
صفحه سیاست-
بازار تخممرغ این روزها با پارادوکسی کمسابقه روبهرو است؛ از یک سو، خانوارها برای خرید یکی از ارزانترین منابع پروتئینی با قیمتهایی نزدیک به ۶۰۰ هزار تومان برای هر شانه مواجه هستند و از سوی دیگر، مرغداران اعلام میکنند محصول خود را همچنان پایینتر از هزینه واقعی تولید به فروش میرسانند.
این وضعیت نشان میدهد مشکل بازار تخممرغ صرفاً افزایش قیمت نیست، بلکه شکاف عمیقی میان قیمت درِ واحد تولیدی و نرخ نهایی مصرفکننده ایجاد شده؛ شکافی که بخش قابل توجهی از آن ناشی از ضعف در مدیریت زنجیره عرضه و تصمیمات مقطعی در حوزه تنظیم بازار است. سیاستهای متغیر صادرات؛ درمان موقت یک بحران ساختاری
یکی از مهمترین ابزارهای دولت برای کنترل بازار، مدیریت صادرات بوده است. در ماههایی که تولید از مصرف داخلی پیشی گرفت و قیمت درِ مرغداری به کمتر از بهای تمامشده سقوط کرد، صادرات به عنوان راهکاری برای حمایت از تولیدکنندگان در دستور کار قرار گرفت.
اما با افزایش قیمت در بازار مصرف، سیاست تغییر کرد و صادرات بهطور موقت متوقف شد تا عرضه داخلی افزایش یابد. پس از کاهش نسبی قیمتها، صادرات دوباره آزاد شد.
این رفتوبرگشتهای مکرر اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بر قیمتها اثر بگذارد، اما از نگاه کارشناسان نمیتواند جایگزین یک سیاست پایدار باشد. صنعت مرغ تخمگذار بر پایه برنامهریزی بلندمدت اداره میشود و تولیدکننده قادر نیست متناسب با تصمیمهای کوتاهمدت دولت، ظرفیت تولید خود را به سرعت کاهش یا افزایش دهد. مازاد تولید؛ نعمتی که به بحران تبدیل شد
برآوردها نشان میدهد تولید ماهانه تخممرغ کشور همچنان از میزان مصرف داخلی بیشتر است. در شرایط عادی، چنین وضعیتی باید به کاهش قیمت برای مصرفکننده منجر شود، اما آنچه در بازار مشاهده میشود، نتیجهای کاملاً متفاوت دارد.
بخش مهمی از این تناقض به محدود بودن ظرفیت صنایع تبدیلی، ضعف صادرات پایدار و ناکارآمدی نظام توزیع بازمیگردد. زمانی که امکان جذب مازاد تولید وجود نداشته باشد، تولیدکننده ناچار است محصول خود را با زیان عرضه کند؛ در حالی که همین محصول پس از عبور از حلقههای مختلف توزیع، با قیمتی چند برابر به دست مصرفکننده میرسد.
این مسئله نشان میدهد سیاست تنظیم بازار بیش از آنکه بر مدیریت کل …












