قبلا در نقد سخنان دکتر موسی غنینژاد که در مذمت “دکتر علی شریعتی” رسانهای شده بود، یادداشتی نوشتم تحت عنوان ” خشونت آکادمیک”. آن کلمات موهن و سطحی غنینژاد طی هفته اخیر نقدهای بسیاری برانگیخت ولی ضعیفترین و بدترین نقد را دکتر عبدالکریم سروش ارائه کرد.
سخن اخیر سروش مصداق آن مَثل معروف فارسی است که میگوید: “یکی رفت ابرویی درست کند، زد و چشم طرف را هم کور کرد”! اکنون اما معتقدم که اگر چه نقد غنینژاد به شریعتی “بد” بود ولی نقد و سخن سروش خطاب به غنینژاد و در دفاع از دکتر شریعتی واقعا “بدتر” و به مراتب نامقبولتر بود.
سروش با سخنان خود دو مصیبت و اِثم عظیم را رقم زد: یکی آنکه یکجا و با (۱۶) توهین و تهمت به غنینژاد در یک متن کوتاه به روش ” فحش مسجع”! رکورد ناسزاگویی خود غنینزاد را هم پشت سر گذاشت. دو دیگر اینکه با انتساب دکتر سروش به نحله نواندیشی دینی، به سرمایه اجتماعی این طریقت شهره به اخلاق دینی و مدنی نیز ضربه کاری وارد کرد. جدال آن دو چهره دانشگاهی از نوع جدال احسن نبود و به جامعه ترومازده ما که از خشونت و قهر و ناسزاگویی مزمن حاصل از استبدادزدگی تاریخی رنج میبرد، درس بدی از عدم تسامح و صلحگریزی دادند.
ازین پس صرف نظر از منزلت علمی نخبگان دانشگاهی و مدنی و سیاسی، امتیاز اول را باید به درجه اخلاقمداری و آدابدانی افراد و چهرهها در هر حوزهای بدهیم و فریفته نام و مقام کسی نشویم. امید آن داریم که دکتر غنینژاد و دکتر سروش آخرین نمونههای ناشکیبایی و عدم تساهل در طرح و نقد دیدگاههای مخالف خود باشند، مخاطبان و مریدان او نیز کتابهایشان را بخوانند و دانش بیندوزند ولی از روش و منش آنها عبرت گیرند و آزادگی پیشه کنند.
آن دو نیز به وقت گفتن، با اندکی درنگ، سخن خویش را به محک ادب و فرهنگ بسنجند و این گوهرین پند پارسی حضرت مولانا را آویزه گوش و هوش خود کنند: ای زبان، تو بس زیانی مر مرا چون تویی گویا، چه گویم من تو را ای زبان! تو یک زمان خاموش باش وقت گفتن اندکی باهوش باش









