
امین ربیعیان فعال رسانه
امنیت، مهمترین حقی است که هر شهروند از مسئولان انتظار دارد. ماهیت امنیت هم بیش از هر چیز نرمافزاریست نه سختافزاری به این معنا که امنیت از اساس حسیست که نه با آمارها شکل میگیرد و نه با تعداد خودروهای گشت و ایستهای بازرسی؛ بلکه در آن لحظهای سنجیده میشود که یک شهروند در شرایط خطر قرار میگیرد و دست یاری به سوی نهادهای مسئول دراز میکند.
اینکه این نهادها در لحظهی خطر چگونه پاسخ میدهند تقریب مناسبی از احساس امنیت را به دست میدهد. بگذارید موضوع را با یک روایت پیش ببریم. چند شب پیش، چند نفر وارد حیاط منزل یکی از شهروندان شدند. با شنیدن صدای خودروی صاحبخانه، محل را ترک کردند و هنگام خروج خود را «مأمور» معرفی کردند.
خوشبختانه موفق به ورود به داخل منزل نشده بودند و حادثه به سرقت یا خسارت جانی و مالی منجر نشد. با این حال، اضطراب و احساس ناامنی که برای اعضای خانواده ایجاد شد، چیزی نیست که به این سادگی از بین برود. این موضوع چنان که تجربه همنشان داده، برای سالها در ذهن اعضای این خانواده حک خواهد شد. مطابق روال مرسوم در هر حادثهای که برای شهروندان در این مواقع طی میشکد، در همان دقایق نخست با ۱۱۰ تماس گرفته شد، اما بنا بر گفته افراد حاضر، رسیدن مأموران حدود ۴۵ دقیقه زمان برد.
ممکن است این تأخیر دلایل مختلفی مانند حجم مأموریتها، فاصله محل یا محدودیت نیروها داشته باشد، اما از نگاه شهروندی که در آن لحظه با نگرانی از امنیت خانه و خانواده خود روبهرو است، تنها یک سؤال باقی میماند؛ آیا در زمان نیاز، کمک بهموقع خواهد رسید؟ سالهاست شهروندان در نقاط مختلف شهر با ایستهای بازرسی و کنترلهای متعدد خودروها و موتورسیکلتها مواجه هستند. بدون تردید، پیشگیری از جرم و برقراری نظم از وظایف مهم پلیس است و این اقدامات میتواند در بسیاری از موارد بازدارنده باشد.
اما امنیت زمانی کامل میشود که در کنار این اقدامات، سرعت پاسخگویی به تماسهای اضطراری نیز در بالاترین سطح ممکن قرار داشته باشد. مردم انتظار ندارند وقوع جرم به صفر برسد؛ چنین انتظاری واقعبینانه نیست. اما انتظار دارند هنگامی که حادثهای رخ میدهد، فاصله میان تماس با پلیس و حضور نیروهای امدادی، به حداقل برسد.
اعتماد عمومی نیز دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد؛ جایی که شهروند احساس کند در لحظه خطر، تنها نیست. هدف از نوشتن این چند سطر، نادیده گرفتن تلاش شبانهروزی مأمورانی که برای حفظ امنیت کشور زحمت میکشند، نیست.
سخن بر سر اولویتها و کارآمدی است. اگر قرار است محدودیتها و کنترلهای خیابانی به نام امنیت اعمال شود، طبیعی است که شهروند نیز انتظار داشته باشد نتیجه این سیاستها را در سرعت، دقت و کیفیت خدمات اضطراری ببیند. امنیت، تنها با حضور در خیابانها معنا پیدا نمیکند؛ امنیت یعنی شهروند بداند وقتی در نیمهشب با خطر روبهرو میشود و شماره ۱۱۰ را میگیرد، زمان به زیان او نخواهد گذشت. زیرا در نهایت، امنیت را مردم در لحظه خطر قضاوت میکنند، نه در تعداد ایستهای بازرسی.






