
مهدیه سلطانی جامعه شناس
ایران در دوران انتقال است. انتقالی که بهآرامی و زیر پوست اعداد جمعیتی در حال شکل گرفتن است، اما پیامدهایش میتواند دهههای آینده را بسازد یا ویران کند. این مقاله روایتی است از این انتقال: از پنجرهای که در حال بسته شدن است، از نسلی که دارد پیر میشود، و از فرصتی که رفع تحریمها میتواند پیش روی ایران بگذارد ، اگر سیاستگذاران بدانند چگونه از آن استفاده کنند.
بیشتر بحثهای عمومی درباره تحریمها به تجارت، ارز، نفت و بانکها محدود میشود. اما یک بُعد کمتر دیدهشده وجود دارد: تحریمها چگونه بر ساختار جمعیتی و آینده سالمندی در ایران تأثیر گذاشتهاند و رفع آنها چه تحولی میتواند ایجاد کند؟
بر اساس دادههای مرکز آمار ایران (۱۴۰۲)، جمعیت ایران به مرز ۸۷ میلیون نفر رسیده است. اما سرعت تغییر ترکیب سنی این جمعیت، چیزی است که باید توجه همه را جلب کند. طبق برآوردهای سازمان ملل (بخش جمعیتی، ۲۰۲۳)، ایران تا سال ۲۰۵۰ یکی از پیرترین جوامع خاورمیانه خواهد بود. نسبت افراد بالای ۶۵ سال — که امروز حدود ۷.۳ درصد جمعیت است — تا آن سال به بیش از ۲۱ درصد خواهد رسید.
این اعداد در خلأ معنا ندارند. آنها یعنی فشار بر صندوقهای بازنشستگی، تقاضای روزافزون برای خدمات درمانی، کمبود نیروی مراقب سالمند، و ضرورت بازتعریف سیاستهای اجتماعی. اما همین اعداد، اگر با چشمی دیگر دیده شوند، میتوانند به فرصت تبدیل شوند — همان چیزی که اقتصاددانان «اقتصاد نقرهای» مینامند.
پنجره جمعیتی ایران: فرصتی در حال گریختن
«پنجره جمعیتی» یا «پاداش دموگرافیک» مفهومی است که اقتصاددانان و جمعیتشناسان برای توصیف دورهای به کار میبرند که در آن، نسبت جمعیت در سن کار (۱۵ تا ۶۴ سال) به جمعیت وابسته (کودکان و سالمندان) به بالاترین نقطه خود میرسد. در این دوره، یک کشور میتواند از نیروی کار فراوان، پسانداز بالاتر و بهرهوری افزونیافته به رشد اقتصادی شتاب دهد — مشروط بر اینکه زیرساختهای لازم، اشتغال کافی، و سرمایهگذاری در آموزش و بهداشت فراهم باشد.
ایران با ورود متولدین دهه شصت به بازار کار، عملا وارد این پنجره جمعیتی شد. کاهش شدید باروری پس از انقلاب ، که نرخ باروری کل از بیش از ۶ فرزند در اوایل دهه ۱۳۶۰ به زیر ۲ فرزند در اوایل دهه ۱۳۸۰ رسید …












