخ به مساله تعلیم و تربیت، خانواده، رسیدگی به مسائل اجتماعی، روانی و فرهنگی مردم، کیفیت زندگی و سلامت اجتماعی شهر و.. از بین رفته و هیچگونه نشانی از اهمیت و اولویت دیده نمی‌شود. به همین دلیل بسیاری از نگرانی‌ها، بحران‌ها و احساس رنج و استرس مردم در فضای عمومی در حال گسترش و افزایش دیده می‌شود. از این رو جامعه ایران به شدت برای بررسی، وارسی و بازشناسی گردش کار سازمان‌ها و نهادهای مهم اجتماعی جهت کاهش مسائل و احساس رنج مردم نیاز به مشاوره و خدمت توانای محققان صدیق جامعه شناسی دارد. به امید آن که روزی روزگاری، مدیران کشور به بلوغ قدردانی بهره وری از این انرژی نهفته و بسیار ضرور پی ببرد و بدین مهم، عامل باشد. ۵– مغلطه نگرش‌های تک بعدی: یکی از مغلطه‌هایی که در حوزه عمومی فرهنگ و جامعه امروز به صورت‌های مختلف دیده می‌شود – و نص ادبیات صاحبنظران معنوی و علمی جهانی آن را همواره زنهار داده و مورد ارزشیابی، تذکر مراقبت و نقد قرار می‌دهد- مساله ” تله‌های از خودبیگانگی” است. در فرایند از خودبیگانگی، شخص آن چنان از خود “بی‌خود” می‌شود و در این بی‌خودشدن، “عادت” می‌کند که قوه تعقّل، تفکّر، و کسب آگاهی خود را در ابعاد و جوانب مختلف از دست می‌دهد. از این رو ناخواسته تبدیل به مهره‌ای می‌شود در دست و اختیار آن سوژه وابسته شده یا مورد علاقه. تذکر و توصیه بزرگان دینی و معنوی است که: “اگر دین ندارید، ولی آزاده باشید.”(پیام امام حسین ع) و این که: امام علی (ع) در وصیت‌نامه‌اش به امام حسن مجتبی(ع)، آزادی شخصی را با آزادی تکوینی از سوی خداوندگر ه می‌‌زند و می‌‌فرماید: “بنده دیگری مباش، که خدا تو را آزاد آفریده است.” و سخن پیامبر گرامی اسلام (ص): “یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت عاری از تفکّر”. همه این یادآوری‌ها و معانی ناظر بر همین نکته است که هر انسان و جامعه سالم و رو به رشدی نمی‌تواند خود را “فریز” و در بند یک شخص، و یا اسطوره و یا تبلیغات یک جانبه یک رسانه و سازمان و دستگاه پروپاگاندی کند. اگر ذهن و فکر فرد و جامعه به حالت فریز شدن، تک بعدی نگریستن و قالبی شدن بیافتد به طور قطع توان تفکّر و شناخت برای فهم و حل مسائل و پویش آزاد و رستگار روحیه برای بدست آوردن حقایق ناب سرشار از انرژی همت، برکت، رستگاری، آرامش، گشایش و کاهش دردها و رنج ها محروم می‌کنند. عاقبت این جریان چه تاثیری بر صورت و ماهیت “پیوندهای اجتماعی” دارد؟ تاثیرگذاری بسیار زیاد است. زیرا انسانی که درگیر مشکل ذهنی-روانی فریز شدن تک بعدی و قالبی شدن در نحوه نگرش می‌شود تنها می‌تواند با هم جنس‌های خود ارتباط داشته باشد؛ و با هر گروه و قشر و اشخاصی که خارج از محدوده قالب ذهنی-باوری شان باشد، نمی‌توانند و نمی خواهند ارتباط هماهنگ و پویایی داشته باشند. از این رو می‌بینیم بسیاری از پیوندهای اجتماعی، روحیه انسجام و همگرایی نه تنها مخدوش شده و از بین می‌رود بلکه زمینه برای بسیاری از تنش‌ها و تعارض‌ها و اختلافات میان فرهنگی- اجتماعی نیز فراهم می‌شود. بنابر این اگر قصد داریم زبان وحدت و همگرایی در جامعه ما در حوزه عمومی شکل گرفته و رونق پیدا نماید نیاز هست دچار “مغلطه فریز شدن” و تک بعدی نگریستن و همه امور را از زاویه سیاست و حکومت و قالب قدرت دیدن و خود را از هر جهت توجیه کردن و عاری از خطا دانستن قلمداد نکنیم. بر این پایه می‌توان با بسیاری از همنوعان، هموطنان و اقشار و لایه ها و گروه‌های گوناگون تبادل نظر کرده تا به بهترین اندیشه‌ها و سیاست‌ها و اقدام‌های حسنه و شایسته برای توسعه و عمران جامعه در بستر قوام و دوام پیوندهای اجتماعی رسید. در چنین فضایی از زیست اجتماعی می‌شود نوعی واقعی از فرهنگ جمهوری، و دموکراسی اجتماعی را تجربه کرد به معنای قدردانی و بهره وری از رای و نظر و مشارکت مردم در راستای صیانت از حقوق و منافع ملی اقسام گروه‌ها، اقلیت‌ها و اقوام گوناگون که به صورت‌های متنوع در جامعه ایران داریم. اگر زندگی و روابط اجتماعی-مدنی، انسان‌ها را از خود بی خود کند؛ و از خود، دور و بیگانه کند به نحوی که آنها را “وابسته” به شخص و یا گروه خاص کند در این صورت(ناخواسته) شخص اجتماعی در زندگی مدنی و شهروندی با حقیقت فردیّت خویش در تضاد و تعارض قرار می‌گیرد. و از درون دچار فروپاشی و شکستگی می‌شود. یکی از مهم‌ترین دردهای مخفی و بسیار ویرانگر بشری، گرفتاری به تضادهای درونی حل نشده است. تعارض و شکست درونی، در واقع به شکست و بهم ریختگی( بیرونی) توان و کردار مدنی و فرهنگ تمدن‌ساز انسانی منجر می‌شود. حقیقت فردیت هر انسانی چیست؟ هویت فردیت هر انسانی، خلقتی متفاوت و منحصر بفرد است، و دراصالت و سرشت روحی- وجودی او ریشه دارد. همان سیستم سوپر ارگانیک و نرم افزاری هر انسانی است که زیربنای چرخه حیاتی سیستم‌های سیّال جسمانی، ذهنی، روانی، مغزی، عقلی، و خود اجتماعی، و فرهنگی اوست. این زیربنا اگر به هر علّتی، دچار تضاد و اختلال، درهم شکستگی، وابستگی و عدم استقلال وجودی، تزلزل و یا حذف شدگی قرار بگیرد در واقع منشاء بسیاری از عوارض، فرسایش‌ها و حتی احتمال هلاکت شخص می‌شود. وابستگی غیر از مقوله و روحیه ادب اخلاقی و احترام و مدارا در معاشرت‌ها و روابط اجتماعی است. وابستگی باعث دخل و تصرف در سیستم روحی و پاره‌های وجودی آدمی می شود. وابستگی در سیستم فرماندهی ناخودآگاه و نهادی شخصیّت، نفوذ و سرایت می‌کند؛ و بسیاری از سوگیریهای کرداری، کنش‌گری و رفتار اجتماعی را در اختیار خود قرار می‌دهد. اما عمدتا امر یا سوژه وابستگی با آن بخش اصلی( original) روح انسانی متشابه و هماهنگ نیست. زیرا در خلقت، همه انسان‌ها بر مدار و استعداد متفاوتی خلق شده‌اند. اصولا موج و جریان وابستگی و وابستگی ساز نمی‌تواند تفاوت و کثرت حالات و سلایق را درک کند و احترام بگذارد. وابستگی با آزادی و آزادگی، مشکل ذاتی و نهادی دارد؛ و آشکار و نهان می‌خواهد آن (آزادی..) را از میان برده و هلاک کند. وابستگی به دنبال پیرو، تابع، و حل شدن جزء یا فرد در کل(برساخته) و ذوب شدگی فردیت انسانی هست، و نمی‌تواند استقلال و فردیت انسانی را تحمّل کند. جنبش‌های آزادی خواه و نوگرا، مبتنی بر مدرنیته و مدرنیسم اصولا گرایش به هستی با استقلال شخصیت و نهاد انسانی دارند- و با هر گونه جریانی که مناعت، عدم وابستگی و آزادگی روح انسانی را تقلیل داده و یا مانع بشود سر سازگاری ندارند. در سرچشمه‌های ناب متون معنوی و محضر فرزانگان تکامل یافته و راستین دینی، همواره تاکید بر توان گری استقلال و اصالت آزادگی و عدم وابستگی آدمی شده است- و پارادایم تحقیر و ذوب کردن انسان‌ها و هضم آنها در یک مکتب مانند صوفی گری، کالونیسم و…همواره مردود بوده است(اشاره به داستان مهم خر برفت در کتاب شریف مثنوی معنوی). و همیشه تاکید بر تقدم و اصالت و اولویت مستمر “خودشناسی”، و تقویت قوای نهادی فردیّت انسانی می‌شده است. زیرا باور و پارادایم اصلی این بوده است که خداوند(خالق حکیم) آدمی را موجودی آزاد خلق کرده است- نه وابسته. انسان در تجربه زیسته آزادگی می‌تواند خود را بشناسد نه در وابستگی. در وابستگی ناگزیر از سلب اختیار، ازخود بیگانگی، تعارض درونی و صفر کردن قوه تفکر و اندیشه حل مساله می‌شود، و از این رو هیچگاه نمی‌تواند احساس مسئولیت و کسب نقش‌های فعال و محقق خلّاق کند. آن مقولات کلیدی که در ادبیات دینی دال بر “عبودیّت” و “تسلیم شدگی” مسلمان و مومن بیان شده آیا با منطق آزادگی و عدم وابستگی و… در روح و فردیّت رو به توسعه و کمال انسانی مغایرت دارد؟ اطاعت از خدا و رسول به معنای در بند شدن و سلب اختیار و وابستگی تمام عیار می باشد یا خیر؟ در فرهنگ سنتّی، روستایی و عشیره‌ای و نیز ارباب – رعیتی، عبودیت و تسلیم شدگی ایمانی-مذهبی این معنا را القاء می‌کند که فرد باید در برابر هر آن چه برای او در زندگی پیش می‌آید تابع، هضم شده و مقیّد و وابسته باشد؛ و حق اعتراض، سوال و انتخاب متفاوت ندارد اگر می‌خواهد بقاء داشته و سرکوب یا حذف نشود. ولی از نگاه نو و بازنگری عمیق باطنی، عبودیّت و تسلیم شدن به معنای صفر کردن اندیشه، سوال، تحقیق، انتخاب و گزینش‌های متفاوت و خلاق نه تنها نیست بلکه معنای عبد و بندگی کردن از هر آنچه آگاهی‌های نو به نو، متغیّر و تازه‌ای است که هر فردی، نیاز به حق دارد، و باید بدست آورد تا بهتر بتواند خود را با سازوکار زندگی منطبق و هماهنگ کند. بنابراین در برابر گستره وسیع و عظیم تجلّی نور خالق کریم آفرینش(از درون و برون) قرار گرفته و آن قسم آگاهی تابنده‌ای که با شمع وجود هر شخصی در حقیقت هماهنگ هست را کشف کرده و به حیات صادق، پویا و رو به رشد خویش ادامه می‌دهد. هر روح انسانی چون پیمانه‌ای است متفاوت که نیاز دارد از ساغر زندگی و فرهنگ بشری آن خوراک و غذای خاص خود را برداشت، کاشت و داشت و زراعت کند تا به بار و ثمر برسد. گندم از گندم بروید، جو ز جو. نمی‌شود گندم بکارید انتظار برنج داشته باشید. هر دانه‌ای، گیاهی و نهالی، ویژگی و خاصیتی دارد که قابل تطبیق تحمیلی بر دیگری نیست. نمی‌شود نهال درخت توت را با نهال درخت گیلاس به یک شکل و محتوی، قباس کرده و متشابه دانست. هر کدام یک منطق و ویژگی متفاوت دارند اگرچه هر دو درخت میوه هستند. اطاعت از خدا یعنی اطاعت از نور. زیرا خداوند نوری است در آسمان‌ها و زمین جاری. تنها انسان آگاه و روشن ضمیر است که می‌تواند این نور را شناسایی و از ثمرات و برکات آن بهره‌برداری کند. انسانی که از خود به دور و بیگانه باشد به طور قطع نمی‌تواند به آگاهی از نور الهی که در زندگی حاضر و جاری است برسد. انسان وابسته که در واقع از فکر و اندیشه و روح آزاد فارغ می شود توان سیر و پروازش را از درک آگاهی ها و قوانین جاری هستی از دست می دهد. بنابر این خداوندی که به انسان توان تفکر و اندیشیدن عطا کرده محال است خلاف صنعت خلقت خویش عمل کند و نخواهد اندیشه و جان مخلوق خود را آن چنان در بند و درگیر اطاعت محض نماید که او از امواج و انوار رحمت و عشق جاری زندگی با خبر نشود. رسولان الهی، انسان‌های رشدیافته روحی و باطنی هستند که به مقام بعثت و برانگیختگی این فهم و ادراک انوار الهی که در زندگی جاریست، رسیده اند؛ و برای توسعه روح و اندیشه انسانی انتقال خبر نموده اند تا انسان- هر انسانی بر حسب” استعداد، ظرفیت روحی و درک خویش”، خود را از سیر و گردش وابسته و تعلّق در عالم کثرات و جزئیات عالم ماده، و روان – و ذهن سیّال، هر چه بهتر و سریع تر به عالم وحدت خاطر( روح و اندیشه و..) برساند. انسان مومن چون روح عاشقی است که همواره معشوقش را می خواهد و می‌بیند. گاه به دلیل هجر او در ظلمت و تاریکی رفته و گاه از حس وصال و ذکر او به وجد و سرور و دلگرمی می رسد. انسان ابتدایی حواس پرت چون موجود غافل، ناتوان و سرگردانی است، نمی تواند نور زندگی، برکت و کیفیّت زندگی و آگاهی درست و خالص زندگی را از کجا بجوید؛ و نمی داند از چه منشور یا فضایی طلب کند که او را آزاده و توانا کند. اما انسانی که به ” نور” می‌رسد و می‌داند که هر روز و هر نفس، و هر لحظه زندگی نیاز دارد صفحه دل جاذب خود را روشن(off نباشد) کند تا نور یا همان آگاهی ناب سازنده و حلال مسائل و رهایی بخش را بیآبد. چنین انسان موحّدی- که اصولا نمی‌تواند موحّد نباشد- اگر شخصی وابسته، ترسان و لرزان و متکی باشد نمی‌تواند خود را در زیستن انسانی بیآبد و موفق باشد. از این رو انسان مومن، انسان رند، تیز و چابک و فرزانه‌ای است که به هر نفس و هر دم، آگاه به ارتزاق نور زندگی در خویشتن است؛ و چنین حال حقیقی- واقعی در صورتی عاید می شود که شخص از روحیه و تربیتی آزاده و مستقل، و جاذب مستمر آگاهی و نور گره گشای زندگی برخوردار باشد. با چنین رویکرد بنیادی و شناختی است که بزرگان معنوی، اشعار کلیدی و مهمی را از خود به یادگار گذاشته اند از جمله : بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زرهر چه جز عشق خدای احسن(همان نور)است گر شکر خواریست آن جان کندن است.. ترکیب حس آزادی و آزادگی با عشق راستین به ساحت نور و آگاهی دم به دم، از انسان موجود توانمندی می سازد که سامان هر گونه وابستگی و از خودبیگانگی را می شکند. و او را به حریم روح مطلق و مستغنی و خلاق زندگی مقرون و نزدیک می سازد. انسان به ایمان رسیده، یقین دارد زیربنای زیست انسانی همان نور جاری زندگی است. نوری که اگر لحظه ای موج آن در هستی قطع بشود جهان در ظلمت و تاریکی محض و انهدام فرو می‌رود. از این رو انسان آگاه(ایمانی) چون آن نور و موج انرژی آن را حس میکند و می بیند می تواند با خیال راحت، پرهیز از هر گونه تردید، دلهره، وابستگی عاجزانه، غم و ترس و ناامیدی، سرشار از دلگرمی و نور عشق به زیست و تکامل روح و توان خود بپردازد. خلاصه کلام و آنچه تا کنون گفته شد اینکه مغلطه(مشتبه سازی )، مفهومی است بر وزن همان سفسطه که با صراحت بیان می‌کند گوینده یا نویسنده، قصد و هدف بر این دارد که تصورات کاذب و استدلال نمایی خارج از فضای حقیقت- و واقعیت را به جای حقیقت یا نظریه ای علمی، معرفی و موجه جلوه بدهد. از این لحاظ باید مراقبت آگاهانه داشته باشیم که در مسیر شناخت و بازسازی پیوندهای اجتماعی دچار اغفال ترفندها و ندانم کاری‌ها و حماقت‌های آنتی تز و متضاد قوام و دوام پیوندهای اجتماعی نشویم. در این مقاله، محورها و کدهای کلیدی بیان شد تا نشان داده شود چگونه سامانه پیوندهای اجتماعی که مهمترین نیاز و رکن سلامت، اعتدال، ثبات، و توسعه اجتماعی جامعه امروز است، ممکن است در ورطه ی مغلطه و فرسایش اساسی قزار بگیرد؛ و اگر با ارتقاء آگاهی عمومی و فرهنگ کار متولیّان هر نوع نظامی بدین کدها و محورها مراقبت پیوسته مدنظر باشد احتمال تقلیل و انهدام سامان پیوندها و انسجام واقعی و کارآمد اجتماعی بسیار کم می شود. امید است این متن زمینه ای را فراهم نماید تا دیگر محققان و روشنگران خادم فرهنگی و اجتماعی بکوشند نظرات منبسط و راهبردی-کاربردی ارزنده و توسعه یافته‌ای را بیان کنند.



 تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟

اقتصادنیوز: در هفته‌های اخیر، کتاب «حرامزادگان هایک؛ نژاد، طلا، ضریب هوشی و سرمایه‌داری راست افراطی»، نوشته کوئین اسلوبودیان، مورخ و استاد دانشگاه بوستون، مورد توجه رسانه‌های چپ‌گرای فارسی زبان قرار گرفته است. این تاریخدان، به سیاق پژوهش‌های پیشین خود، می‌کوشد دو اقتصاددان لیبرال کلاسیک، فردریش هایک و لودویگ فون میزس و همچنین برخی پیروان آنارشیست آن‌ها را به راست‌گرایان نژادپرست پیوند دهد.

 پرسپولیس۴-۰ استقلال خوزستان

پرسپولیس۴-۰ استقلال خوزستان

تیم فوتبال پرسپولیس در هفته دوم لیگ برتر فوتبال برابر استقلال خوزستان به برتری چهار بر یک رسید تا دومین برد متوالی قرمزها ثبت شود.

 احترام به قالی ایرانی روی صحنه مد جهانی

احترام به قالی ایرانی روی صحنه مد جهانی

فرش ایرانی، فراتر از یک کف‌پوش، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت، هنر و فرهنگ ماست. هر گره و نقش آن، داستانی از تاریخ و زندگی را روایت می‌کند و به همین دلیل، حضور این میراث گران‌بها در صحنه‌ای جهانی مانند یک فشن‌شو، اتفاقی فراتر از یک رویداد مد است؛ این رویداد، تجلی احترام به یک فرهنگ است.

 عراقچی و عاصم منیر گفت و گو کردند

عراقچی و عاصم منیر گفت و گو کردند

طرفین در این تماس، ضمن بررسی آخرین تحولات منطقه و ابعاد مختلف وضعیت کنونی، درباره آخرین روندهای دیپلماتیک و تلاش‌های جاری برای پیشبرد راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک و نیز تقویت رایزنی‌ها و همکاری‌ها تبادل نظر کردند.

 خلاصه بازی پرسپولیس 4 - استقلال خوزستان 1

خلاصه بازی پرسپولیس 4 - استقلال خوزستان 1

خلاصه بازی پرسپولیس 4 - استقلال خوزستان 1 در چارچوب رقابت های لیگ برتر ایران 1405/06 - هفته دوماینترنت داخلی نیم بها

 ماجرای رسوایی جدید درباره حملات ایران چیست؟  | تهدید تازه برای امنیت ملی آمریکا

ماجرای رسوایی جدید درباره حملات ایران چیست؟ | تهدید تازه برای امنیت ملی آمریکا

پیامدهای زنجیره‌ای جنگ علیه ایران برای ارتش آمریکا همچنان ادامه دارد و در روزهای اخیر پنتاگون آماج انتقادها درباره ماجرای انتقال ناو هواپیمابر «جورج واشنگتن» به خاورمیانه بوده‌است.

 آلودگی نفتی در سواحل قشم دوباره برگشت

آلودگی نفتی در سواحل قشم دوباره برگشت

موج تازه آلودگی نفتی در سواحل سوزا، عملیات پاکسازی را دوباره به جریان انداخت.

 گزارش زنده؛ پرسپولیس 3-1 استقلال خوزستان

گزارش زنده؛ پرسپولیس 3-1 استقلال خوزستان

پایگاه خبری فوتبالی- دیدار تیم‌های پرسپولیس و استقلال خوزستان از دقایقی قبل شروع شد.به گزارش فوتبالی، پرسپولیس در چهارچوب هفته دوم لیگ برتر باید مقابل استقلال خوزستان قرار بگیرد. قرمزهای تهران در هفته اول لیگ برتر با نتیجه دو بر صفر از سد شمس‌آذر قزوین عبور کردند و حالا به دنبال سه امتیاز مصاف با استقلال خوزستان هستند. شاگردان خلیفه در هفته اول با نتیجه دو بر صفر برابر آلومینیوم اراک شکست خوردند و حالا می‌خواهند در بازی با پرسپولیس، دست پر از زمین مسابقه خارج شوند.اطلاعات بازیبستر مسابقه: هفته د ...,پرسپولیس,گزارش زنده,استقلال خوزستان,پیشنهاد سردبیر