
صفحه سیاست-
بر اساس گزارشی که شبکه «سیانان» منتشر کرده، دولت ترامپ جنگ را با مجموعهای از مطالبات بلندپروازانه آغاز کرد؛ از تسلیم کامل ایران و تغییر نظام سیاسی گرفته تا جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای و پایان حمایت از گروههای همپیمان منطقهای. با این حال، در ماه ششم جنگ، بخش قابل توجهی از این مطالبات دیگر در مرکز مواضع علنی مقامهای آمریکایی قرار ندارد. از «تسلیم ایران» تا «ثبات بازار انرژی»
تغییر لحن واشنگتن را میتوان در اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، مشاهده کرد. او در گفتوگو با فاکسنیوز، دو اولویت اصلی دولت ترامپ را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و حفظ ثبات قیمت انرژی عنوان کرد.
اهمیت بخش دوم این اظهارات در آن است که «تأمین پایدار نفت و گاز و پایین نگه داشتن قیمت انرژی برای مصرفکنندگان آمریکایی» در ماههای ابتدایی جنگ، چنین جایگاهی در فهرست اهداف اعلامی واشنگتن نداشت.
به بیان دیگر، مسئله فقط تغییر یک عبارت در ادبیات سیاسی آمریکا نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر در تعریف «هدف قابل دستیابی» از جنگ است. در شرایطی که ادامه درگیری میتواند بازار انرژی را بیثبات کند، هزینههای اقتصادی را افزایش دهد و فشار داخلی بر دولت ترامپ را بیشتر کند، حفظ جریان انرژی به یک اولویت راهبردی تبدیل شده است. تنگه هرمز؛ برگ برندهای که معادله را تغییر داد
در این میان، تنگه هرمز جایگاهی تعیینکننده پیدا کرده است. پیش از آغاز جنگ، این آبراه باز بود و جریان انتقال انرژی از منطقه بدون چنین سطحی از اختلال ادامه داشت. بنابراین تأکید امروز واشنگتن بر تضمین عرضه نفت و گاز را میتوان تا حدی تلاش برای بازگرداندن بازار انرژی به شرایط پیش از جنگ ارزیابی کرد.
این مسئله نشان میدهد که جنگ، برخلاف محاسبات اولیه، صرفاً در میدان نظامی تعیین نمیشود. هرچه هزینههای اختلال در مسیرهای انرژی افزایش پیدا کند، اهمیت ابزارهای غیرنظامی و ژئوپلیتیکی ایران نیز بیشتر میشود.
تنگه هرمز در این چارچوب تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه به اهرمی تبدیل شده که میتواند مستقیماً بر اقتصاد جهانی، قیمت نفت و در نهایت محاسبات سیاسی واشنگتن اثر بگذارد. کاهش مطالبات؛ نشانهای از تغییر محاسبه؟




