پژوهشگر
نتیجهی یک نظرسنجی بزرگ مقیاس با مشارکت بیش از ۲۶ هزار شهروند، پرده از واقعیتی برداشته که نمیتوان آن را یک آسیب اجتماعی معمولی تلقی کرد. این نظرسنجی که در سه پلتفرم اصلی کشور (روبیکا، بله و تلگرام) اجرا شده، توزیع تقریباً برابری از سه تهدید جدی را نشان میدهد:
اولویت راهبردی وضعیت درصد آرا تعداد آرا (از ۲۶,۱۲۷ نفر) موضوع آسیب
ردیف
اولویت الف بحرانی ۲۱.۹٪ ۵,۷۲۲ افت تمرکز
۱
اولویت الف بحرانی ۲۱.۸٪ ۵,۶۹۶ آسیب به ارتباطات حضوری
۲
اولویت الف بحرانی ۲۱.۳٪ ۵,۵۶۵ اخبار زرد و شایعات
۳
اولویت ب هشدار ۱۹.۷٪ ۵,۱۴۶ اختلال در خواب
۴
اولویت ج قابلتوجه ۸.۹٪ ۲,۳۲۵
سایر موارد
۵ اولویت ج قابلتوجه ۶.۴٪ ۱,۶۷۲ کاهش بهرهوری
۶
نکتهی هشداردهنده اینجاست که سه آسیب اول با اختلاف کمتر از یک درصد، تقریباً به یک اندازه جامعه را نشانه گرفتهاند. ما با یک «جبههی سه گانه» مواجهیم که هر جبهه، ستونی از سرمایههای ملی را هدف قرار داده است. برای مدیران ارشد کشور، این دادهها یک نقشهی تهدید است که باید فوراً بر اساس آن اقدام کرد.
سطح اول: فروپاشی تمرکز (۲۱.۹٪)؛ بزرگترین دشمن بهرهوری ملی
افت تمرکز فراتر از یک مشکل روانشناختی است. این به معنای کاهش توانایی حل مسئله، کاهش عمق یادگیری و در نهایت، کاهش بهرهوری نیروی کار است. سازمانی که کارکنان آن هر ۳ دقیقه یکبار گوشی را چک میکنند، بازدهی مؤثری ندارد. در سطح کلان، این یعنی کاهش سرمایهی انسانی که مهمترین رکن پیشرفت اقتصادی و علمی کشور محسوب میشود.
سطح دوم: گسست ارتباطات حضوری (۲۱.۸٪)؛ تضعیف انسجام اجتماعی
شبکههای اجتماعی به ظاهر ارتباطگر، در عمل رابطههای عاطفی و همدلانهی خانوادهها و جامعه را تضعیف کردهاند. این پدیده، به مرور زمان به «انزوای اجتماعی»، کمرنگ شدن همبستگیهای محلی و افزایش تنشهای بین نسلی دامن میزند. جامعهای که مهارت گفتگوی رو در رو را از دست بدهد، در برابر بحرانها شکنندهتر خواهد بود.
سطح سوم: طوفان شایعات (۲۱.۳٪)؛ تخریب اعتماد و حقیقت
نزدیک به یک پنجم جامعه، شایعات و اخبار زرد را بزرگترین تهدید میدانند. نه تنها مردم در معرض اطلاعات نادرست قرار دارند، بلکه اعتماد آنها به هرگونه منبع رسمی در حال فرسایش است. جامعهای که نتواند دروغ را از راست تشخیص دهد، به راحتی دچار قطبی سازی، ترسهای کاذب و تصمیمات اشتباه جمعی میشود. برای حاکمیت، این یک تهدید امنیتی و فرهنگی است که هزینههای آن را نمیتوان نادیده گرفت.
نکتهی کلیدی: اختلال در خواب با ۱۹.۷٪، اگرچه اندکی کمتر است، اما به عنوان یک شاخص فیزیولوژیک، هشداردهندهی جدی برای سلامت عمومی جامعه است و نشان از اعتیاد رفتاری به گوشیهای هوشمند دارد.
جالب توجه است که تنها ۶.۴ درصد از پاسخ دهندگان «کاهش بهرهوری» را آسیب اصلی میدانند. این یعنی بزرگترین شکاف شناختی در جامعه وجود دارد. بسیاری از مردم تصور میکنند استفاده از شبکهها «بیضرر» یا حتی «لازم» است، در حالی که بهرهوری ملی سالانه میلیاردها ساعت زمان مفید را از دست میدهد. این یک «نقص در درک عمومی» است که باید از طریق گفتمان سازی و آموزش سواد رسانهای اصلاح شود.
سهم پلتفرمها؛ فرصتی که نباید از دست داد
توزیع شرکت کنندگان نشان میدهد که ۵۳.۶ درصد از کاربران از پلتفرم روبیکا و ۲۸ درصد از بله هستند. این یعنی بومی سازی فضای مجازی به مرحلهای رسیده که مخاطب عام به پلتفرمهای داخلی اعتماد کرده است. این یک فرصت طلایی برای سیاست گذاران است: به جای رویکردهای سلبی صرف، میتوان از این بسترها برای ترویج الگوهای مصرف سالم و فرهنگ سازی استفاده کرد. دادههای این نظرسنجی، تصویر دقیقی از یک «تهدید راهبردی» به دست میدهد که در پسِ پردهی مصرف روزمرهی دیجیتال پنهان شده است. کاهش تمرکز، گسست ارتباطات و گسترش شایعات، عامل کاهندهی سرمایههای ملی یعنی نیروی انسانی متمرکز، اعتماد اجتماعی و انسجام فرهنگی است.
از مدیران ارشد کشور انتظار میرود با ایجاد کارگروه ویژهی سلامت دیجیتال متشکل از وزارت ارتباطات، وزارت ارشاد، وزارت بهداشت و نمایندگان مجلس، این موضوع را در اولویت دستور کار قرار دهند. این کارگروه باید طی سه ماه، برنامهی عملیاتی مبتنی بر سه سطح «آموزش پیشگیرانه»، «تنظیمگری هوشمند» و «الگوسازی فرهنگی» را تدوین کند.اگر اکنون برای بازگرداندن «تمرکز»، «ارتباطات انسانی» و «حقیقت» به زیستبوم دیجیتال کشور برنامهریزی نکنیم، دیر یا زود، هزینهی آن را در کاهش بهرهوری اقتصادی، چندپارگی اجتماعی و افزایش بیاعتمادی عمومی خواهیم پرداخت. این فرصت، فرصتی برای مدیریت فرهنگیِ مبتنی بر داده است که نباید از دست رود.









