در فضای متلاطم امروز، جایی که هر تحرک دیپلماتیک در میدان سیاست، با شک و تردید یا امیدواریهای متناقض پذیرفته میشود، خبرهای مربوط به تلاشهای پاکستان برای بازگرداندن ایران و ایالات متحده به تفاهمنامه اسلامآباد، زنگ تفسیری جدیدی را به صدا درآورده است.
سفر وزیر کشور پاکستان به تهران و تلاشهای میانجیگرانه این کشور، نشان از آن دارد که در لایههای زیرین سیاست منطقهای، تمایلی برای کاهش تنشها وجود دارد؛ اما پرسش بنیادین این است: آیا بازگشت به میز مذاکره، در تضاد با منافع ملی است یا تکمیلهی آن؟ دیپلماسی در حصار تضادها از یک سو، واقعیتهای اقتصادی و فشار تحریمها، نیاز مبرمی به گشایشی در روابط بینالملل ایجاد کرده است.
محاصرهی اقتصادی، جنگی است که اگرچه بدون صدای بمب است، اما لایههای معیشتی جامعه را میسوزاند. در این میان، میانجیگری پاکستان میتواند به عنوان یک پل ارتباطی عمل کند تا هر دو طرف بدون پذیرش هزینههای سیاسی مستقیم، راهکارهایی برای کاهش تنشها بیابند. تفاهمنامه اسلامآباد، در صورت بازنگری و بهروزرسانی، میتواند بستری باشد تا منافع متقابل در حوزههای امنیتی و اقتصادی تعریف شود. اما در سوی دیگر، در فضای داخلی ایران، جریانهای مخالف مذاکره، این مسیر را «تسلیم» یا «ضرر به منافع ملی» مینامند.
این دیدگاه، بر این باور است که آمریکا هرگز به دنبال تفاهمی پایدار نیست و میز مذاکره را ابزاری برای خرید زمان یا پیشبرد استراتژی فشار حداکثری میبیند. این نگرانیها، ریشه در تجارب تلخ گذشته و عدم اعتماد متقابل دارد. کدام مسیر برای منافع ملی مناسبتر است؟ برای پاسخ به این پرسش، باید میان «مذاکره» و «تسلیم» تمایز قائل شد. مذاکره، به معنای پذیرش خواستههای طرف مقابل نیست، بلکه هنرِ مدیریت تنش برای دستیابی به بیشترین دستاوردهای ممکن در کمترین زمان ممکن است.
منافع ملی ایران در شرایط فعلی، در هیچیک از دو قطب «انزوای مطلق» یا «مذاکره بدون شرط» قرار ندارد. مناسبترین شیوه برای تامین منافع ملی، «دیپلماسی فعال و هوشمندانه» است؛ دیپلماسیای که بر سه رکن استوار باشد:
۱. موضع قدرت: مذاکره باید از جایگاهی صورت گیرد که طرف مقابل بداند هزینه تداوم محاصره برای او نیز سنگین است. ۲. شفافیت و کرامت: تفاهمات باید به گونهای باشد که کرامت ملی و حاکمیت ملی را هدف قرار ندهد و بر اساس تضاد منافع، نه تضاد ایدئولوژیک، پیش برود.
۳. تنوع در مسیرها: تفاهم با آمریکا نباید تنها مسیر نجات باشد، بلکه باید بخشی از یک استراتژی گستردهتر (مانند تقویت روابط شرق و میانجیگریهای منطقهای) باشد تا وابستگی به یک طرف خاص ایجاد نشود. بازگشت به تفاهمات پیشین یا گشودن مسیرهای جدید از طریق میانجیهای منطقهای نظیر پاکستان، زمانی مفید است که ابزاری برای «بهبود کیفیت زندگی مردم» و «تثبیت امنیت ملی» باشد.
مخالفان مذاکره باید بدانند که سکوت در برابر فرصتهای دیپلماتیک، گاهی هزینهبرتر از ریسکهای مذاکره است. و در مقابل، مذاکرهکنندگان باید بدانند که تفاهم بدون ضمانتهای عملی و احترام به حقوق ملی، چیزی جز توهم یک آرامش موقت نیست. بهترین راه برای منافع ملی، تبدیل کردن «میز مذاکره» به ابزاری برای مهار کفتارهای سیاسی و رانتخواران است، تا ثمره این دیپلماسی نه در جیب گروههای خاص، بلکه در سفره و آیندهی شهروندان جاری شود.






![[محمد محمودهاشمی] درباره کودتای ۲۸ مرداد](/news/u/2026-08-19/ettelaat-zae98.jpg)


